سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 16 ارديبهشت 1400
    26 رمضان 1442
      Thursday 6 May 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        دلم تنگ آن دوران است
        ارسال شده توسط

        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)

        در تاریخ : جمعه ۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۵:۴۵
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۳۵ | نظرات : ۵

        دلم تنگ آن دورانی است که صبحدم اگر بازبان خوش و نغمه ی خسته و نازنین مادربزرگ از خواب شیرین روستایی بر می خواستیم که هیچ ولی اگر اندک سماجتی برای ادامه ی خواب بود با فغان طوفانی و عصای مبارک پدربزرگ روبوسی می کردیم و از شدت خوش آمد آن عصا تا دهات بالایی بی وقفه می دویدیم ، آخ.
         
        دلم تنگ آن دورانی است که وقتی از خواب بلند می شدیم بوی نان تازه ی مادر بزرگ که با دست و پنجه ی کد بانو وار خودش در تنور کنج حیاط پخته بود و اندک بوی شیر گرم شده ی آن بزی که همیشه در انتهای آغل با بزغاله هایش روزگار سپری می کرد و بوی چای تازه دم صبحگاهی به مشام می رسید و گویا این بوی طعام سالم صبحگاهی بر من حکم سلامی گرم از جانب زندگی را داشت که گویا می خواست به من بفهماند هنوز زندگی در جریان است و نفس هایم بیهوده خرج این دنیا نمی شود.
         
        آه که چقدر دلم تنگ آن دورانی است که مادرم مخلصانه خدمت مادربزرگم را می کرد و بدون هیچ چشم داشتی
         
        او را با زبانی نرم تر و خشک می کرد و با همان جسم خستگی ناپذیر ولی رنج دیده اش به پای غم ها و درد های روزمره ی من می نشست و با نگاه سرشار از مِهرش به من این نوید را می داد که بدون هیچ دغدغه ای صندوقچه ی دلم را در پیشگاه او باز کنم و هر چه که در این دلِ لاکردار عقده شده را بیرون بریزم .
         
        دلم تنگ آن دوران عشق ورزی است که به هنگام غروب در روستا و شروع زوزه های گرگ و پایان جنب و جوش دام ها ، دلم سخت می گرفت و وارد خانه می شدم و شکایتم از روزگار این بود که چرا شب آمد و نور را از بازیگوشی های من گرفت ، در این لحظه وقتی با فضای خانه رو به رو می شدم و چشمم به چشمان درخشان پدرم می افتاد تازه می فهمیدم که خورشید واقعی کجاست و چگونه بر کاشانه ی ما می تابد ، پدر با نگاهی پر از دوستی و صفا به من خیره میشد و نمی توانم بگویم که چه آرامشی دارد وقتی سرت را روی پاهای پدر قرار دهی و او از دوران پر فراز و نشیب کودکی اش برایتان بگوید و شما غرق در داستان سرایی اش می شوید.
         
        و هیچگاه سرّ آن فانوس کنار پنجره را نفهمیدم که همیشه در خاطرات کاشانه ی روستایی ما خانه از پرتو انوار او فروغی جاویدان داشت.
         
        دلم بی نهایت تنگ است برای شنیدن صدای گنجشکانی که روی درخت بزرگ مدرسه مشغول تمرین صدای خود بودند و ما نیز در این کنسرت رایگان محو تماشای دلبری آنان بودیم
         
        صدای رسای جوجه هایی که زنگ زندگی را به وقت پگاه به صدا در می آوردند و آغاز روزی دیگر را جشن می گرفتند.
         
        اما هر چه که بود گذشت ، همه ی این خاطرات چه خوب و چه بد گذشت و امروز من در حبسم ، در شهری با انسان هایی که با هم نا آشنایند هم کلامم و هیچ یک درد هم را نمی دانیم . براستی که زندگی نوین همان کاشانه ی خشت و گِلی ِ روستایی بود.
         
         
                       ●نویسنده: محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
         
                         از دفتر دلنوشته های یک بلوچ 
         
                         زاهدان ۱۸ اسفند ماه ۱۳۹۸
         
          
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۷۹۴ در تاریخ جمعه ۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۵:۴۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        مریم خالقی نژاد
        پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۲۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
        پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ ۱۵:۳۳
        خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد  نوری
        جمعه ۱ فروردين ۱۳۹۹ ۲۰:۱۰
        خندانک خندانک خندانک
        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
        شنبه ۲ فروردين ۱۳۹۹ ۱۱:۴۳
        خندانک
        زهرا رنجبر(غزال)
        پنجشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۹ ۰۱:۲۳
        عالی بود خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0