سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 1 خرداد 1401
  • روز بهره‌وري و بهينه‌سازي مصرف
  • روز بزرگداشت ملاصدرا، صدرالمتألهين
  • آغاز محاصرة اقتصادي جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا، 1359 هـ ش
22 شوال 1443
    Sunday 22 May 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

      يکشنبه ۱ خرداد

      سایه

      شعری از

      سیاوش آزاد

      از دفتر سیاوش نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۷ فروردين ۱۴۰۱ ۰۳:۳۰ شماره ثبت ۱۰۸۷۱۷
        بازدید : ۲۸۱   |    نظرات : ۴۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سیاوش آزاد
      آخرین اشعار ناب سیاوش آزاد

      هوا سرد است و من از پشت شیشه
      ببینم سایه ای را زیر باران
       
      گرفتم چتر را در دست و رفتم
      ولی او را ندیدم در خیابان
      ۱۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۰۹:۵۷

      سلام دوبیتی زیبایی است تصویرپرداز و پُرمحتوا
      عنوان شعر هم خوب انتخاب شده است.


      به نظرم مصراع سوم را اینگونه تغییر دهیدبهترنبود؟


      (( دویدم چتر در دستم به سویش))
      ولی اورا ندیدم در خیابان


      سلامت باشید و سرافراز
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۴:۵۲
      سلام
      با قدردانی از محبت های حضرتعالی
      درود بر پیشنهاد ارجمندتان بله فعل کمتر می شود از لحاظ موسیقیایی دویدم و ندیدم تناسب دارند دویدم شتاب برای رسیدن را نیز نشان می دهد ولی مصرع حقیر ظاهرا خونسردی را بیشتر نشان می دهد شتاب یا خونسردی؟
      دویدم، چتر در دستم، به سویش
      چتر در دستم به صورت جمله معترضه آمده است
      سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۸:۳۷
      درود بزرگوار
      خوش آهنگ و زیبا بود خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۹:۳۰
      سلام
      مراتب سپاس خویش را محضرتان ابراز می نمایم بر اوج موفقیت درخشان و شادکام باشید
      ارسال پاسخ
      امیر وحدتی        یگانه
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۰۹:۴۳
      درودها جناب آزاد. باز هم کوتاه
      و زیبا سروده اید. عالی است‌
      منتها فعلها هماهنگ نیستند.
      ببینم ، گرفتم ، رفتم و ندیدم.
      مصرع دوم بنظر حقیر به این
      شکل اصلاح شود:
      چو دیدم سایه ای را در خیابان
      خندانک خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۵۷
      سلام متشکر از پیشنهاد
      منتها در صورت اعمال آن، فعل در مصرع اول نیز گویا بایستی تغییر کند مثلا هوا بد سرد و من از پشت شیشه ...
      بد به ضمه ب ولی اثر درین صورت کمی قدمایی می شود و نیز اگر چو بیاوریم گرچه من کهن گرا و سرا هستم
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۴:۰۱
      البته شاید بشود گفت فضا دو مصرع در دو زمان روایت شده است مصرع اول حال و در پشت شیشه. بعد در زمان آینده راوی مابقی داستان که در گذشته رخ داده است را ادامه می دهد و بیان می کند
      ارسال پاسخ
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۵:۰۹
      بارش باران و مشاهده سایه توسط شاعر
      چند لحظه قبل اتفاق داده است و سردی
      هوا هنوز هم که شاعر گزارش میدهد،
      ادامه دارد.
      یا اینکه فعل مصرع اول به "شد" تغییر
      یابد که هم از کهنگی در می آید و هم
      هماهنگ با بقیه افعال خواهد بود.
      هوا شد سرد و من از پشت شیشه ...
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۵:۳۵
      درود بر شما و تدقیقی که نمودید
      هوا شد سرد و من از پشت شیشه
      چو دیدم سایه ای را زیر باران
      گرفتم چتر را در دست و رفتم
      ولی او را ندیدم در خیابان

      چو هنوز کهن است و اندکی احساس می کنم از حیث زبانی مشکلی دارد شاید این مناسب تر باشد
      هوا شد سرد و من از پشت شیشه
      بدیدم سایه ای را زیر باران

      البته باز بدیدم قدری از معاصر دور است
      شاید دیدم را به مصرع اول ببریم
      هوا شد سرد و دیدم پشت شیشه
      شکسته سایه ای را زیر باران (شکسته فعلا برای پر کردن وزن)
      منتها حذف از از مصرع اول مشکل ساز نیست؟
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۲۱:۵۹
      عرض سلام.
      بالاخره دو نفری این الماس را
      آنقدر صیقل میدهیم تا ایده آل تر
      گردد.
      هوا شد سرد و دیدم سایه ای را
      ز پشت پنجره در زیر باران
      گرفتم چتر را در دست و رفتم
      ولی او را ندیدم در خیابان
      شدم نومید وکوته گشت شعرم
      رسید اکنون باران هم بپایان




      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      سه شنبه ۹ فروردين ۱۴۰۱ ۰۰:۵۹
      تقدیر نمایم تکاپوهای ارجمندتان و تاملات ادیبانه تان
      ناامیدی نیست در قاموس من
      به مددتان دو زوج سامان یافتند لکن می ماند ز
      اگر فکری برای این کهنچه می شد چه می شد
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۰۹:۴۸
      درود جناب ازاد گرامی
      از شرکتتان در فراخوان و اخذ آرا متشکرم🌺🌺🙏🙏
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۵۱
      سلام
      نخستین رای دهنده بودم؟
      در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

      این اثر توانسته است بنیان های ادبیات را متحول کند؟
      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۵:۳۵
      امان از شما جناب آزاد عزیز🌺🌺
      بله،اولین رای دهنده بودید 👏👏👏
      در مورد سوال دوم اگر منظورتان همین شعر سایه است که پیش روی ماست ،خیر،نتوانسته
      هرچند طنازی در ادبیات شما همیشگیست👏👏🌺
      شیما جریده (شین بانو)
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۲:۳۷
      سلام جناب آزاد راهگشا
      سروده های کوتاهتان را بسیار دوست دارم
      شاد باشید و سلااامت خندانک خندانک خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۴۹
      سلام
      ممنونم در سلامتی و نشاط باشید
      ارسال پاسخ
      آرمین پرهیزکار
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۲:۵۶
      درود جناب سیاوش آزاد گرامی
      بمانید و به مهر بسرایید
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۴۸
      سلام
      متشکر زندگی تان سرشار از شادی ها
      ارسال پاسخ
      مجید فکری
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۲۴
      درود بر شما دلنوشته زیبایی بود خندانک خندانک خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۴۷
      سلام لطف دارید زنده باشید
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۵۵
      سلام و ادب جناب آزاد دوبیت زیبا و عاشقانه ای بود .
      حس غمگین بارانی ی زیبایی داشت
      در انتها .
      و پُر احساس بود .
      به هر صورت در زیر باران قراری نگذارید ، بهتر است ، چه کاریست بزرگوار بگذارید هوا بهتر شود .

      موفق باشید .
      خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۴:۰۵
      سلام بر جناب مریخ
      سپاس از همراهی و تشریح موجز و زیبایی که بیان نمودید
      فرمود
      چترها را باید بست
      زیر باران باید رفت
      فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد
      با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت
      دوست را، زیر باران باید دید
      عشق را، زیر باران باید جست
      زیر باران باید با زن خوابید
      زیر باران باید بازی کرد
      زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت
      زندگی تر شدن پی در پی
      زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.
      رخت ها را بکنیم:
      آب در یک قدمی است
      روشنی را بچشیم
      شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را
      گرمی لانه لک لک را ادراک کنیم
      روی قانون چمن پا نگذاریم
      در موستان گره ذایقه را باز کنیم
      و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد
      و نگوییم که شب چیز بدی است
      و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
      و بیاریم سبد
      ببریم این همه سرخ، این همه سبز
      ارسال پاسخ
      نیاز ناطق
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۶:۳۴
      هوا سرد است و من از پشت شیشه

      ببینم سایه ای را زیر باران


      سلام
      جناب آزاد واقعا خوشحالم از اشعار کوبنده شما
      فقط این سطر و خودتان بخونید
      ببینم ما سرکاریم یا باید شاهد اشعاری باشیم که از خود شاعر بعید نمی‌دانیم
      ولی غزل قبلی با این چهار سطر آسمان را به زمین چسباند

       

      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۷:۵۵
      سلام و عرض تحیت
      در جمع نیک اندیشان بودن غنیمتی است و تاملاتشان هدیت
      باری از زبان شما بیشتر شنیدن توفیقی است امید که مددکار احوال و آثارم گردد
      قرین عزت
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۶:۵۴
      کوتاه
      واقعا زیبا
      هزاران درود
      شاعر گرامی
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۷:۵۷
      سلام
      ز یزدان توان حقگزاری یاران را خواهانم
      عمر شریف پربرکت و طولانی
      ارسال پاسخ
      آرمان پرناک
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۷:۲۰
      هوا شد سرد و من از پشت شیشه
      بدیدم سایه ای را زیر باران
      گرفتم چتر را در دست و رفتم
      ولی او را ندیدم در خیابان

      سلام بر جناب آزاد عزیز
      سروده زیبایی قلم زدید. سروده ای سنتی با غلظت بالا خندانک
      خندانک خندانک




      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۸:۰۶
      سلام بر مرد گفتارنیک
      باز در خانه همسایه آزادی بیان مسلوب شد
      سروده ها و بهتر سیاهه های سیاوش به راستی زیبا است و اگر چنینست چرا خود نمی یابم باری سوالی چرا اگر اثری نازیبا باشد شیرمردی به پا نمیخیزد و عریانی او را هویدا نمی کند و برگ انجیر ندهد و رک نگوید اثر زشت است ور خود طاووسی وگر چه ساوش کریه تر از این حرف هاست
      به اثر پردازم
      واژه ی ببینم فکر کنم هنوز کهن است راهکاری برای براندازیش به خاطر خطیرتان خطور نمی کند؟
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۸:۰۸
      بدیدم هم بوی کهنگی دهد
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۸:۱۴
      به همسایه سر زدم برق بیان بار دیگر برگشت
      رفت و آمد دارد این برق بیان
      عاقبت گردن زند او بی امان
      آرمان پرناک
      آرمان پرناک
      دوشنبه ۸ فروردين ۱۴۰۱ ۱۸:۴۲
      سلام مجدد بر جناب آزاد گرانقدر خندانک
      «ما رایت الا جمیلا»
      در خصوص پرسش شما، شاید بدین جهت باشد که این نیمه ی پر لیوان است که فریادِ امیدبخش سیرابی را سر می دهد.

      از ببینم کهن تر، بینم است. البته سروده کهن هم چون خاطرات جمع شده در چمدان می ماند که دیدنش جذابیت خاص خودش را دارد و با هیچ چیز نمی توان عوض کرد. مهم لحظه ی سرودن و حال و هوای دلست. در شعر جاری، بنده بشخصه احساسش را دوست داشتم و با شما زیر باران رفتم. البته از آنجا به بعد، شما دنبال سایه خود و من سایه ی خود خندانک

      بله، البته نمیدانم تا چند روز آینده مجدد برق می رود یا نه ، ولی روشنایی سایر همسایه ها، خانه ما را هم روشن نگه میدارد
      امیر وحدتی        یگانه
      سه شنبه ۹ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۳۶
      درودها سیاوش خان. اگر فکری به حال \\"ز\\"
      نکنم ، چه کنم!!
      هوا شد سرد و دیدم سایه ای را
      که پشت پنجره در زیر باران
      سرک هی می کشید از پشت شیشه
      سپس میکرد سر را در گریبان
      گرفتم چتر را در دست و رفتم
      ولی او را ندیدم در خیابان
      شدم نومید وکوته گشت شعرم
      رسید اکنون باران هم بپایان
      مشکل اندر هم بیاری خدا حل شد.
      خندانک خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      سه شنبه ۹ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۵۶
      سلام متشکر از الطاف شریف
      واژه ها امروزین تر شد ولی هنوز فکر کنم سه واژه کهن هستند
      گریبان، نومید و کوته
      این اثر گویا نگردد مستقیم
      می کند آخر مرا چون خود سقیم
      ارسال پاسخ
      امیر وحدتی        یگانه
      امیر وحدتی یگانه
      سه شنبه ۹ فروردين ۱۴۰۱ ۲۲:۰۷
      قُل اَ عوذُ مِن ز شیطان الرجیم
      بر خداوند توانای حکیم
      راهکارت کار را پیچیده کرد
      سخت تر از قبل شد با این "سقیم"
      خوش نباشد اینچنین قول و قرار
      در خیابان زیر بارانی حجیم
      خوش بود جای قرار و وعده ها
      کافه تریایی و شاپی مستقیم
      ....‌
      ادامه بدهید لطفا
      محمدرضا فرهمندنیا
      سه شنبه ۹ فروردين ۱۴۰۱ ۱۵:۰۹
      دوبیتی پر محتوا و زیبا خندانک
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      سه شنبه ۹ فروردين ۱۴۰۱ ۲۳:۱۰
      سلام متشکر
      امید که دو بیت های آتی و سایر آثار مطلوب طبعتان واقع گردد زنده باشید
      ارسال پاسخ
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      پنجشنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۱ ۰۲:۳۴
      باید که عمر وقف الفبای او کنند
      خود را فدای قامت رعنای او کنند

      از دست پشت پرده ی غیبت امان وآه
      لعنت به طعنه ای که به شیدای او کنند

      نفرین به مردمان سیه بخت روزگار
      آنان که از دروغ تولای او کنند

      عمریست سنگ غیبت ما خورده بر سرش
      کو عالمان دین که مداوای او کنند

      ما را که از مترسک افتاده کمتریم
      این خوش خیالی است که همپای او کنند

      موسی از آن تضرع قومش ظهور کرد
      کو اهل ندبه ای که تمنای او کنند

      آنان که از تلاطم دنیا مصون شدند
      باید دعا به خیر سجایای او کنند

      صد مرده زنده میکند از گوشه ی نگاه
      گر چشم همتی به مسیحای او کنند

      دارم امید تا که بیافتم به پای یار
      شاید مرا غبار قدم های او کنند ...

      #اللهم_عجل_لولیک_الفرج
      #اللهم_لعن_جبت_والطاغوت
      #ایمان_اسماعیلی_راجی
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      پنجشنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۱۸
      سلام تشکر به امید ظهور حضرت
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      پنجشنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۸:۲۱
      سلام و احترام ازاد عزیز
      سایه ای در زیر باران
      🌹🌹🌹🌹🌹
      سیاوش آزاد
      سیاوش آزاد
      پنجشنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۱ ۲۳:۲۰
      سلام سپاس از اینکه قدم رنجه فرمودید توفیقاتتان را آرزومندم
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0