سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
آنفلوانزای غصه
ارسال شده توسط

مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)

در تاریخ : جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ ۲۰:۱۳
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۹۹ | نظرات : ۰

     این روزا که آنفلوانزای غصه همه‌گیر شده و دلهره، دایم توی صورتِ زندگیمون عطسه میکنه، دلمون به بافتن رویا خوشه اینکه شاید پشت ماسکایی که عینکا رو بخارزده کرده تا واقعیت رو مه آلود ببینن ،لبخندی پنهون شده باشه، توی این اپیدمی آدم فروشی ، غزل باهام قهر کرده از بس قافیه‌هام بغض شدن و توی گلوی سکوتم گیرکردن، از بس که هر مطلع احساسی به جزیرۀ نگفتن تبعید شد، از بس هربار که قلمم خواست برقصه یا عزای اجباری اعلام شد یا باورهامون جوری به سوگ نشست که آهنگی برای رقصیدن واژه نموند و از خودکار فقط اندوه چکید...
نرگس خریدم از پیرمرد کزکردۀ گوشۀ خیابون حسرت که نگاهش زخمی غرور شکسته ش چیزی تا بارونی شدن نداشت
نرگس خریدم شاید روانِ پریشونِ غزلم، قبل از مردن شاد بشه، شاید امید توی رگای نازک واژه هاش دوباره دل دل کنه ، بیچاره امید از وقتی معناشو دزدیدن دیگه نتونست از پیلۀ شرم بیاد بیرون و جوونه بزنه تا دلِ ایرانو خوش کنه...  
پ.ن:
به افسردگی میگن "سرماخوردگی روانی" ...انگار قرار نیست این بیماری همه‌گیر از دل و جونِ سرزمینمون بره بیرون....
 
مهناز نصیرپور
 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۹۶۰۲ در تاریخ جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ ۲۰:۱۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
بهروز چارقدچی (مجنون)

ای بابا یه پاکت سیگار نهایت دویست تومان اااا لیکن نفس دزدی کار خوبی نیست اااا از بنده در روز روشن پی ام گمشد
شاهزاده خانوم

می شود چشمش پر از اشک و به خویش می دهد امید دیدار مرا ااا من به اشکش خیره از این سوی و باز ااا دزد مسکین برده سیگار مرا
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0