سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 1 خرداد 1401
  • روز بهره‌وري و بهينه‌سازي مصرف
  • روز بزرگداشت ملاصدرا، صدرالمتألهين
  • آغاز محاصرة اقتصادي جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا، 1359 هـ ش
22 شوال 1443
    Sunday 22 May 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

      يکشنبه ۱ خرداد

      گاهی گذر باید

      شعری از

      رضا سعادت نژاد

      از دفتر ریشه ها نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۰ ۱۹:۲۴ شماره ثبت ۱۰۶۸۴۰
        بازدید : ۲۵۲   |    نظرات : ۲۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

       
      شمعی  که   نورانی  شود  پروانه  را کشته
       
      داستان   اگر  باشد  اصیل  افسانه  را کشته
       
      باید   فدا   شد  تا  فضیلت  ها  به دست آید
       
      زاهد   اگر   حاکم   شود  میخانه  را  کشته
       
      گاهی گذر باید از آن چیزی که محبوب است
       
      محبوب   ما   این   آشنا   بیگانه  را   کشته
       
      من  هم  ز محبوبم  کشیدم  دست  و جانم را
       
      وقتی  حضورش  حرمت این خانه  را کشته
       
      رخسار چون  ماهش  فراموشم  نخواهد شد
       
      سنگینی  زلفان   او  صد   شانه  را   کشته
       
      گاهی  رها  کردن  به  سود هر دو می باشد
       
      دل  کندن  از  او  این  من  دیوانه  را کشته
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      مجیدنیکی سبکبار
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۲۷
      سلام و درود. سرایش این شعر را برای شما تبریک می گویم. بسیار زیبا و ساده روان و پر محتوا. شعر شما تمایل دارد که بطور طبیعی از صناعات ادبی بهره جوید. اما دوست من اولین خواننده شعر خود باشید. بارها و بارها. خود شعر بعد از تکرار خواندن برای شما خواهد گفت که چه چیزهایی را جابجا کنید کلماتی را با کلمات دیگری جایگزین کنید تا معانی دوگانگی و چندگانگی بیابند و توصیفات و تمثیلات و تشبیهات نابی به شما پیشنهاد می کند . دقت کنید خود شعر که انعکاسی از درون و ذوقیات شماست.
      این حرف ها را نمی زدم و با یک تحسین ساده گذر می کردم اگر شعرتان را در حال پرواز نمی دیدم . درود بر شما
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۳۷
      درود جناب سبکبار
      باعث افتخار است که شعرم را خوانده و نظر دادید
      بله متوجه شدم و ممنون از راهنماییتون
      بسیار آموختم استاد مهربان خندانک خندانک
      سپاس که همراه من خام و ناپخته هستید
      باعث افتخار است خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مجیدنیکی سبکبار
      مجیدنیکی سبکبار
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۲۷
      موفق باشید
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۴۶
      سلام بر جناب سعادت نژاد گرامی
      چند خط کوتاه زیر صفحه ی شما اضافه میکنم عزیز
      و گمان نمیکنم امروز فرصت شود آنرا بسط دهم.
      منتها شما ف را بگیرید و تا فرحزاد بروید.ولی ممکن است با این نظر موافق نباشید که آن دیگر نیاز به گفتگو دارد که اگر مجال شد حتما🙏
      ۱. با توجه به رکن مستفعلن،
      "داستان اگر " باید تغییر کند چون " داس" در مستفعلن نمیگنجد و باید کشیده ادا شود، اگر کوتاه ادا شود زیبنده نیست
      ۲. به جای " آید" در مصرع سوم گمانم " آورد" مطلوب تر باشد
      ۳. نکته ای که محال کافی برای اثباتش ندارم
      شعرتان دچار پارادوکس " مضمون و محتوا" شده
      نکته ای را در ابتدای شعر مطرح میکنید و ادله ای هم برایش ارائه میکنید که گاها با هم در تضادند.
      شما پروانه اید و معشوق شمع
      شمع که پرنور باشد یعنی عیار معشوق بالاست
      کشته شدن پروانه هم در ادبیات ما بد نیست
      حکمش ظاهرا مرتبه ی بالایی از عرفان و فنا در الله است.
      در ثانی داستان عشقتان را اصیل میخوانید که افسانه را از بین برده چون واقعیست.
      در بیت بعدی فدا شدن را امری موجه و خوب قلمداد میکنید.
      در بیت بعدی لازمه ی فدا شدن را گذر از محبوب میدانید در صورتی که بیت اول حرف از سوختن پروانه در آتش است
      در بیت بعدی حضور محبوب را باعث کشته شدن حرمت خانه میدانید در صورتی که در بیت اول حرف از پرنوری شمع است و اصیل بودن داستان.
      در بیت بعدی ولی باز به تعریف از معشوق میپردازید.
      در بیت آخر چرا حدایی به نفع هردوست
      و اگر هست پس چرا این جدایی عاشق را میکشد وقتی خود اذعان میکند این جدایی به نفع اوست؟

      در نگاه اولم به شعر مجموعه ای از ابیات دیدم که هر کدام حرفی مجزا میزند ، منسجم نیست، در خدمت هدفی واحد نیست. ظاهرا جوشش در شعر به شاعر غلبه کرده و شاعر کنترل کافی بر جوشش ذهنیاتش نداشته.
      اجازه صادر شده برای ذهن که هرگونه میخواهد قلم را بچرخاند.
      وحدت کلام رکنی پر اهمیت در شعر و داستان نویسیت.
      البته اینها نظریات بنده بود که هر کدام را باید در بوته ی تحلیل بگذارید و راستی آزمایی کنید.
      موفق باشید بزرگوار 👏👏🌺
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۴۱
      درود فراوان به جناب عزیزیان که همواره به من لطف داشته خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      بله از بی دقتی خودم بود در استفاده از " داستان اگر" و وزن به هم ریخت
      محتوای شعر در کل همین مصراع است که می گوید :
      باید فدا شد تا فضیلت ها به دست آید
      مقصودم از مصراع اول این است که در تخیل خودم شمع اگر پروانه را بکشد(عاشق از معشوق اشتباهی دست بکشد)به فضیلت خواهد رسید که همان نورانی شدن است
      گرچه عشق وجود دارد اما اشتباهی است و باید از این لذت عاشقی دست کشید و به فضیلتی عمیق تر رسید
      مصراع دوم هم می گوید گرچه افسانه ها و داستان های تخیلی خوب و خوشایند هستند،اما برای رسیدن به واقعیت که فضیلتی والا است باید از انها دست کشید
      در واقع در بیت اول آرایه "اسلوب معادله "دارد که هر دو مصراع یک هدف دارند
      و هم چنین تشبیهی میان دو مصراع که عشق را همچون افسانه ای لذت بخش می پندارد
      بیت دوم هم که همین موضوع را تاکید می کند
      بیت سوم هم می گوید که ، از محبوبی که باعث آزار و رنجش می شود باید گذر کرد ، گرچه دوستش داشته باشی
      بیت چهارم هم همین موضوع است که من ز محبوب و معشوقم دست می کشم زیرا باعث ضرر و زیان من است(وقتی حضورش حرمت این خانه را کشته)
      دو بیت آخر هم مربوط به این است که منِ شاعر پند می دهم از محبوب اشتباهی باید گذر کرد و به فضیلت رسید
      اما این ترک کردن و رها کردن باعث عذاب من است و باید سختی این اتفاق را به دوش بکشم که اشاره دارد به :
      "نابرده رنج گنج میسر نمی شود"
      در مصرع:

      سنگینی زلفان او صد شانه را کشته

      به نظر خودم ایهام شگفت انگیزی به کار گرفتم
      "شانه" هم می تواند به معنای قسمتی از بدن انسان باشد که مو روی آن تاب می خورد و توانایی تحمل زیبایی موها را ندارد
      یا به معنای شانه کردن مو باشد که موهای محبوب بر روی شانه سنگینی می کنند(کنایه از زیبایی)
      در ابیات قبل هم آرایه های زیادی به کار گرفتم که در این لحظه فرصت برای شرح دادن نیست
      پس با این تفاسیر ، این گونه است که دل کندن سخت است گرچه به سود من و معشوق است و شاعر می گوید :

      گاهی رها کردن به سود هر دو می باشد

      دل کندن از او این من دیوانه را کشته

      تفکرات من برای سرودن این شعر این گونه است خندانک
      سپاس که اشعارم را می خوانید و نظر می دهید خندانک
      باعث افتخار است خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ماهور محمدی
      ماهور محمدی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۴۲
      درود جناب عزیزیان خندانک
      ارسال پاسخ
      ماهور محمدی
      ماهور محمدی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۴۵
      تفکرتان در نوع خودش جالب و بنظرم قانع کننده بود خندانک
      ایهامتان هم بی نظیر بود واقعا خندانک خندانک خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۱۰
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد علی رضاپور
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۰۵
      خندانک خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۳۱
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ژکا گرجاسی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۴۴
      درود دوست عزیزم
      رضا جان هنرمند
      باز هم شعری خوندم از قلم جادویی و دلنشینت
      حیف نیست شما با این قلم قدرتمند از شادی ها ننویسید
      بعد من بیام و اشعار شاد بنویسم
      واقعا حیف نیست؟!!!
      بمانی به مهر رفیق و بسرایی از شادی ها و عشق خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۳۵
      سلام ژکای جانان
      حیف؟به خدا از وقتی اومدم توی این فضا خیلی چیزا ازت یاد گرفتم
      از خودت/نظراتت/اشعارت و تفکراتت درون شعر
      یکی از بهترینایی و واقعا شوق میکنم اشعارتو میخونیم
      همسن بودنمون هم که جذابیتشو بیشتر کرده
      ژکا جان واقعیتش که الان حال و هوای خودم جوری نیست که شاد بنویسم
      اما حتما سر فرصت انجام می دم
      دمت گرم که همیشه باهام همراهی خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۳۴
      همیشه
      طبعتان جوشا
      زبانتان گویا
      قلمتااان نویسا
      دلچسب و زیبا شعری بود
      هزاران درود
      خندانک خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۴۵
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ماهور محمدی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۴۰
      گاهی رها کردن به سود هر دو می باشد
      دل کندن از او این من دیوانه را کشته

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      عالی بود و لذت بردم خندانک خندانک
      بسیار زیبا نگارش می کنید جناب سعادت خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۴۷
      سپاس بابت همراهیتان بانو خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آهو محمدی
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۰:۵۵
      درود جناب سعادت شاعر توانمند خندانک خندانک

      زاهد اگر حاکم شود میخانه را کشته

      همین یه مصرع جدا از کل شعر و محتواش قشنگ یه معضل رو شرح داده خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۰۴
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدیس رحمانی
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۱:۳۰
      زیبا بود و خواندنی
      قلمتان سبز🍁🍃
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۰۱:۴۷
      سپاس بانو خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شیما جریده (شین بانو)
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۶:۳۱
      عالی بود لذت بردم 🤍
      باید فدا شد تا فضیلت ها به دست آید
      زاهد اگر حاکم شود میخانه را کشته خندانک خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰ ۱۷:۰۳
      سلام و عرض ادب بانوی همیشه همراه خندانک
      خوشحالم که مورد پسند بود خندانک
      موفق سر زنده باشید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۲۷
      درود جناب سعادت نژاد
      بسیا زیبا
      دل کندن از او این من دیوانه را کشته
      خندانک خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۱۵
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مینا فتحی (آفاق)
      شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰ ۰۰:۴۶
      درودا جناب سعادت نژاد عزیز

      مرحبا
      زیباغزلی جاودانه

      لذت بردم
      خندانک خندانک خندانک
      رضا سعادت نژاد
      رضا سعادت نژاد
      شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰ ۰۲:۱۵
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0