سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 28 شهريور 1398
    21 محرم 1441
      Thursday 19 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        پنجشنبه ۲۸ شهريور

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        به سوی آرامش
        ارسال شده توسط

        مجید خوش خلق سیما

        در تاریخ : يکشنبه ۲ تير ۱۳۹۸ ۰۲:۲۴
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۳۵ | نظرات : ۴

        آرامش واژه آشنا و بسیار رایجی است که این روزها همه دنبالِ پیدا کردنِ معنایی درست برای آن می باشند و راهکارهایِ مختلفی را جهتِ قرار گرفتن در شرایطی متناسب با تعریفِ مدِّ نظرشان از این وضعیّت می آزمایند.
        برخی رسیدن به ایده آل هایِ خود در زمینه هایِ مادّی و درنوردیدنِ پلّه هایِ ترقّی و کسبِ مقام و مدارجِ علمی و ورزشی و هنری و ... را نقطه اوجِ آرامشِ خود می پندارند و گمان می برند پس از برآوردنِ این خواسته ها می توانند در چنین شرایطی قرار گرفته و از آن لذّت کافی و وافی را ببرند.
        اگر چه امنیّت مالی و کاری و دست یابی به مقام و مدارجِ بالا می توانند عاملِ مؤثری در رفاه و آسایشِ انسان باشند و زمینه سازِ فرصتی تا آدمی بتواند با فکری آسوده تر به اصل ها بپردازد امّا تجربه ثابت کرده است اغلب قادر نیستند دلیلِ اصلیِ آرامشِ انسان بوده و رضایتِ قلبیِ او را در دراز مدّت و به شکلی پایدار تأمین نمایند.
        ابزارِ بیرونی مانندِ رنگ ها ، طعم ها ، شکل ها ، صداها و همچنین داروها و هر چیزِ دیگری چه مجاز و چه غیرِ مجاز که از هر سوی و به وسیله افرادِ متخصّص و غیرِ متخصّص تجویز می گردند نیز فقط می توانند در بهترین حالت مسکّنِ دردها و مشکلاتِ عدیده آدمی باشند و به صورتِ موقّتی با ده ها عواقب و عوارضِ جانبی حالاتِ خوبی شبیه به وضعیّتِ آرامش را برایِ انسان پدید آورند.
        این ابزار بیشتر کمک می کنند تا افراد برایِ دقایق و یا ساعاتی مشکلات و گرفتاری هایِ درونی و بیرونی خود را فراموش کرده و کمی از آنان فاصله بگیرند و هرگز نمی توانند حل و فصلِ شان نموده و برایِ همیشه و به شکلی قابل قبول آرامش را به زندگیِ انسانی هدیه کنند ، زیرا تنها کسی که قادر است این گوهرِ ارزشمند را به شخص هدیه نماید خودِ شخص است.
        *- تا هنگامی که یک فرد کوله باری از پلیدی هایِ آلوده کننده را با خود حمل و ذهنش محلِ رفت آمدِ باورهایِ ناهنجار و مخرّب است ، هیچ مکانی آنچنان که باید خوب نیست و هیچ طعمی دل انگیز و هیچ رنگی زیبا و هیچ شکلی جذّاب و هیچ صدایی گوش نواز و هیچ انسانی قابل اعتماد و زمین جایِ زیستن و مسئله ای قابلِ پرداختن و چیزی و کسی در حدِّ دوست داشتن و زندگی محل دست یابی به آرامش نمی تواند باشد.  
        راه هایِ رسیدن به آرامش حداقل نسبی از نظرِ بنده در اوّلین قدم پذیرشِ این واقعیّت است که برایِ کسبِ سلامتیِ جسمی ، روحی ، روانی و اخلاقی و دست یابی به کامیابی و شادکامی ، نیز نیل به مناسبات و تعاملی سازنده و مسالمت آمیز نیاز به آرامش است و می بایست با هر قیمت و زحمتی آن را فراهم ساخت.
        دوّمین قدم تمرین و ممارست جهتِ رسیدن به قابلیّت مهار و کنترل و مدیریّت احساسات و عواطفِ لجام گسیخته درونی است که تمامیِ زندگیِ انسان را در بر گرفته و همواره او را در وضعیّتی از ده ها حالتِ شناخته شده و ناشناخته مربوط به دنیایِ خود قرار می دهند. (وضعیّت هائی مثل : شادی ، غم ، خشم ، نفرت ، کینه ، انتقام ، ترس ، غرور ، منیّت ، پوچی و ...)
        *- آدمی هیچگاه خالی از احساس نیست و حتّی وقتی که گمان می کند هیچ حس و حالی ندارد و دنیا برایش بی معنی و سیاه و غیر قابلِ تحمّل شده است دچارِ احساس پوچی می باشد.
        مهارِ احساسات و عواطف یعنی انسان بتواند پیام هایِ درونیِ خود هر چه که هست و در وجودش بروز می کند را بی کم و کاست پذیرفته و درکشان کرده ، بدونِ اینکه آنان را سرکوب و یا از آنان فرار و یاکاملاً جذبشان شده و تحتِ فرمانشان درآید.
        مراقبتِ آدمی برایِ این منظور که تحتِ فرمانِ احساساتِ خود در نیامده و برده آنان نگردد و مطابق با فرامینِ صادر شده از سویشان واکنش نشان ندهد گامِ مؤثر و درواقع دروازه اصلیِ ورود به دنیایِ آرامش است.
        گامِ سوّم پذیرش خود است و این یعنی هر انسان خود را به همان شکلِ موجود با هر پیشینه ای و نیز هر مختصاتی از لحاظِ ظاهری و باطنی و همچنین آنچه داشته هایش را در حالِ حاضر تشکیل می دهند بپذیرد و سعی نکند از واقعیّات ، مخصوصاٌ آنانی که نمی تواند به هیچ عنوان تغییری در آنان ایجاد نماید بگریزد.
        تهی شدن از معادلات و محاسبات و برآوردهایِ مداومِ ذهنی و مرور رویدادها و حوادثِ گذشته و نیز دوری از رؤیاسازی و خیال پردازی هایِ بیمارگونه و خالی از منطق و همچنین رفعِ درخواست هایی زیاده خواهانه آنهم بدونِ داشتنِ ابزار و امکانی در آن باره که داشته هایِ حالِ حاضر را تحت الشعاع قرار می دهد و آنها را بی فروغ و موقعیّتِ پیشرفت و فرصتِ کامیابی و شادکامی را از انسان می ستاند هم کمکِ شایانِ توجّهی به طلوعِ آرامش در زندگیِ یک شخص می کنند.
        گامِ چهارم درک و پذیرشِ دیگران است به همان شکلِ موجود با عملکردی مشخّص و ایمان آوردن به این نکته که سایرین همانند که باید باشند و هرگز نمی توان در طولانی مدّت آنان را به نفعِ خواسته ها و باورهایِ مورد پسندِ خود تغییر داد و این امری است که به اختیار شان مربوط بوده و هیچ کسی مسئول مستقیمِ نوعِ زندگی و انتخاب های شان نمی باشد.(البتّه انسان می تواند اگر دوست داشته باشد و ایمان به سازنده بودن باورهای خود با به نمایش درآوردنِ بهترین و زیباترین عملکرد به زعمِ خود موجبِ ایجادِ جاذبه در دیگران شده و غیر مستقیم در زندگیِ دیگر انسان ها در صورتِ تمایلِ و انتخابِ آنها تأثیر بگذارد.)
        قضاوت کردن و نیز درگیر شدن با نوعِ انتخاب و شیوه زیستنِ سایرین و ایجادِ دغدقه هایِ فکری و دخالت هایی از این دست که همگیِ مربوط به حریمِ خصوصیِ دیگران بوده و سببِ غفلت از خود می گردد نیز نقشِ مؤثری در سلبِ آرامشِ انسان بازی می کنند.
        گامِ پنجم پذیرشِ وضعیّت و شرایطِ موجود بر محیطِ زیست از لحاظِ سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و هنری با هر مشخّصات و مختصّاتی که در هر جامعه مطابق با اکثریّتِ آرا متداول است می باشد و البتّه این معنایش همرنگ شدن با رسومِ موجود نیست و انسان می تواند در زندگیِ شخصی و حریمِ خصوصیِ خود بدونِ اینکه با آنچه رایج است بدون اینکه بتواند تغییری ایجاد کندبجنگد ، انتخاب هایِ فردیش را داشته باشد و با خونسردی آنچه برتر می پندارد را با کمک گرفتن از کارهای فرهنگی ترویج نماید.
        گامِ ششم قرار گرفتن در مسیری که می تواند موجبِ انجامِ کارهایِ ارزشمند و اختصاص دادنِ زمان به اموری مطابق با نیازها و کشش هایِ درونیِ انسان مطابق با استعدادها و قابلیّت هایِ باالقوّه اش باشد و موجبِ کسبِ افتخار برایِ آدمی گردد و خلاء هایِ روحی و ورانیِ او را پُر و عطشِ شدیدِ ذاتیش را سیراب و رضایتمندیِ قلبیش را تأمین نماید.
        گامِ هفتم و حرکتِ آخرِ رسیدن به آرامش و در واقع عاملِ تداوم بخشیدن به این وضعیّت ، اقتدار داشتن و پایفشاری بر اصول و آموزه هایِ نام برده شده ، یعنی آنچه مهیّا کننده دست یابیِ انسان به شرایط و محیطی که زمینه سازِ پیشرفت هایِ دنیائی و معنائی و معاشرتی در عرصه زندگی می باشند است.
        قابل به ذکر است همه مواردِ نام برده شده هنگامی می تواند بهتر ممکن و محقّق گردد و آرامش نسبی را به یک شخص هدیه و در زندگیش ماندگار کند که او متّکی بر کمک ها و حمایت هایِ نیرویی برتر و گرفتنِ توان و انگیزه و شهامت و امیدی فراتر از آنچه دارد قادر شود موانعِ سخت و نفس گیر را یکی پس از دیگری مرتفع ساخته و به ساحلِ مقصود و جایگاهِ درخور در این زمینه نائل گردد.
        در یک جمع بندی کلّی : آرامش را می توان زدودنِ دغدقه ها و تهی شدن از تنش ها و ترس ها و برخورداری از رضایتمندی با انجامِ کارهایِ اساسی و اقداماتِ ارزشمند و نیز رستن از وابستگی هایِ درونی و بیرونی آنگونه که انسان را اسیر نساخته و از حرکت سمتِ پیشرفت و ترقّی همه جانبه بازندارند تعریف نمود.
        حال زمینه برای حرکت جهتِ بهتر نمودنِ وضعیّت و شرایط و تغییرِ آنچه قابلِ تغییر می باشد مهیّا و فراهم است زیرا انسان با ذهنی آرام می تواند بهتر ببیند ، بهتر حال را سنجیده و برآورد نماید ، بهتر تشخیص دهد ، بهتر برنامه ریزی کند و کار بهتر و رفتار بهتری ارایه نماید و بهتر بر مسئولیّت هایش واقف و درصدِ اشتباهات و خطاها و لغزش هایِ خود را کاهش داده و متعهّد و متمرکز بر آنچه انجام می دهد رشد و ترقّی را در زمینه هایِ دنیا ، معنا و معاشرت رقم زند.
        پایان

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۳۲۴ در تاریخ يکشنبه ۲ تير ۱۳۹۸ ۰۲:۲۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        دوشنبه ۳ تير ۱۳۹۸ ۱۶:۳۸
        استادم.بسیار زیبا قلم زدید کاش بشود دنبال
        راه چاره ای بود تا بتوانیم با ذهنی آرام به گفته های شما عمل کنیم آیا ذهنی آرام امروز میتوان یافت فقط چند در صد از مردم ایران در آسایشند آنهم خوانواده وزیران و وکیلانند
        بچه ده ساله که برای سیر کردن شکم
        خوانواده خود دائم سرش درون سطل آشغال است آیا آرامش دارد آیا فکرش رنگ آسایش را بخود دیده نه به پای این بچه کیلومتر دوچرخه ببندید ببینید برای سیر کردن شکم روزی چند کیلومتر باید راه برود این ازمایش را ماانجام دادیم درست از صبح تا شب پنجاه کیلومتر راه میرود یعنی از کرج تا
        میدان امام حسین تهران برای سیر کردن شکم
        چند درصد از مردم فکر راحت دارند خندانک خندانک خندانک
        مجید خوش خلق سیما
        مجید خوش خلق سیما
        سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸ ۰۰:۰۵
        درود بر استاد بسیار ارجمند و فرهیخته و بزرگوارم . بی شک حق با شماست . به امید روزی که ملت ایران زمین به جایگاه واقعی خود دست یابند و شأن خود را بازیابند و بتوانند با داشتن حقوق اولیه انسانی و شهروندی خود به آرامش و شادکامی و کامروایی نایل گردند . سپاس از نظر لطفتان و از اینکه با امضا ارزشمند خود مطلب بنده را دارای ارزش فرمودید .. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۲۲ تير ۱۳۹۸ ۱۰:۳۵
        سلام ادیب بزرگوار از مطلب خوب شما استفاده کردم
        با اجازه کمی اضاف میکنم
        انسان هایی که زندگی خود را بر پایه آگاهی ورهایی از عقب گرایی و مطابق حرکت جهان که بسوی کمال ورشد است مطابق میسازند
        ودر زندگی نه طلبکارند نه بدهکار
        به همه انسان ها احترام میگذارند ومرز انسانیت را که جهت کمال است رعایت میکنند
        بامعرفت وبا گذشت و صبر ومقاوم در برابر سختی ها هستند
        ومنافع جامعه وانسان هارا بر منافع شخصی ترجیح می دهند وانصاف وبرابری را رعایت میکنند
        چون بین خود وعملکرد خود تضادی ندارند وبه خود وجامعه انسانیت به بدهکارند نه طلبکار در درون خود ترسی از اعمال وروابط با انسانها ندارند
        این آدم ها همیشه استوار ومقاوم و شجاعدهستند
        چون کار خلافی در زندگی نکرده اند از مردن ومرگ ترسی وابایی ندارند
        از مر گ باکی که ندارن وهمیشه به سختی ها وگرفتاری ها می خندن
        درود برشما خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجید خوش خلق سیما
        مجید خوش خلق سیما
        يکشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۴۲
        درود بی پایان محضر مبارک استاد برجسته و فرهیخته و بسیار بزرگوارم .. سپاس از لطف و محبت ارزشمندتان برای خواندن این مطلب و درج نظر سودمند و کامل کننده از سوی شما که بسیار باعث مباهات بنده حقیر گردید . درود بی پایان بر شما و اندیشه بزرگتان ... باشد روزی جامعه انسانی با فراهم ساختن بستری مناسب در کنار زندگی صرفا مادی هر روزه بهزیستی و زندگی مسالمت آمیز در کنار هم را تمرین کنند و به رشد آگاهی هم کمک تا آٰمان شهر آدمی بنیان گیرد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0