سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 1 آبان 1399
  • روز آمار و برنامه ريزي
  • شهادت مظلومانة آيت الله حاج سيد مصطفي خميني، 1356 هـ ش
6 ربيع الأول 1442
    Thursday 22 Oct 2020
      بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

      پنجشنبه ۱ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      شهید چمران
      ارسال شده توسط

      مهدی شهبازی

      در تاریخ : پنجشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۹ ۰۳:۵۶
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۷ | نظرات : ۳

      راستی چرا اول دبستان که بودیم معلم به حرف (چ)که رسید نگفت :
      چه مثل چمران !!!؟
      تا ما بپرسیم 
      چمران دیگر کیست ؟
      واو بگوید یک اسطوره !
      یک قهرمان!
      یک همه چیز تمام !
      یک...
      یک...
      مرد!!!
      وما با تعجب بگوییم: مرد؟؟
      مرد دیگر چیست ؟
      قهرمان یعنی چه؟
      واسطوره کیست ؟
      واو لبخند بزند وبگوید :قهرمان اونی هست که مغز فزیک پلاسما بود می توانست ریش پرفسوری بگذارد کراوات بزند  و پشت میز بنشیند و زندگی اش را بکند !!
      هر چیزی که می خواست به پیشش حاضر شود
      وبهانه زیاد بیاورد 
      این که کسی در ایران به او بها نمی دهد 
      این که کسی در ایران او را درک نمی کند 
      می توانست کراوات بزند ودر جای گرم نرمش بنشیند 
      گه گاهی مهمان این برنامه آن برنامه تلویزونی شود و از اوضاع اسف بار ایران بگوید و انقلاب مردم را یک اشتباه بداند 
      می توانست نوبل برنده شود و لبخند بزند به این چیز های کوچکی که خیلی ها بزرگش کردند 
      می توانست یک نگاه هم به کشورش نیندازد و بگوید نخبه کشورباید بماند جنگ برود که چه ؟
      می توانست سالی یک مقاله علمی جهانی بدهد و همه برایش به به چه چه کند !!!
      اما مردها 
      قهرمان ها 
      اسطوره ها 
      اینچنین نیستند !!!
      او مغز فزیک پلاسما بود درست !!اما قبلش یک انسان بود!!!
      شنیده اید که خون خدا یک روز گفت اگر دین ندارید آزاده باشید ؟
      او هم دین داشت و هم آزادگی 
      برای همین بود که کراوات نزد و به جای کت شلوار لباس خاکی پوشیده وکلاه جنگی به سر گذاشت و اسلحه به دست گرفت وبند پوتین هایش را همیشه محکم نگه می داشت 
      برای همین بود که جای نرمش را رها کرد ومهمان جاده های سرد کردستان شد !!
      قهرمان ها 
      اسطوره ها 
      و مرد ها اینچنین اند 
      عادت داشت لطیف باشد 
      آنقدر که گرگ میش صبح باشد و جاده های کردستان را طی کنند اما دستور ایست ماشین بدهد و کنار جاده بروند تنها برای لمس یک گلبرگ گل!!!
      مرد ها 
      اسطوره ها و قهرمان ها کم از شاعران ندارند !!!وبعد از گفتن این جمله ها  مدادهایمان را تراش می کردیم و با زیبا ترین خط مان می نوشتیم 
      چ مثل چمران 
      چ مثل مرد 
      چ مثل قهرمان
      چ مثل اسطوره !!!
      راستی چرا نکرده اند؟؟؟
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۹۰۴ در تاریخ پنجشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۹ ۰۳:۵۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۰۵:۴۸
      سخنان شهید دکترمصطفی چمران :

      ای حیات! با تو وداع می کنم، با همه ی مظاهر و جبروتت. ای پاهای من! می دانم که فداکارید! و به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت_صاعقه وار_ به حرکت در می آیید; اما من آرزویی بزرگ تر دارم.

      آنان که به من بدی کردند ، مرا هشیار کردند
      آنان که از من انتقاد کردند ، به من راه و رسم زندگی آموختند
      آنان که به من بی اعتنایی کردند ، به من صبر وتحمل آموختند
      آنان که به من خوبی کردند ، به من مهر و وفا ودوستی آموختند
      پس خدایا :
      به همه ی آنانی که باعث تعالی دنیوی واخروی من شدند ،
      خیر ونیکی دنیا وآخرت عطا بفرما .

      خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیه شان می‌کنم ببخش!‏

      ای دست های من! قوی و قوی تر باشید.
      ای چشمان من! تیزبین باشید.
      ای قلب من! این لحظات آخرین را تحمل کن.
      خدایا، هنگامی که شیپور جنگ طنین انداز می شود، قلب من شکفته شده به هیجان در می آید زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص می کند.
      می گویند تقوا از تخصص لازم تر است ، آ نرا می پذیرم ؛ اما می گویم: آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.
      اگر امام زمان غیبت کرده است، این غیبت ماست نه غیبت او... این ما هستیم که چشمان خود را بسته ایم، این ما هستیم که آمادگی نداریم.
      خدایا هدایتم کن ، زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
      خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم ، زیرا می دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.
      خدایا محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم ، زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.
      خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم ، که بی احترامی به یک انسان همانا کفر دربرابرخدای بزرگ است.

      شهید چمران

      خندانک
      معصومه خدابنده
      پنجشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۹ ۲۰:۱۸
      درود بر شما🌹🌹
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ فروردين ۱۳۹۹ ۱۹:۵۸
      درود بر شما خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0