سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 29 دی 1400
    16 جمادى الثانية 1443
      Wednesday 19 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        چهارشنبه ۲۹ دی

        کسی مرا با دندان هایش زد

        شعری از

        دانیال فریادی

        از دفتر نرگس های سوخته نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۴ آذر ۱۴۰۰ ۱۱:۵۲ شماره ثبت ۱۰۵۰۷۱
          بازدید : ۴۱   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر دانیال فریادی

        کسی مرا با دندان هایش زد
        کسی مرا با چشم هایش نوازش کرد
        کسی برای عبورسلامت برگی خشک
        در کنار رود
        در اب دانه پاشید
        و عناب های خشک را
        برسر عروس نابینا ی شهر ریخت
        کسی سواد کم مرا
        سوار اسب رستم کرد
        کسی در یک شب طوفانی
        بخت بسته ی ثریا را باز کرد
        وچمدان ی  خاک گرفته ی ته انبار را
        با یک بلیط یک طرفه
        به مسافرت فرستاد
        وبر دیوار اجریه
        ته کوچه بن بست
        نقش گل انار کشید
         
         
        با تشکر
        دانیال فریادی
         
        با نقد خویش راهگشا باشیم
         
         
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        علیرضا حسنعلی
        يکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ ۱۸:۲۲
        سلام آفرین بر تو اما به نظر حقیر استفاده از کلماتت باید باز نگری بشه مثله کسی منو با دندان هایش زد یخورده ضعیفه اما مصرع بعدی خوبه. جنبه ی شعاری و حماسی دارد قشنگه موفق باشید
        دانیال فریادی
        دانیال فریادی
        دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۴۵
        خندانک خندانک خندانک




        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه گودرزی
        يکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ ۱۹:۰۰
        درود بر جناب فریادی بزرگوار
        سروده ی زیبایی بود
        ارتباط عناب با آیین عروسی ایرانی را نتوانستم پیدا کنم ولی
        این دو خط را بسیار زیبا کرده بود
        وعناب های خشک را
        روی سر عروس نابینای شهر ریخت
        دانیال فریادی
        دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۴۵
        خندانک خندانک خندانک



        خندانک خندانک
        دانیال فریادی
        دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۴۹
        با سلام
        من تعحب می کنم که این شعر بعد از تایید اصلا هیچ در صحفه ی اول سایت به نمایش در نیامده است؟؟؟
        دوست داشتم مدیریت محترم دلیل ش را بیان می کردایا قوانین سایت تعییر کرده است؟
        با سپاس فراوان از مدیریت محترم سایت خندانک خندانک خندانک خندانک
        ژکا گرجاسی
        جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰ ۱۵:۰۳
        موفق باشید زیبا بود خندانک
        عنایت یزدانی (فرخ)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استعاره جالبی داشت ،بهره جستم شاعر جوان
        موفق باشید
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0