سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 28 دی 1400
    15 جمادى الثانية 1443
      Tuesday 18 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        سه شنبه ۲۸ دی

        همهمه ی گلوی گل

        شعری از

        منیژه قشقایی

        از دفتر الهه ی عشق نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۷ روز پیش شماره ثبت ۱۰۶۴۷۱
          بازدید : ۸۱۱   |    نظرات : ۷۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر منیژه قشقایی

        بامن بیا تا 
        همهمه یگلوی گل 
        حریری که عطر می پراکند
        به دامان شب بوها 
         
        در کندن و آکندن تعبیرنو
        ردای نقره فام شبنم برتن کنیم
        چادرنشین شویم در عرش شب 
        پلک را تکیه گاه رویا کنیم 
         
        تا آخرین سوسوی ستارگان 
        حل شویم در هلال 
        تصویری از صورتش 
        بر شن های خلیج 
         
        زیر پاها جزرهای ساحلی 
        کش بیاییم و خالی شویم
         
        ۱۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۶ روز پیش
        درود بانو
        بسیار زیبا و شورانگیز بود
        یگلو؟
        شاید « همهمه ی گلوی» بوده خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        💚💚💚💚💚💚💚

        درود متقابل و عرض ادب استادعزیزجناب استکی
        ممنون از مهرحضورتان ،بله همهمه ی گلوی گل است
        اشتباه تایپیست و بازهم سپاس ______________🙏🌹🌹
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        مهدیس رحمانی
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        ۵ روز پیش

        سلام منیژه جان بانوی آیینه و نور خندانک خندانک

        زیبا سرودید مثل نفَس های آب زلال خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃

        سلام به روی ماهتان بانو طاهره جان
        سپاس از مهرکلامت نازنینم جاری باشیدو
        لبریز از مهرو نور الهی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        💚💚💚💚💚

        سپاس بانو طاهره جان حضورتان به زیبایی گل است
        گل افشانیتان بهار در بهار سبز باشید همیشه 💓
        من اسمش رو گذاشتم قلب مرتعش 😇💓
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        مهدیس رحمانی
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک
        شادان شهرو
        ۲ روز پیش
        درود بر مهربانوی سپیدسُرا خانم قشقایی ارجمند
        زیباست , همراه شُدن با احساستان
        لب مریزاد و نبض قلب و قلم تان همواره در تپش

        چه خوب می شد از المانهای ایلی در تصویرسازی و مفهوم پردازی کمک می گرفتید . این توصیه ی نیمای بزرگ است ( البته نقل به مضمون ) به شاعران , که سعی نکنید مثل شاعران پایتخت بسرایید . به طبیعت , به فرهنگ , به داشته های قومی خودتان نگاه کنید و شعرتان زبان منطقه ای باشد که به آن تعلق دارید .

        تعابیر و ترکیب های قشنگی را بخدمت گرفته اید:

        همهمه ی گلوی گل
        ردای نقره فام شبنم
        عرش شب
        تکیه گاه رویا
        (حل ) شویم در (هلال)
        کش بیاییم و خالی شویم

        آنچه در ادامه می نویسم نقد نیست ( اگرچه تیک نقد را زده ام ) . هیچ وقت تمایلی به نقد نداشتم . چرا که به این گفته ی نیمایوشیج ( نقل به مضمون ) اعتقاد دارم که می فرماید : قرار نیست همه ی شاعران ,متناسب با ذوق و سلیقه ی من شعر بسرایند . آنهم با تنوع شخصیت ها و تنوع نگرش و محیطی که پرورش یافته اند . بلکه این من هستم که باید سعی کنید با حس هر شاعری همراه و هماهنگ شوم . تا بتوانم همان لذتی را از آن شعر ببرم که شاعرش برده است .

        خانم قشقایی
        سپید چون از موسیقی بیرونی پیروی نمی کند . شاعر سپیدسرا می کوشد که این کمبود ریتمیک را با برجسته تر کردن موسیقی درونی ( یا همان میانی ) برطرف کند . چرا ؟ چون موسیقی زبانِ احساس است . یعنی ما با لحنی که به کلاممان میدهیم شدت و حدت احساسی که از چیزی یا کسی داریم را منتقل می کنیم . بهمان شکل که شما هم سعی کرده اید با ریتمِ حاصلِ از ترکیب ها و تعابیرتان همین کار را بکنید .

        و اما آنچه می خواستم بگویم این است :

        شعر , حاصل جمع تصویرسازی و مفهوم پردازی ست .
        یعنی ما تصویری را می سازیم تا به کمک آن تصویر , مفهومی را منتقل کنیم .

        تصاویر ما یا حسی هستند که برخاسته از قلب اند
        و یا منطقی هستند که برخاسته از منطق ما هستند .
        و یا آمیخته ای از ( حس ) و ( منطق ) ما هستند . که به آن ( خرد ) میگوییم .

        هر کدام از اینها در موقعیت خودشان عالی هستند .
        یعنی گاه ما نیاز به تصاویر ی داریم که مفاهیم حسی ما را منتقل کنند . گاه نیاز به تصاویری داریم که بازگو کننده ی منطق ما باشند ( همان نوع نگرش مقبول ما )
        و گاه نیاز به تصاویری داریم که مفاهیمی را منتقل کنند که هم حسی باشد و هم منطقی , یعنی اینکه هم برانگیزاننده ی احساس مخاطبان باشد و هم به منطق آنها تلنگر بزند .

        چرا ما به فردوسی میگوییم حکیم ؟ یا به خیام میگوییم فیلسوف ؟
        فلسفه و حکمت دو رویکرد (حسی عقلی) هستند
        یعنی در شکل گیری آنها, هم قلب نقش ایفا می کند و هم منطق عقل

        از هزار و صد و چهارده سال پیش که رودکی \" بزرگ پیشوای شعر فارسی دری \" چشم از جهان بستند تا الان , سه سبک سُرایشی را پشت سر گذاشته ایم .

        منظور از سبک ,.. قالب نیست .
        بلکه منظور اشتراک در ( چگونه به تصویر کشیدن مفاهیم است ) توسط شاعران در یک مقطع زمانی ست .
        در سبک خراسانی یکنوع شیوه مندی در این خصوص داشتیم .
        در سبک عراقی یک نوع دیگر
        و در سبک هندی هم یک شیوه مندی متفاوت تر از دو شیومه مندی قبلی

        تمام سبک های شعر فارسی ارزشمندند . آنها تجربیات سرایشی شعر فارسی هستند . یعنی آن سه سبک, .. سه نوع شیوه مندی ,در به تصویر کشاندن مفاهیم منطقی یا حسی را به منِ شاعر در سال 1400 آموزش میدهند .

        تجربه ها را دور نمی ریزند .
        آنچه را دور باید ریخت تقلید کورکورانه است . تقلیدی که خلاقیت ذهنی را کور می کند . و ذهنی که خلاقیتش کور شده باشد , نمی تواند تصاویر بدیع ارائه بدهد .
        خود بنده هر گاه احساس کنم فلان شعر و یا فلان بیت و یا فلان بند بهتر است که در سبک خراسانی سروده شود . تا حس برانگیزی آن بهتر نمود پیدا کند . بدون شک انتخابم در پردازش تصویر و مفهوم , در سرودن آن شعر یا آن بیت یا آن بند , شیوه مندی سبک خراسانی خواهد بود . و چنانچه احساس کنم بهتر است در سبک عراقی باشد یا هندی به ندای قلبم گوش خواهم داد و همان کار را خواهم کرد . چون احساس ما ریشه در قلب دارد و منطق ما ریشه در عقل . ( توی پرانتز / البته وقتی میگوییم احساس ریشه در قلب دارد منظورمان قلبی که خون را پمپاژ می کند نیست . از این نام استفاده می کنیم چون تبدیل به عُرف شده است . وگرنه احساس ما ریشه در دستگاه گوارش ما دارد . دستگاهی که از دهان تا معده و روده را شامل می شود )

        بعد از انقلاب مشروطه و مُدرن گراییِ روشنفکرانِ ما و ظهور نیمایوشیج ( بعنوان بزرگترین تئوریسین معاصر در حیطه ی شعر فارسی) نگاه آگاهانه به طبیعت و الگوبرداری از آن در ساختن تصویر و پردازش مفهوم , در دستور کار قرار گرفت . زیرا شاعران ما بر اساس یک ذهنیت تقلیدی در یک بازه ی هزارساله نگاهشان به طبیعت یک نگاهی بود که در درازنای تاریخ سرایش شعر فارسی تبدیل به یک ماتریکس شده بود . یعنی نگاه ما به طبیعت یک نگاهی بود تقلیدی و به ارث رسیده از گذشته های دور .

        ایران یک سرزمین چهار فصل است . با تنوع اقوام و فرهنگها و آداب و سنن
        ایران یک رنگین کمان از فرهنگهاست .
        ایران دارای تنوع اقلیمی ست .
        آنچه نیما میگوید در اصل به این موضوع اشاره دارد که چرا در سرزمینی با اینهمه تنوع , همه ی شاعران به دنبال تقلید از زبان شاعران آسمان خراش های دودگرفته ی پایتخت است . چرا شعر شاعر معرف خاستگاه او در این رنگین کمان از فرهنگها نیست .
        چرا شعر شاعران کویری باید مثل شاعران مازندرانی باشد و شعر شاعران مازندرانی مثل شاعران تهرانی و الی آخر

        خانم قشقایی ,
        اشاره به ماسه های ساحلی خلیج و ( زیر پاها جزرهای ساحلی
        کش بیاییم و خالی شویم) نشان میدهد که شما تصویر خوبی را شکار کرده اید .

        و چه خوبتر می شد که این تصویر به کمک المانهای آن بخش از ایران عریزمان گسترش می یافت طوری که مخاطب , تمام قد خودشان را در حال و هوای خلیج احساس کند .

        چرا که سروده ی شما , یک سروده ی حسی ست .

        شعری که حس و منطق سکاندار او هست , جریانش با سروده های صرفآ حسی فرق می کند . چرا که خرد اندیشه محور است . و چنان اشعاری بازتاب اندیشه شاعر هستند البته با چاشنی احساس

        نبض قلب و قلم تان همواره در تپش خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹

        درودو عرض ادب و احترام استاد ارجمندجناب شهرو گرامی

        سپاسگزارم از مهر حضور و خورشید تابناک قلم و اندیشه اتان که براین صفحه و بنده تابیدن گرفت .وبی شک آنچه می سرایم هرگز بی نقص نبوده و نیست و نیازبه آموختن از محضر عزیزان و شما اساتید همیشه وجود دارد .

        و بیانات ارزشمندتان در موردپرداختن به داشته های قومی
        کاملا درست می فرمایید ،من هیچ آشنایی که منجربه سرودن دراین زمینه شود ندارم حتی یکبار نیز ازنزدیک با ایل بزرگ و اصیل قشقایی دیدارنداشته ام و مختصراطلاعاتی دارم که آن هم مربوط به کتابهاست ،پدربزرگم متولدشده ی ایل است تا پنج یا شش سالگی هم همراه ایل بودند و بعداز آن کوچ و دوری ونسلهای بعدی حتی زبان قشقایی را نیز نمی دانیم .
        والبته محضر عزیزتان عرض می نمایم ازنظر من
        همه ساکن زمین زیبایمان هستیم .

        بارها خواهم خواند آنچه بیان نمود یدکه کلامتان هماره راه گشا بوده هست و خواهدبود 🙏🌹🕊💫بی نهایت سپاس
        سایه اتان بر گلستان ادب ماندگار
        برقرار باشیدو پایدار🌹
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        شادان شهرو



        حقیقتآ ,.. این چه زندگی ست که ما می کُنیم ؟
        ما , کی هستیم ؟
        به شما گفته بودم که : ایرانی باید دو کار بکُند ...
        اول اینکه بداند اسیر است .
        دوم اینکه , فکر کُند , آزادی ,.. از چه راه , مُیسّر است .
        .
        درودی دیگربار خانم قشقایی ارجمند .
        آنچه خواندید بخشی از سخنان نیمایوشیج در نامه ی 137 از کتاب حرف های همسایه است . مخاطب کتاب حرفهای همسایه شاعران هستند . پُرسشی که نیما یوشیج مطرح می کند , پُرسشی ست که هر شاعری باید از خودش بپُرسد .

        شاعر باید راستای هدف هنری اش از خودش بپرسد که : زندگی چیست؟ ( یعنی ایده آلهایی که به این واژه معنا میدهند را به تفکر بنشیند و کشف کند. و همزمان این پُرسش را هم مطرح کند که این زندگی که تا الان داشته است مطابق میل اش بوده است یا خیر . )

        ما از بدو تولد , مرتب در مسیر رشدمان وارد ماتریکس های جور واجور می شویم که این ماتریکس ها از قبل برایمان چهارچوب فکری و اصول وقواعد عملی و ایده آلهای مطلوب تراشیده اند . بدون اینکه در شکل گیری آن چهارچوب ها و قواعد نقشی داشته باشیم . و ما آنها را (مثل برنامه ای که به یک روبات میدهند ) به خورد ذهنمان داده ایم . اینجاست که میگوییم شاعر باید فیلسوف باشد . یعنی دیگربار بیندیشد آنچه را که اندیشه شده است . یعنی دیگربار ببیند آنچه را دیده شده است . یعنی دیگربار بشنود آنچه را شنیده شده است . و یعنی های بسیار دیگر ....

        اینجاست که نیمایوشیج می گوید :هر ایرانی (که این ایرانی می تواند شاعر هم باشد چرا که مخاطب نیما جامعه ی ادبی ست ) باید دو کار انجام بدهد . نخست اینکه بداند اسیر است ( یعنی داخل فلان ماتریکس فکری و عقیدتی گرفتار است ) و دوم اینکه خودش بنشیند و فکر کند تا راه آزاد شدن از آن ماتریکس را پیدا کند .

        ببین خانم قشقایی , شاعر بمعنای واقعی اش کسی ست که بتواند خودش را دوباره بازتعریف کند . یعنی بتواند آن خودِ اسیرش را از زندان تمام ماتریکس ها بیرون بکشد تا بتواند بدون خود فیلتری و خودسانسودی بیندیشد و ببیند و بشنود و... رفتار کند و خلق کند .

        پس نخستین قدم پرورش آن فیلسوفی هست که در درون هر انسانی حضور دارد .

        وقتی فیلسوف درون ما فعال شد . و ماتریکس ها را بکنار زد . بستر زلال دیدن و زلال شنیدن فراهم می شود . و وقتی دید ما زلال شد و شنیدن ما زلال شد , نقاش و موزیسین درون ما هم فعال می شود و به کمک فیلسوف درون ما می آید . اینجا کارِ منِ شاعر فقط کارگردانی کردن و مدیریت کردن عوامل صحنه است . یعنی تصویرسازی شعرم را به نقاش درونم می سپارم و موسیقی شعرم را به موزیسین درونم و مفهوم پردازی را به فیلسوفِ درونم و...

        خانم قشقایی,
        مهم این نیست که شما پرورش یافته در ایل قشقایی باشید یا نباشید . ساکن تهران یا تبریز یا اصفهان یا شیراز باشید یا نباشید , پدر یا مادر باشید یا نباشید , ...


        آنچه مهم است این است که وقتی ( فیلسوف و نقاش و موزیسین ) درون شما فعال شد . با توجه به آن تجارب و ذهنیتی که درون آن ماتریکس ها داشتید و با توجه به این نگاهی که خارج از ماتریکس ها بدست آورده اید , توان نقش آفرینی در هر نقشی را خواهید داشت . زندگی خارج از ماتریکس بمعنای پایان دردها نیست . بلکه به این معنی هست که شما دردها را زلال خواهید دید . درد جزیی از فرایند زیستن هست . درد و رنج بسترسازان لذت هستند . یعنی اگر دردی نباشد , رنجی نباشد ما لذت سلامت را درک نخواهیم کرد . بقول فردوسی ( ز مادر همه مرگ را زاده ایم ) و بقول سهراب ( مرگ پایان کبوتر نیست ) دردها و رنج ها و مرگ ها پله هستند . مشکل اینجاست که بسیاری از ماها بفکر بالا رفتن از این پله ها نیستیم . صعود بدون بالا رفتن امکان ندارد .

        من شاعر باید بتوانم در پای ارتفاعات سبزکوه , نقش یک جاشو را در لِنجی در خلیج فارس بازی کنم . مطمین باشید فیلسوف درون من و نقاش درون من و موزیسین درون من , به کمک شناخت من از خطه ی جنوب ( آنچه در اندوخته ی ذهنی ام بواسطه ی مطالعه و مشاهده دارم ) می آیند و با یک همفکری از منِ شاعر یک جاشو در لنج در آبهای مواج خلیج فارس خواهند ساخت . نقاش درونم , تصویرسازیها را استارت میزند و فیلسوف درونم مفاهیم را به تصاویر سنجاق میزند و موزیسین درونم ریتم حسی به آن تصاویر و مفاهیم میکس می کند .

        خانم قشقایی
        هر سُرایشی نیاز به یک پیش طرح دارد . طرحی که در آن مشخص شده باشد که :

        1- چه بگوییم؟ ( بُن مایه ی شعر ما چه باشد ,عاشقانه باشد ؟ یا اجتماعی, یا مرگ یا ...)

        2- چگونه بگوییم؟ ( در اینجا باید مشخص کنیم که در کدام فرم و با چه مشخصه های فرمی آنرا بگوییم )

        3- چرا باید بگوییم؟ ( اینکه قصدمان از گفتنش چیست , چه پیامی را میخواهیم به مخاطبانمان مخابره کنیم )
        4- از کجا بگوییم ؟ ( یعنی صحنه پردازی ما با کدام سکانس شروع بشود بهتر است و با کدام سکانس ها ادامه یابد و در چه سکانسی به پایان برسد )

        خانم قشقایی
        هیچ شاعری از ابتدا صاحب تکنیک نیست .

        نیمایوشیج روی تکنیک و طرز کار خیلی اصرار می کند .

        نیما در نامه 59 حرف های همسایه میگوید ( اگر ادبیات , راه تکامل را رفته است , این تکامل در تکنیک است )

        یعنی بواسطه ی تکنیک هست که ادبیات رو به کمال خودش رشد می کند . آنچه را بنام سبک خراسانی و عراقی و هندی میشناسیم آیا هر کدام از این سبکها جیزی جدای از تکنیک هستند ؟ در اصل تکنیک های تصویرسازی و مفهوم پردازی به کمک هنرسازه هاست .

        در نامه 23 میگوید ( تا چیزی نباشد , چیزی بر آن علاوه نمی شود . اما تکنیک میخواهد )یعنی با تکنیک هست که چیزی به چیزی اضافه می شود

        در نامه ی 13 میگوید ( خوب و بد , .. آنچه ما را احاطه کرده است , مملو از بهره ای هستند , اگر آنها کفایت ندارند , شما باید کفایت داشته باشید که از چیزهای بی کفایت به کفایتی برسید ) منظور نیما از کفایت همانی هست که امروزه به آن میگوییم کیفیت

        در نامه 100 میگوید ( برای ساختن خوب , تکنیک خوب لازم است )

        حالا شاید بپرسید که تکنیک چیست ؟ تکنیک بواسطه ی کار بدست می آید و کار نتیجه ی تحقیق است که نیما در نامه ی 23 خیلی خوب به آن اشاره می کند . یعنی من بعنوان شاعر , باید بسیار مطالعه داشته باشم . مشاهده گر خوبی باشم . کاشف خوبی باشیم , در یک کلام اینکه اندوخته ی ذهنی خودم را افزایش بدهم و بعد به مرور زمان و با ورز دادن زبان به تکنیک سرایشی خاص خودم میرسم . تمایز شاعران بواسطه ی تمایز در تکنیک است .

        حرف بسیار است . و کامنت بسیار طولانی شد . و کامنت طولانی , حوصله ی خواندن را میکاهد . پس همین جا ختم کلام می کنم .
        خندانک
        شادان شهرو
        خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        درودی دیگربار استاد شهنو عزیز
        باور بفرمایید قدم به دیدگان بنده می گذارید
        وهم بنده و هم دوستان بهره می بریم از کلام ارزنده ی جناب عالی و حضورتان را بی نهایت قد ر دان هستم
        و سر به ادب فرو می آورم مقابل شما ،دانش ،اندوخته های ارزشمندتان و رهنمودهایی که هر هجایش سالها قلم زدن ونگاشتن و آموختن بوده است 🙏

        در مورد مطالعه درست می فرمایید...‌
        من به دنبال نام شاعری هرگز نبوده ام هرچه آموخته ام نیز در طول مدت نوشتنم بوده است ....و ادعایی نیز نداریم ، همین که بنویسم از سراحساس و ثانیه ای روحی، عمق روحی تا بطن احساس همسو شود مرا کافیست آن عشقی که بی قیدو شرط است و هنوز نا به جا شاید تعریف می شود وحدت و روح و عشقیست که روح هستیست .در مورد ماترکس نیز ،

        کاملا درست می فرمایید هدف که نه چون مسیر رهایی خودراه است لذت بردن از تمام لحظات زندگیست ؛در واقع به نوعی رهاشدن از تمام داشته هاست و خالی شدن و لبریز شدن از نسیمی از قلب هستی از نبض کاعنات که بی نهایت عشق است و بی نهایت شعر است و ثروت و رهایی ...
        ما ازابتد ا بوده ایم با شناخت روح با آشتی با خود حقیقی وارد وادی ایمن الهی می شویم که سرور است و مستی .نیما و منیژه و شعری نیست بلکه هرچه هست زیباترین ترنم حیات است تا جاودانگی و رستگاری .

        منظورم از عدم آشنایی با قوم البته این نبود که نظرم صحیح است در این مدت آموخته ام هیچ غلطی نیست هیچ درستی نیست این تعاریف این بعد است .هستی بر مبنای هندسه ی خلقت هر لحظه در حال انبساط هست واین ماهستیم که همراه باشیم یا به فرموده ی جناب عالی اسیر ماتریکس و متاورس ها و لوپ هایتکراری که رهایی خلاصی از نام هاست و اسم ها البته هماره و همیشه ها احترام گذاشته ام چه آن موقع که اندکی بیداربودم چه حال که بیدار هستم البته که لطف الهیست هرچه هست مهر بی دریغ اوست
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        در مورد سرودن هم مدتیست می گذارم جاری شود چون نور و مرا دربگیرد والبته این شعر برای دوسال پیش هست تقریبا .
        اگر سروده های قبلی مرا از دیده گذرانده باشید که باعث افتخار بنده هست از یک سال پیش شاید بیشتر همین شیوه ام بوده و اجزای طبیعت همراهان سروده هایم
        لحن آسمان دارد نفس هایت
        کلماتم طعم باران می گیرند
        تاراه شیری می شود شیوه ی چشمانت
        شب می دود زیر پوست شعرهایم
        به رقص ستاره آراسته سطرها
        باز قافیه می بازم میان دستهایت
        رطوبتی سرخ می رباید لبانم را
        محبوبه ها آغشته به صبح
        می رویند ازپیراهنم

        البته مرا ببخشید در مقابل جناب عالی جسارت کرده
        و از خود می نویسم درس پس می دهم محضرتان 🙏

        با تو خندیده ام در انبوه خاطرات خیس
        گیسوی یاد در نسیم قریه های آشنا رهاست
        غنچه های بغض من لبالب شکفتن ازبوسه اند
        کلام را برلبان تو تعمید داده ام
        برهنه ام ازحدیث حوصله
        نقش بزن روح الامین من
        سرای سینه ام پراز هوای توست
        حصارت بر خلوتم بسته تر

        شعر جاری نشده هرگز مگر تصویر شکل گرفته باشد
        ارتباطات و منطقی شاعرانه که داستان را پیش میبرد
        و راویست تا انتها .... و آنچه در مورد تقلید در سرودن ازطبیفت فرمودید واقعا هیچ وقت قصد تقلید نداشته ام از هیچ شاعری
        من خودم هستم هرچه هستم بد یا خوب و البته به اندازه ی خود و البته بزرگان شعرو ادبیات ما همیشه زنده هستند و باقی در تمام اعصار و دوران ها
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        در حضورتان پرداختن به شعر و شیوه و تکنیک سرودن برای شاگرد کوچکتان حقیقتا آسان نیست ...خودتان سرآمد هستید درسرودن و بیان آنچه ملزومات است 🙏

        در موردماتریکس و اسارت نیز درمدتی که خودشناخت پیدا کرده ام می توانم بنویسم و بنویسم و بنویسم 🙏
        که اگر رسالتی نیز من اکنون بر گردن خود حس می کنم آگاهی و اشتراک آگاهیست بدون دخالت البته آنچه آموخته ام که همه نیز درونی بوده و ادراکات قلبی جاری بودن در لحظات ناب حضور است و بخواهم حقیقت را تا آنجا که جاری بوده ام بگویم تنها شخصی که می شناسم در جمع ادیبا ن در این محفل که همسو با هستی می سراید و قوانین کیهان و رد نگذاشتن در دنیای کلمات و نساختن دایره های تکراز جناب ناظمی می باشند .باور بفرمایید من حتی به فعل به رنگ به هاله به انرژی و ارتعاش کلمه البته بازهم برمبنای درک خود اهمیت می دهم و به لطف عشق و ازرحمت و دولت عشق سعی بر جاری شدن دارم با نوای الهی .زیاده گفتن از خود رو نمیپسندم زیرا چیزی نیستم و هیچ نمی دانم .

        دنیا به ازای هر کلمه ی ما که هم آوا نباشد آوایش را از ما می ستاند که البته آن نیز زیباست .حتی خود ماتریکس وقتی بیدارشویم میبینم تمام انها برای کمال بوده است برای اشراف و اشرف شدن بر آنچه پرودگار فتبارک فرمودند.

        تمام شعر ا و بزرگان ما در ادب و ادبیات نیز برای همین سرودند .مولانا ی جان ،حضرت عطار بزرگان دیگر چون سهروردی جناب نسفی ....

        به موافقت بیابد تن و جان سماع جانی
        ز رباب و دف و سرنا و ز مطربان درآموز
        به میان بیست مطرب چو یکی زند مخالف
        همه گم کننده ره را چو ستیزه شد قلاوز
        تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
        تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز
        که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر
        که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز

        این درشرایطیست که حضرت مولانا می فرمایند
        ما گذر کردیم از هفت شهر عشق ولی
        رد پاهای عطار هویداست در شهر عشق

        یا می فرمایند
        عطار روح بود و سنایی دو چشم او/ ما از پی سنایی و عطار آمدیم» یا «اگر عطار عاشق بُد سنایی شاه و فائق بُد/ نه اینم من نه آنم من که گم کردم سر و پا راو جناب سنایی نیز

        خودرو عرض می کنم البته ذره ای نیز نیستم دراین بحربیکران ،سعیم این است اما حال زمین را حال دنیا را اگر تغییر به خیر نمیدهم حداقل تاثیر سوتگذارم یا همان ماتریکس وزندانی که فرمودید

        والبته در هردوره ای بنا به سختیگیری هاو خفقان آن دوران سبک ها نیز خلق شدند برای بیان همین اسارت ها در غالب شعر زیرا هم ازلحاظ آگاهی در سطح پایین بودند هم آن نوع شعر آن زمان برای سرودن مناسب بود هرچند به اعتقاد خود من دیوان حافظ و مولانا اشعار حضرت عطار همه کتاب آسمانیست و خود ایشان نیز پیامبر ان بوده اند و جاودانان همیشه ی تاریخ
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        و بازهم جرعه ای از دریای بیکران اندیشه ی حضرت سعدی


        تن آدمی شریف است به جان آدمیت
        نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
        اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
        چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
        خور و خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت
        حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
        به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشد
        که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
        مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
        که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت
        اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد
        همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
        رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
        بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
        طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
        به در آی تا ببینی طیران آدمیت
        نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
        هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

        بسیار زیبا تمام کلیدها را آشکار نمودند
        با زبان شعر ،راه رهایی از ماتریکس را

        خورو خواب و خشم و شهوت
        شغبست و جهل و ظلمت حیوان خبرندارد...‌‌

        به درک من کوچک هدف از سرودن بیان اسرار بوده است
        تا چه اندازه دقیق می شویم در بطن و معناو عالمی خارج
        از ظاهر کلمات و تکنیک ها البته جسارت نیست هرگز
        بلکه مشقاتیست که این بزرگان متحمل شده اند برای استوار ماندن انسانیت .....

        نزدیکتر بیاییم فروغ جاودان
        که به حق آیه ی ایمان الهیست
        این عزیزان درک کرده بودند رنج را بر جان حس کرده بودند
        یا آقای صادق هدایت که خواستند نمایند در مقابل دیده ها آنچه نمی بینند ...

        فروغ جاودان چه زیبا سرود

        یک پنجره برای من کافی ست

        یک پنجره به لحظه ی آگاهی و نگاه و سکوت

        اکنون نهال گردو

        آنقدر قد کشیده که دیوار را برای برگ های جوانش

        معنی کند...

        حرفی به من بزن

        آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد

        جز درک حسّ زنده بودن از تو چه می خواهد؟!

        حرفی به من بزن

        من در پناه پنجره ام

        با آفتاب رابطه دارم...
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        وعرض به حضور ارزنده و گرانقدر استاد ارجمندم جناب شهرو
        حال همه را یکی میبینم .ایلم را ریشه ام را درفردی از آفریقا یا شخصی زرد پوست از هر نقطه ی زمین جدا نمی دانم تمام زمین خانه ی من است ، و تک تک ما انتخاب کرده ایم در کدام کشور به دنیابیاییم زبانمان چه باشد پدرو مادر مان چه کسانی باشند ...در طول دوران کمال بر زمین البته شاید بارها آمده باشیم هربار با ملیتی متفاوت رنگ پوستی متفاوت و زبانی متفاوت آنچه همیشه یکی بوده است و بی تغییر همانا روح قدسی و الهی ما می باشد که نه رنگ دارد نه مذهب نه سیاه است و نه سفید نه خوب نه بد مانند پرودگار مهربانمان
        رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند...
        وامیدوارم دریابم این لحظه ی شکوهمند هستم را

        بی نهایت سپاسگزارم از حضورتان از کلام شیوایتان
        و از ره آورد سالها نگاشتن که به عشق بوده است و جز عشق نبوده است .🙏🙏🙏در پناه عشق باشید همیشه


        دوش دیوانه شدم عشق مرا دیدو بگفت
        آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگوی
        گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
        گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگوی
        من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
        سر بجنبان که بله جز که به سر هیچ مگوی.

        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
        حالیا چشم جهانی نگران من و توست

        گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
        همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

        این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
        گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

        نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
        هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

        وشکر که زمین و انسان در حال معراج هستند
        و طلب عشق و نورو خرد الهی ،آنچه خیر برتر همگان است و
        تحقق خواست الهی برزمین .الهی آمین 🙏🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        شادان شهرو
        شادان شهرو
        ۱۶ ساعت پیش
        درود خانم قشقایی گران ارج

        نیما یوشیج در نامه هایش بارها به ( طرز کار ) اشاره می کند.

        طرز کار , ریشه در طرز نگرش دارد .
        شما , طرز نگرش بسیار خوبی دارید
        این یک پتانسیل بالقوه است . این پتانسیل را دستِ کم نگیرید .
        و هیچ نگران طرز کار نباشید ,
        زیرا طرز کار ,.. به آرامی و پشتکار بدست می آید و موتور محرکه ی آن اشتیاقی ست که تنورش را باید همیشه گرم نگهداشت . آتش این تنور ,در نگاه شما زبانه می کشد .

        هیچ چیز بصورت آنی به تکامل خودش نمی رسد.
        تکامل , یک فرآیند پلکانی ست .
        پله پله و حوصله دار باید صعود کرد .
        قلم , بواسطه ی قدمی که بر میدارید قد می کشد .
        فتح اورست , بدون کمپ ها و جانپناه های در طول مسیرش امکان پذیر نیست . .
        بارها باید به قدم استراحت داد تا قلم سرزنده بودنش را حفظ کُند .
        رُشد ,.. حاصلِ پتانسیلِ بالقوه یِ درونِ بذر هست .
        حرکت را اگر از اتم ها , و ارتعاش را اگر از کوارک ها بگیریم . این هستی با تمام ابر کهکشانهایش , نیست خواهد شد .
        این حرکت هست که خلق می کند و قدرت آفرینندگی می بخشد .
        این قدم هست که قدرت آفرینندگی به قلم می بخشد
        یخچالهای های زردکوه , آن هنگام سر از اقیانوس در می آورند که به آن پتانسیل نهادینه ای که در درون خود دارند( که همان پتانسیل جاری شدن هست ) پِی برده باشند .
        باید مرتب قدم برداشت و مرتب درنگ کرد , و نفس چاق کرد و مشتاقانه به مسیر چشم دوخت و با اراده , قدم بعدی را قدرتمند برداشت .
        قلم , توان خودش را از قدم می گیرد .
        قدم که ایستا باشد , ..قلم هم .. ایستا خواهد بود .
        نگرش خوب شما , پتانسیلی ست که بی تاب جاری شدن در قلم تان هست .
        نگرش خوب حاصل تامل خوب است .
        و تامل خوب حاصل واکاوی خوب است
        و واکاوی خوب بواسطه ی ذهنیت نقادانه ی خوب صورت می گیرد .
        و ذهنیت نقادانه ی خوب مُرتب پُرسش مطرح می کند .
        و این پرسش ها هستند که انرژی حرکت را فراهم می کنند .
        و در یک کلام اینکه نترسید از اینکه بزرگترین منتقد خودتان باشید .
        چرا که قوّت قلم . در همین نکته است .

        مصراع ببه مصراع ...
        بیت به بیت ...
        بند به بند ...
        سطر به سطر ...
        فرقی نمی کند سپید باشد.. یا کلاسیک.. یا نیمایی ....
        باید مرتب به آن تصویری که در ذهن تان شکل بسته
        و آن حسی که در درونتان رژه رفته
        و آن برداشتی که از آن تصویر و از آن حس , بر روی کاغذ آورده اید , نگاه نقادانه داشته باشید .
        نگاه نقادانه همراه با پُرسش است . و پاسخ دادن به پرسش ها , مسیر درست را به قلم نشان میدهند .
        واژه ها , بخودی خود خُنثی هستند . ولی وقتی در یک چیدمان قرار می گیرند . حرکت در آنها آغاز می شود . با حرکت , ما به واژه ها جان میدهیم . ولی چنانچه تعادل در حرکت نباشد , این عدم تعادل , خودش را بصورت نقص عضو در پیکره ای که به آن جان داده ایم نشان خواهد داد .
        پس تعادل بخشیدن به حرکت , همان هست که نیما از آن با نام ( آرمونی ) یاد می کُند . آرمونی یعنی هماهنگی در اجزاء . ,

        و دستورالعمل ذهنی ما در این هماهنگ سازی , همان هست که به آن تکنیک میگوییم . .

        پس مسیر رسیدن به تکنیک . راحت نیست . ولی رنج این مسیر , برای یک شاعر مشتاق و مصمم همچون شما خانم قشقایی , یک رنج خوشایند خواهد بود . از اینکه این رنج را با آغوش باز پذیرا باشید نهراسید . چرا که ( برعکس نهند نام زنگی , کافور )
        خود بنده هم بعد از 35 سال ( از سال 65 تا الان ) هنوز به ایده آلم در تکنیک نرسیده ام . ولی با این وجود چیزی از اشتیاقم برای رسیدن به آن کم نشده است . هنوز تا زمانی که بخواهم خودم را بعنوان یک شاعر ( به معنای واقعی اش ) قبول کنم فاصله ی زیادی دارم . هنوز گره های کور زیادی هست که هوس گشودنشان دارند در من پیر می شوند . بخصوص در مبحث دوربرگردانهای وزنی و رسیدن معقول و مطلوب به خلق چند پرسوناژ در شعر . خندانک خندانک خندانک خندانک

        و اما نکته ای که لازم هست به آن اشاره کنم این است که در نوشتن کامنت هایم , مخاطب خاصی را در نظرم ندارم. پای هر شعری که گهگداری کامنت می نویسم , عرضم یک عرض کُلی ست . و بیشتر برای ایجاد انگیزه ,.. و یا تقویت انگیزه , بعد از خوانش شعری که در آن رگه هایی از خلاقیت می بینم .. مطلبی را می نویسم .
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۶ ساعت پیش
        عرض ادب و درود و احترام استاد شهرو گرامی
        بله کاملا درست می فرمایید و جان کلامتان را از همان
        کامنت نخست دریافتم و بسیار سپاسگزارم
        چشم 😇 و درود بیکران بر نیمایوشیج
        و آرزوی بودن های همواره روشن و راهگشای
        جناب عالی و بهره مندشدن شاگردانی چون من🙏
        سایه اتان بر گلستان ادب ماندگار و برقرارباشیدو پایدار .
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۵ ساعت پیش
        و خدمت شمااستاد ارجمند اینکه پیری نیست استاد
        وهمین اشتیاق هاسبب نوزایی و زندگیست
        زندگی نیست جز نو شدن در هرنفس درحقیقت ما باهرنفس میمیریم وزنده می شویم و انشالله به آنچه خواهانش هستید و بهتر از آن دست خواهیدیافت نامتان تابان در آسمان ادب
        و انرژی و عشق این لحظه تقدیم به شما و تمام دوستان که به دیده ی مهر نگریستند بازهم ممنون 4:44صبح ☉
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        ۶ روز پیش
        درود بانو جان خندانک
        بسیار زیبا قلم رقصانده اید خندانک
        شاعرانگی هایتان مستدام خندانک خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
        درود متقابل مهدیس عزیز خندانک
        بسیار خوش آمدیدبانو به مهر خواندید نازنینم خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        مهدیس رحمانی
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        درود ی دوباره مهدیس جان
        قلب مهربانت گسترده 💚به حقایق درون 😇
        ممنون از سخاوت جاریت خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        ۶ روز پیش
        🌸🌸🌸🌸🌸🌸
        🌸🌸🌸🌸🌸
        🌸🌸🌸🌸
        🌸🌸🌸🌸
        🌸🌸🌸
        🌸🌸
        🌸
        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
        درود بانو طوبی مهربان
        سپاسگزارم از حضورت وگلهای صورتی زیبا
        طراوت بهاران همراه جسم و جانتان 💚💙💛💜
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        مهدیس رحمانی
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو
        ۶ روز پیش
        سلام و درودها.

        بسیار عالی
        تک به تک خط ها با برنامه و دقیق

        عاشقانه ای زیبا سرودید.

        خندانک
        حریری که عطر می‌پراکند
        به دامان شب بوها.
        .

        حل شویم در هلال
        تصویری از صورتش
        بر شن های خلیج

        دروها .
        زیبا خلق کردید.
        خندانک
        خندانک
        خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        💚💚💚💚💚💚

        سلام و عرض تشکر وسپاس جناب خوشرو
        مهربانی جاری تان زینت بخش ادب وادبیات
        در این محفل است مهرالهی پناهتان 🙏🌹
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        مهدیس رحمانی
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۶ روز پیش
        رقص قلم نابتان ستودنیست
        جانتان مانا وزبانتان گویا
        در پناه حق
        خندانک خندانک خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        💚💚💚💚💚

        عرض ادب و سپاس استاد انصاری ارجمند
        تشکر و برقرار باشیدو پایدار 🙏🌹
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        مهدیس رحمانی
        ۴ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک
        رضااشرفی فشی
        ۴ روز پیش
        درود ،سپید زیبایی بود ماندگار و پاینده باشید. خندانک خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۳ روز پیش
        💚💚💚💚💚💚

        درود متقابلجناب اشرفی ارجمند
        زیبا نگاهید .سپاس بی نهایت و درپناه مهرالهی باشیدهماره🌹
        ارسال پاسخ
        عرشیا خوشرو
        ۳ روز پیش
        🌹⚘🌺
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۳ روز پیش
        سلاااااام عرشیا عزیز بسیار خوش آمدید
        پناهت حضرت عشق ،مسیرت روشن و گامهات استوار
        سعادتمندباشیدو سلامت کنارپدرو مادرعزیزو هنرمندت
        آمین خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        ۳ روز پیش
        درود بر شما بانو قشقایی

        قلمتان نویسا

        خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۳ روز پیش
        💚💚💚💚💚
        درود متقابل استاد محمدی ارجمند
        سپاسگزارم از حضور تان 🙏🌹
        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        ۳ روز پیش
        هم قدم شدم با شما تا آسمانِ شب
        و لذت بردم
        خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش

        🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹
        چه اسم زیبایی "اعظم "🙏
        سپاس بینهایت عزیزم
        خوشحالم که همراهم شدی
        که هستی عاشقانه ترین
        سرود الهیست :
        و همه ی مخلوقات
        نوازنده های این ملودی روح افزا ودلربا
        جان و جسمت هماره سبز و بهاری ❤
        ارسال پاسخ
        محمد حسین اخباری
        ۳ روز پیش
        باسلام
        زیباست
        موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        💚💚💚💚💚💚

        سلام و عرض ادب استاد اخباری ارجمند
        مفتخر هستم به حضور ارزشمندتان
        ایام عزت مستدام برقرار باشیدو پایدار🌹
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۳ روز پیش
        سلام بانو قشفایی عزیز
        خیلی با احساس و لطیف بود لذت بردم بینهایت خندانک

        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش

        💚💚💚💚💚💚💚
        سلام و سپاس بینهایت جناب قنبر پور مهربان
        بی شک از زیبایی و روح و احساس شاعرانه ی شماست
        چنین درکی ،لحظه هاتون بر مدار سلامتی و سعادت و
        شادی برقرار🌹
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        ۳ روز پیش
        درود
        عاشقانه ای با احساس بود 🌺🌺
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        💚💚💚💚💚💚💚💚

        درود و عرض ادب جناب عزیزیان ارجمند
        بسیار خوش آمدید می آموزم از محضر تان
        جان و جهان و چشمتان روشن و آباد وتشکر
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        ۳ روز پیش
        درود خواهرم
        قلمت سبز
        به مهر بمانی خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        💚💚💚💚💚

        سلام و درود برادر سبز اندیشم
        بسیار خوشحال شدم از دیدنت
        دنیایت به کام دلت باشدو دلت هماره شاد انشالله

        🌹🕊
        ارسال پاسخ
        اصغر ناظمی
        ۲ روز پیش
        سلام
        ودرودها بانوی ارجمند خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        💚💚💚💚💚

        سلام ازبنده جناب ناظمی ارجمند
        بسیار خوش آمدید و سپاسگزارهستم 🌹
        خورشیدمهروحقیقت هماره به رویتان گسترده باد
        ارسال پاسخ
        مسعود آزادبخت
        ۲ روز پیش
        سلام و احترام مهربانو منیژه
        بسیار زیبا بود و با احساس ،
        تصاویری عالی
        خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        سلام و درود متقابل جناب آزاد بخت مهربان
        سپاسگزارم که همیشه همراه ارزنده این صفحه
        هستید درپناه عشق باشید همیشه و البته تنها نیستید هرگز
        که ما همه اشتراک داریم در روح زیبای الهی که نامی جزعشق ندارد برقرارباشیدو شادو سعادتمند💚💚💚💚💚
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        ۲ روز پیش
        درود وعرض ادب خواهر بزرگوار
        خوشحالم بار دیگر اثری ارزنده از قلم زرنگارتان خواندم خندانک خندانک 🌸🌸🌸 خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        💚💚💚💚💚

        درود متقابل برادر گرانقدرم جناب کریمی
        بسیار خوشحالم از حضورتان
        به مهرخواندیدو مهربانی درهای بیکران شادی وزندگی
        لبخند ناب درونی و الوهیت بر شما مهربان بر من و همه ی مردم زمین گشوده و بیکران گسترده باد🌹
        ارسال پاسخ
        محمد فاضلی نژاد
        دیروز
        درود فراوان به شما خانم قشقایی
        خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۷ ساعت پیش

        💚💚💚💚💚💚💚

        سلام و درودبیکران جناب فاضلی نژاد ارجمند
        بسیار خوش آمدید و سپاس گزارم از مهر حضورتان
        به کام باشیدو سعادتمند مهرالهی آذین بر نگاهتان 🌹
        ارسال پاسخ
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام و عرض ادب خانم قشقایی. یک ساعت بیشتر است که در این صفحه مشغول خواندن سرودۀ شما و مطالبی که در اطراف آن بود هستم. بسیار استفاده کردم و از این ببعد باید در اظهار نظر ها جانب احتیاط را داشته باشم که با دریایی از احساس و عالمی از حکمت روبرو هستم . موفق باشید و سرفراز
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۸ ساعت پیش
        💚💚💚💚💚
        سلام از بنده جناب سبکبار ارجمند استادگرامی
        شرمنده فرمودید مرا و شکسته نفسی در موردخودتان
        بنده همچنان می آموزم از محضر همه ی عزیزان
        وسپاسگزارم از مهر جاری حضورتان
        پناهتان الله مهربانمان سلامت باشیدوبرقراروسعادتمند🌹
        ارسال پاسخ
        فرهاد احمدیان
        ۲۰ ساعت پیش
        سلام عرض میکنم خدمت استاد خانم قشقایی اشعارتون بسیار دلنشین هستند همواره خوش قلم باشید
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۸ ساعت پیش
        💚💚💚💚💚

        سلام و درود جناب احمدیان گرامی
        بسیار خوش آمدید و استادی سنگین است بر شانه ی شعرهایم
        به دید مهر نگرستید و سپاسگزارم ،خورشید وجودتان تابان
        به کام باشیدو خوشبخت و شاد🌹
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        ۱۸ ساعت پیش
        سلام خانم قشقایی عزیز
        شاعرانگی تان بانو
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۷ ساعت پیش
        🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃

        سلام به روی ماهت زیبارو نیاز نازنین
        بسیار خوش آمدی عزیزم
        وبه مهر خواندی شادباشی و لبریز ازشوق وزندگی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فرهاد احمدیان
        ۱۸ ساعت پیش
        سلام عرض میکنم خدمت خانم و استاد قشقایی زبان قاصر از این همه اشعار و مطالب زیباتون زنان اهل قلم واقعا توانگران درود فراوان بر شما
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۱۷ ساعت پیش


        💚💚💚💚💚
        سلام و سپاس بینهایت جناب احمدیان
        باوربفرمایید استا د نبوده و نیستم،
        بسیار متشکرم از وقتی که صرف نمودید
        ،مطالب وبلاگ البته متعلق به دوستان بنده نیزهست
        درود خداوند برشما و مهربانیتان 🌹
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ ساعت پیش
        🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹

        درود و عرض ادب استاد بانوجان
        عطر نسترن است هوای حضورتان 💚
        درپناه عشق باشید شادو سرشارازشعر زندگی
        سپاسگزارم 🌹
        ارسال پاسخ
        محمد علي واشقاني ( باران )
        ۵ ساعت پیش
        درودتان باد خندانک خندانک
        سروده تان ارتباط خوبي با مخاطب برقرار مي كند خندانک خندانک بياد داشته باشيد كه با تكرار خوانش در كمال آرامش، پل بسيار محكمي بين احساس و انديشه تان زده خواهد شد ونتيجه آن قطعا درخشان خواهد بود .
        قلم افكارتان نويسا خندانک خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ ساعت پیش
        💚💚💚💚
        درود متقابل جناب واشقانی ارجمند
        بسیار خوش آمدیدو سپاسگزارم از رهنمودارزنده اتان
        و نگاه مهربانتان بر این سروده
        خورشید وجودتان تابان برقرارباشیدوپایدار🌹
        ارسال پاسخ
        بهروز ابراهیمیان
        ۵ ساعت پیش
        سلام ودرود بانوی هنر مندوشاعر زیبا سروده اید خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ ساعت پیش
        💚💚💚💚
        سلام از بنده جناب ابراهیمیان گرامی
        بسیارخوش آمدیدو به مهر نگریستید
        مهرالهی آذین بر نگاهتان شاد باشیدوسعادتمند🌹
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0