سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 18 آذر 1400
  • معرفي عراق به عنوان مسؤول و آغازگر جنگ از سوي سازمان ملل، 1370 هـ ش
6 جمادى الأولى 1443
    Thursday 9 Dec 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      پنجشنبه ۱۸ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      دعا کنین آدم بشم
      ارسال شده توسط

      مصطفی رضائی

      در تاریخ : پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۸ ۱۴:۰۴
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۵۲ | نظرات : ۱

      شب قبل از خواب، تو بستر وقتی اتفاقات همون روز رو مرور میکنم و نگاهی هم به خودم و رفتارها و برخوردهایم با اون اتفاقات میندازم، آخر ماجرا با خودم قرار و مداری میذارم که فردا آدم دیگه ای بشم و ازین قالب که هستم، بزنم بیرون.
      نه اینکه خیلی حساسم، این حساسیت ها همیشه کار دستم داده و انگار هیچ آنتی هیستامینی هم نمیخواد رفعش کنه و کمی حس بی خیالی جایگزینش کنه.  
      شب میگم تمام این مسائل از این سر ناقابله که  اگه خدا  توپ فوتبال خلقش کرده بود، حال و روز بهتری داشت و اون شوت ها و ضربه هایی که بهش میزدن دردی کمتر از دردهایی حس میکرد که الان از این بالانشینی حس میکنه. با خودم میگم خدایا کمک کن من از امشب این سر را بریدم و انداختم دور و جاش یک سری مثل توپ، مثل سر خیلیا (البته بلا نسبت شما) نصب کنم. سری که به موقع و به مناسبت  منافعش بجنبه، بفهمه کجا بال بره به مخالفت و کجا پایین بیاد به تمکین و تسلیم. دهنش زیپی هوشمند با ریموت کنترل داشته باشه که به موقع بازش کنی و به موقع ببندیش. سیستم صوتیش هوشمند، نگاهش همیشه موافق حال و جریان حاکم، گوشش شنوایی جذب انتخابی و خلاصه یک سر بدرد بخور برای بالا نشستن سودمند، وگرنه بالای دار هم بخودی خود بالاست. 
      ولی صبح که میشه از خرید یک نون گرفته تا ترافیک مسیر محل کار و کودک کار سر چهار راه که گل و روزنامه و دخترک جلوی اداره که جوراب میفروشن و سلام علیک های ریاکارانه و مزورانه بعضیا و... همه و همه باعث میشه تمام خون بدن   بیاد تو سر و این سر مسخره هم بجای اینکه عاقل و آینده نگر باشه، بزنه و همه چی رو خرابتر کنه. 
      بهش میگم :خرجان، نیگا کن دکتر رو. باهاش شوخی ناموسی میکنن، چه غش و ریسه میره که کسی  ناراحت نشه و در عوض پستش رو سالها حفظ کرده. عالم و آدم میدونن سواد کارش چقدره ولی میفهمه کجا چیکار کنه و کجا چی بگه. داداشش و ده تا از فک و فامیلش رو از همین روش تعامل داره نون میده. تو الاغ چی؟ با اون حاضر جوابی و بقول خودت  نقد بجا. 
      تنها تو محل کارت میخوای حداقل صد تا  مثل دکتر نشونت بدم که سرشون پایینه. همه چی رو میبینن و بجای اعتراض و انتقاد میرن و گردن کج و سهمشون رو میگیرن. استفاده میکنن، سوء استفاده هم میکنن و... عزیز هم هستن. تو چی؟ فکر کردی کی هستی؟ یک دایناسور منقرض شده. یک کالای بدون مشتری.... 
      و من بین دلم که نماینده تن و غرایزمه، و سرم و افکارش گیر کردم. شبا برای اینکه بذارن بخوابم، قول بریدن سرم رو میدم و روز که میشه.... 
      ولی بالخره قول میدم سرم رو واقعا ببرم و بندازم دور. فقط خداکنه اون روز خیلی دیر نشده باشه. برام دعا کنین آدم بشم. قول میدم جبران کنم....  
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۹۶۱۱ در تاریخ پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۸ ۱۴:۰۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      اکرم بهرامچی
      سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸ ۱۹:۱۰
      سلام استاد گرامی
      خیلی خیلی عالی قلم زدید واقعا لذت بردم دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0