سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 5 بهمن 1400
  • انتخابات اولين دورة رياست جمهوري اسلامي ايران، 1358 هـ ش
22 جمادى الثانية 1443
    Tuesday 25 Jan 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      سه شنبه ۵ بهمن

      نمرود

      شعری از

      علی رفیعی وردنجانی

      از دفتر یاد-داشت نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ ۱۶:۵۳ شماره ثبت ۱۰۵۱۶۳
        بازدید : ۲۳۳   |    نظرات : ۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی رفیعی وردنجانی
      آخرین اشعار ناب علی رفیعی وردنجانی

      نمرود من نترس
       لب های ما گونه ای را تر نمی کنند
       از بوسه عشق زخمی بر چهره داریم وُ
       از جوانی، جنگ
       در آغوشم بگیر
       بگذار در ساحل ات به انتظار موج
       بمیرم
       علی رفیعی وردنجانی
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۳۳
      درود بزرگوار
      جالب و زیبا بود
      جسارتا جنگ یا تنگ؟
      با عرض پوزش نکند حضرتعالی هم مشغول نوآوری هستی؟
      علی رفیعی وردنجانی
      علی رفیعی وردنجانی
      دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ۲۰:۳۹
      جناب استکی منظور شما رو نمی فهمم وقتی نوشتم جنگ قطعا جنگ هست و منظور چیز دیگه ای نبوده است. انسانی که نوآوری نکند یک انسان منفعل بیش نیست. ممنون از نظرتون
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۵۳
      درود ی دوباره
      جسارتا ارتباط افقی« جنگ» را توجیه نمیکند
      در مطلع مخاطب نمرود است
      چگونه مخاطب
      جنگ میشود که شما را درآغوش بگیر
      شاید «تنگ» توجیه پذیر تر باشد خندانک
      علی رفیعی وردنجانی
      علی رفیعی وردنجانی
      سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۷:۵۸
      البته ارتباطات افقی در شعر های سپید بیشتر جهت زیبایی و آراستگی واژگان هست. بله شما درست می فرمایید و هیچ جسارتی هم نیست بزرگوار اما در هر بند ارتباطی انکساری وجود دارد
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی وردنجانی
      علی رفیعی وردنجانی
      سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۷:۵۹
      و البته هرگز به معنا و مفهوم تنگ نخواهم رسید تا چیزی را نخواهم داشت
      ارسال پاسخ
      امين آزادبخت
      سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۴۲
      با سلام.
      این یک شعر عالیست اگر
      ما وقتی به استقبال یک طرح می رویم باید اساسیتری رکن آن را رعایت کنیم.اوج این اثر وقتی نمایان می شود که نمرود را همان اول برای مخاطب طرح نکنیم.نمرود قصه غافلگیری مخاطب است.پس باید این نمرود را درآخر اثر مشاهده کنیم.
      ما نباید قبل از آماده کردن مخاطب،او را به یک غافلگیری بزرگ ببریم.وقتی نمرود در اول اثر می آید،این غافلگیری خوشایند مخاطب است.خیلی هم خوب است.اما خطوط بعد باید غافلگیری بزرگتری را با خود به دوش بکشند،اما وقتی در ادامه غافلگیری که صاحب اثر در خط سوم خلق می کند(جنگ و جوانی که اشاره دارد به دوران جنگ تحمیلی شاید) به قدرت غافلگیری اول نیست مخاطب از آن اوج،رو به سمت پایین و از قله رو به پایین می رود که این از تراوت اثر می کاهد.
      در ادامه دیگر ما شاهد غافلگیری نیستیم.و شعر افت می کند.این در حالیست که ما باید در این اثر شاهد صعود به قله باشیم.
      حال این اثر را از ابتدا،بدون کم و زیاد کردن واژه ای
      (این را از این باب عرض می کنم که واقعا شعر عالیست.و این یک تعریف نیست.بلکه یک واقعیت است)
      فقط با جابجایی جملات تغییر می دهیم.
      اول نام اثر:نمرود اوج داستان است.پس نباید نام اثر نمرود باشد.
      نام را جسارت نمی کنم و به صاحب اثر واگذار می کنم.
      دوم:ابتدای شعر :قسمت اول
      در آغوشم بگیر
      بگذار در ساحل ات به انتظار موج
      بمیرم
      سوم :میانه حفظ می شود
      لب های ما گونه ای را تر نمی کنند
      از بوسه عشق زخمی بر چهره داریم وُ
      از جوانی، جنگ
      در آخر:خط اول به آخر منتقل می شود:
      نمرود من نترس


      حال شعر بازسازی شده را از اول بخوانیم:


      در آغوشم بگیر
      بگذار در ساحل ات به انتظار موج
      بمیرم
      لب های ما گونه ای را تر نمی کنند
      از بوسه عشق زخمی بر چهره داریم وُ
      از جوانی، جنگ
      نمرود من نترس

      حال به جرات می توان گفت،که مخاطب هیچ وقت فکرش را نمی کرد که موج و جنگ و جوانی،به نمرود پیوند بخورد


      با سپاسمندی
      علی رفیعی وردنجانی
      علی رفیعی وردنجانی
      چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۰۵
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۱۴:۴۷
      سلام ....
      همواره اعتقادم این است که واژه های کلیدی باید به هم‌مربوط باشند . **** به این دوست عزیزمان گفتم از واژه ی نمرود ، چه حمایتی صورت گرفته ؟ یعنی حضور نمرود را چگونه باید در این شعر توجیه کنیم ؟ و اگرچه کلمه ی " تر " می تواند به حضور نمرود وجهه ای کمرنگ دهد ، اما آیا کافی ست ؟؟
      البته دوست ما با گفتن این جمله که (( شما از تلمیح سر در نمیاورید ، تلمیح سپید با کلاسیک متفاوته )) بنده را مورد تفقد ملوکانه قرار دادند . و اما اینجا جمع شده ایم برای همین کارها و حرفها .. و آنگاه که تقاضای نقد اثر داریم بایستی منتظر همه گونه نظر باشیم . با حرفهای امین موافقم و با توجه به روان بودن اثر ، پتانسیل خوبی در این شاعر می بینم که بی تردید اندکی وسواس ، می توانست کار را بهینه تر کند .

      در هر صورت سپاسگذارم که با بازگشایی پنجره ی نقد ، فرصت را در اختیار بنده و دوستان قرار دادید و امیدوارم بازهم از این قلم دوست داشتنی بخوانم خندانک خندانک
      علی رفیعی وردنجانی
      علی رفیعی وردنجانی
      چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ۲۲:۰۵
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0