سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 بهمن 1400
    25 جمادى الثانية 1443
      Friday 28 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۸ بهمن

        وقتی تو را با دیگری دیدم

        شعری از

        علی امیرحاجلو

        از دفتر اشعار نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۰۵۷۹۱
          بازدید : ۲۰   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی امیرحاجلو
        آخرین اشعار ناب علی امیرحاجلو

        وقتی تو را با دیگری دیدم
        ناگه شکستم لحظه ای در خود 
        دردی به دنیای دلم پیچید 
        اشکم چکید از گونه ام سرخود
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        پر شد دلم از آه و از حسرت 
        از طعم تلخ سرد بودن ها 
        از گریه ها در گوشه ای خلوت 
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        رفتم به آغوش خیابان ها
        دیگر برایم نیست پر احساس 
        پای پیاده زیر باران ها 
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        بستم به رویت چشم هایم را
        هرگز نفهمیدی که تنهایم 
        مرهم نبودی زخم هایم را 
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        کوه امیدم ریخت یک باره 
        هرگز نمی آیی به سوی من
        این قصه تکراری ست هرباره
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        مغزم به جوش آمد از این اندوه 
        مانند یک‌ برگی‌ که می ریزد 
        از شاخه بر روی زمین، بی روح 
         
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        سلول هایم شد همه فریاد 
        رفتی به دنبال کسی دیگر 
        بنیان من را می دهی بر باد
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        قلبم پرید از سینه ام ببرون
        دیگر نفهمیدم چه می بینم 
        قلبم شد از این فاجعه پر خون 
         
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        یک لحظه دنیایم چه سنگین شد 
        عشق تمام سال های من
        با خون احساسم چه رنگین شد 
         
        وقتی تو را با دیگری دیدم 
        رنگی ندیدم جز سیاهی ها 
        چشمم سیاهی رفت افتادم 
        ماندم در اندوه تباهی ها 
         
        هرچند رفتی مانده ام تنها
        اما هنوز هم دوستت دارم
        آغوش تو گرچه برایم نیست 
        از حسرت عشق تو سرشارم 
         
        با هرکه هستی خوش بمان ای دوست
        جایت همیشه پیش من خالیست 
        بی تو من اینجا سخت دلگیرم 
        حال و هوایم سخت تکراریست !
         
        ۲۲ شهریور ماه ۱۳۹۸
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        به شعر ناب خوش آمدید
        موفق باشید خندانک
        طوبی آهنگران
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب امیر حاجلو
        بسیار بسیار
        زیبا قلم شما. همیشه سبز
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0