سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 9 مرداد 1400
  • روز اهداي خون
23 ذو الحجة 1442
    Saturday 31 Jul 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      چنانچه دروغ می گوئید لطفا آن را زیبا بگوئید.! شاید وجدان حقیقت دلش به رحم آید.احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۹ مرداد

      بی سر

      شعری از

      علی رفیعی وردنجانی

      از دفتر یاد-داشت نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۰۰۷۷۷
        بازدید : ۹۹   |    نظرات : ۱۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی رفیعی وردنجانی
      آخرین اشعار ناب علی رفیعی وردنجانی

      در پی سایه یک جغد
       که بی هیچ سری
      به پرواز ادامه می داد
      بال هایم
      شکست
      علی رفیعی وردنجانی
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      جالب و زیباست خندانک
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      ۲ هفته پیش
      درود فراوان وارادتی بی پایان جناب رفیعی استاد وادیب فاضل وگرانقدر
      بسیار زیبا وقابل تامل
      دستمریزاد
      مسرور ومستدام
      در پناه حق
      ایام بکام
      🌷🌷🌷🌷
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محسن ابراهیمی ( غریب )
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک خندانک
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      و از شعر خوبتان ممنونم
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      ۲ هفته پیش

      سلام و درود دوست گرامی
      علی رفیعی عزیز
      بسیار عالی
      ------------------------- خندانک خندانک خندانک
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      ارسال پاسخ
      ۲ هفته پیش
      درود/ کیست که جغد، بوف و سایه را بخواند و ببیند و یادِ صادق خانِ هدایت نیفتد؟ در تمامِ حالات و مقالات و آثار و حتی دلسوزیهای ایشان برای سرزمینش باز رد بزرگی از سایه است که در ذهنش نهفته و ساخته و پرداخته است. اصلا به گمانم این سایه ی وهمناک در عمقِ وجودیِ راوی رسوخ کرده است.


      در پی سایه یک جغد
      که بی هیچ سری
      به پرواز ادامه می داد
      بال هایم
      شکست

      سَری که میتوان سِرّی هم بیاید دارای ایهام است.یک موضوعِ کابوسوار را میخواهد توضیح دهد که نشانش را میتوان در فیلمهای ترسناک کاوید.تصورش حتی سخت است که در پیِ شومترین نمادِ وحوش باشی و آن را با چشمهایِ درشت و خیره و بی سر بیابی و آنگاه بدون پَر، لاشه ات را به ویرانه بَرَد،آیا سایه ی من نیست که هر شامگاه با آوایی بر رجعتِ اختگی میبرد؟ سایه را میگویم.
      که مفاهیمِ ﺷﮕﺮﻑ ﺁﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﺗﻠﻘﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﻭﺣﺒﺨﺶ ﺑﺎﺷﺪ
      ﺳﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺑﻮﻑ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻣﻨﺘﺸﺮﻧﺸﺪﻩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺗﺖ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ،ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺎ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ... ﺳﺎﯾﻪ ﺑﻮﻑ ﺩﻟﻮﺍﭘﺲ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﭽﺮﮐﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻓﻘﺶ ﻧﺎﭘﯿﺪﺍﺳﺖ .... ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻏﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﺵ ﺑﮑﺸﺪ .
      ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺛﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺱ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺟﻤﺎﻉ ﺭﺟﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺠﻬﻮﻝ ﻭ ﮔﺮﺧﯿﺪﻩ،ﺑﺎ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﻣﻄﺮﻭﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ ... ﺍﺑﻠﯿﺲ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﻮﭼﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ / ﺑﺮﻭ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ / ﺩﺳﺖ ﺧﯿﺲ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮔﻞﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺎﻕ ﺑﺎﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻧﮓ ﻭ ﺑﻠﻮﺭﯾﻦ ﺗﻨﮓ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺷﺒﻪ ﻓﮑﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺳﺖ . ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﻤﯿﻦ ﺟﺴﺪﯼ ﺑﯿﺮﺥ ﺑﺮ ﺯﻫﺘﺎﺏﺩﺭﯾﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺁﻣﺎﻝ ﺑﻮﮔﺎﻡ ﺩﺍﺳﯽ ﺑﺮ ﯾﮏ ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻠﺦ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﻭ ﺯﻫﺮ ﺧﻨﺪﯼ ﻣﻠﯿﺢ ﺑﺮ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺳﺮ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺎﻣﺘﻤﻮﻝ ﭼﻨﺪ ﺟﻨﺲ ﺧﻨﺰﺭﯼ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﮐﻮﭺ ﺍﯾﻞ ﺑﺮﻭﺩ /
      ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ... ﻣﮑﺎﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﯽ ﺑﺮ ﻏﺮﻭﺏ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭﺷﮑﻪ ﻭ ﻣﺮﺩ ﮔﺎﺭﯾﭽﯽ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻖ ﻫﻖ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ / ﺑﺤﺚ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻗﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﻭ ﻋﺒﺎﺳﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ...
      ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﻭﻫﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻧﮓ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺯﻥ ،ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺟﺴﻢ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺩﻡ ﺑﺨﺖ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺑﺮﻧﮓ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺻﻨﻮﺑﺮ ﻭ ﮐﻮﻧﻪ ﺧﯿﺎﺭ ﺑﺎ ﻃﻌﻢ ﮔﺲ ﺗﺮﻧﺠﺒﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺰﻭﺍ ﺑﺮﺩﻩ / ﺳﺮ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺘﺎﺑﺪ / ﮐﻠﯿﺪ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﻭ ﭼﻮﺑﯿﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻗﻔﻠﯽ ﻓﺮﻭﺑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﻣﺮﺩ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﻧﻤﯿﻤﺎﻧﺪ/
      در شبی که ماه از افتادن خویش در هراس است، در یک نیمه شب عریان که انداخته پوستین تار خود بر این سپید افروز ،پیرمردی گویا سالهاست گل نیلوفر قرن را بوییده است و هر هر خنده را با دودستش سخت میگیرد....لرزشی عمیق بر تن وانهاده در آستان در...مرد انگار سالها پیش مرده بود ﻧﻘﺪ ﻭ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺭﺍﻭﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮔﺎﻩ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .

      راوی گفته که بالهایم شکسته است.یک موجودِ بالدارِ بیهودهْ زیست که دنبالِ هاله یِ بی سریست!!
      یک طباقِ انتزاعی.


      شب است و باز هم بیخوابیِ بسیار
      نشسته بی رمق در پیشِ این دیوار/

      گَهی خیره شده بر سایه ای که او:
      پُکی یکسر زده بر دامنِ سیگار /

      کمی آنسویِ او یک گربه ی لاغر
      نَرینه دلبری،آماده یِ پیکار /

      بفکرِ جفتِ خود،میلولَد و تَرسَد
      گَهی،بو میکِشد،گَه عِشوه ای با یار/

      شب است و جز صدایِ روبَهی لنگان
      در این برفآبِ سوزانِ مصیبتبار/

      کنارش بهمن و از سویِ دیگر، آه
      دمادم میکِشد،تکرار در تکرار /

      خراب و دلْ زده،عصیانگری یاغی
      غُبارِ تیره ای،افتاده و بیمار /

      اسیرِ چشمِ شیرینِ فریبی که:
      فِتاده برگِ زیبایی،به رویِ خار /

      غَریوِ جغدی از آن سویِ این خانه
      به ویرانه بَرَد این لاشه یِ تَبدار /

      ولیکِن سایه یِ ترسی تَرَک خورده
      زِ آنسو،گَرم و گُفتی،خیره بر دلدار/

      میانِ خاطراتِ دورِ خود، گیرد:
      شبی یک عکس کهنه،از ردِ آوار /

      کنون آری من هستم،باد لرزانَد:
      تَن و پیراهنِ چِرکینِ من،بر دار/
      ________________________
      عیسی نصراللهی

      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      مرسی عیسای عزیز
      ارسال پاسخ
      مسعود میناآباد  مسعود م
      درود بر نصراللهی عزیز
      ------------------------------ خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی وردنجانی
      سپاس فراوان جناب بایت وقتی که گذاشتید و نقد پر محتواتان البته که من بسیار بوف کور و ایهام هایی که حاکی از اسوطره و نماد در ادیبات ایران و هند است را دوست دارم و سعی می کنم در متن ارادتی به صادق هدایت داشته باشم
      ارسال پاسخ
      سجاد جم
      سجاد جم
      ۲ هفته پیش
      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0