سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 8 اسفند 1398
  • روز امور تربيتي و تربيت اسلامي
5 رجب 1441
    Thursday 27 Feb 2020
      هنگام نیكبختی است كه باید بیمناك بود؛ هیچ چیز تهدید آمیزتر از سعادت نیست. موریس مترلینگ

      پنجشنبه ۸ اسفند

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      حقانیت اهل بیت(ع) 3
      ارسال شده توسط

      حاج مهدی عاطف

      در تاریخ : ۲ هفته پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۹ | نظرات : ۱

      برای تان نوشتم که با یکی از ملا های افغان که مدتی همراه با طالبان جهاد نموده بود هم صحبت شدم و سوالاتی از او نمودم
      گفتم ملا سوالی دارم
      گفت: بفرمایید
      گفتم ابوبکر چرا نگذاشت مردم همانگونه که خودش را تعیین کردند ،خلیفه جانشینش را هم انتخاب کنند و خودش جانشینش را تعیین نمود
      گفت: صلاح امت را این گونه دید که بعد از خودش عمر را تعیین کند چون بهترین بود
      گفتم انصاف بده بهترین مردم بعد از نبی اکرم(ص)به گفته همه علمای شما چه کسی بود؟
      انصاف داد و گفت : علی
      گفتم پس چرا علی را تعیین نکرد؟
      گفت: چون علی جوان بود و عرب با بودن شیوخ زیر بار حکومت جوانها نمی رفتند و برای اینکه بعد از خودش مسلمانها بی سرپرست نباشند ، در وصیت نامه اش عمر را خلیفه پس از خود تعیین نمود
      گفتم ملا واقعا ابوبکر از پیامبر افضل بود؟
      ناراحت شد و گفت: این چه حرفی است؟
      گفتم ناراحت نشو منظورم این بود که ابوبکر این را درک کرده بود که بعد از خودش مسلمانها را بی سرپرست نگذارد ولی پیامبر العیاذ با الله این مهم را متوجه نشده بود؟
      پیشانیش عرق کرد و دیگر هیچ نگفت . اگر بگوید ابوبکر بهتر از پیامبر فهمید که کفر است و اگر بگوید پیامبر نیز خلیفه و جانشین خود را از اول بعثت تا خم غدیر مشخص نمود که نقض مذهب خودش میشود
      گفتم ملا میدانی چرا ابو بکر انتصابی عمل کرد؟ و نگذاشت صحابه خلیفه جانشینش را انتخاب کنند؟
      گفت : نه
      گفتم برای آنکه میدانست مردم حتما علی علیه اسلام را انتخاب می نمایند و این بر خلاف میلش و قولی که به عمر داده بود، میشد . چون به عمر قول داده بود که در صورت خلیفه شدن او را جانشین خودش قرار میدهد.
      گفتم ملا مورد دیگری هم اتفاق افتاده که گفتنش خالی از فایده نیست ابوبکر به پدرش نامه نوشت که پدر مردم مرا بخاطر کبر سنم خلیفه رسول خدا کردنده اند، بیا بیعت کن. پدرش در جواب نوشت که گفتی بخاطر کبر سنت انتخاب شده ای ؟ اگر کبر سن ملاک بود که باید من که پدرت هستم انتخاب شوم نه تو. تو خلیفه مردم هستی نه پیامبر
      خنده همراه با غضب ملا باعث شد که بگویم ملا قضیه این خلیفه را رها میکنیم و کمی راجع به تعیین خلیفه عثمان صحبت می نماییم
      گفت : اشکال ندارد
      ادامه دارد...

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۶۸۵ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0