سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 26 تير 1398
    16 ذو القعدة 1440
      Wednesday 17 Jul 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        چهارشنبه ۲۶ تير

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        تک بیتی های زیبا از سعدی/بخش دوم
        ارسال شده توسط

        ابوالقاسم کریمی

        در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۲ | نظرات : ۱

        گردآوری:
        ابوالقاسم کریمی
        جمعه 24 خرداد 1398
         
        *
        تو درخت خوب منظر همه میوه‌ای ولیکن
        چه کنم به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت
        *
        بلای غمزه نامهربان خون خوارت
        چه خون که در دل یاران مهربان انداخت
        *
        همه قبیله من عالمان دین بودند
        مرا معلم عشق تو شاعری آموخت
        *
        بلای عشق تو بنیاد زهد و بیخ ورع
        چنان بکند که صوفی قلندری آموخت
        *
        شنیدمت که نظر می‌کنی به حال ضعیفان
        تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
        *
        دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت
        نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت
        *
        دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
        تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
        *
        گر چه بی طاقتم چو مور ضعیف
        می‌کشم نفس و می‌کشم بارت
        *
        بار مذلت بتوانم کشید
        عهد محبت نتوانم شکست
        *
        نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
        معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
        *
        نه آزاد از سرش بر می‌توان خاست
        نه با او می‌توان آسوده بنشست
        اگر دودی رود بی آتشی نیست
        و گر خونی بیاید کشته‌ای هست
        *
        اگر عداوت و جنگ است در میان عرب
        میان لیلی و مجنون محبت است و صفاست
        *
        بلا و زحمت امروز بر دل درویش
        از آن خوش است که امید رحمت فرداست
        *
        مرا به عشق تو اندیشه از ملامت نیست
        وگر کنند ملامت نه بر من تنهاست
        *
        جمال در نظر و شوق همچنان باقی
        گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست
        *
        انگشت نمای خلق بودن
        زشت است ولیک با تو زیباست
        *
        از روی شما صبر نه صبر است که زهر است
        وز دست شما زهر نه زهر است که حلواست
        *
        سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست
        هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
        *
        مالک ملک وجود حاکم رد و قبول
        هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست
        *
        هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب
        عهد فرامش کند مدعی بی‌وفاست
        *
        صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست
        یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست
        *
        از در خویشم مران کاین نه طریق وفاست
        در همه شهری غریب در همه ملکی گداست
        *
        سخن خویش به بیگانه نمی‌یارم گفت
        گله از دوست به دشمن نه طریق ادب است
        *
        آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است
        وان نه بالای صنوبر که درخت رطب است
        نه دهانیست که در وهم سخندان آید
        مگر اندر سخن آیی و بداند که لب است
        *
        گر چه تو امیر و ما اسیریم
        گر چه تو بزرگ و ما حقیریم
        گر چه تو غنی و ما فقیریم
        دلداری دوستان ثواب است
        *
        باد است غرور زندگانی
        برق است لوامع جوانی
        دریاب دمی که می‌توانی
        بشتاب که عمر در شتاب است
        *
        این گرسنه گرگ بی ترحم
        خود سیر نمی‌شود ز مردم
        ابنای زمان مثال گندم
        وین دور فلک چو آسیاب است
        *
        عهد تو و توبهٔ من از عشق
        می‌بینم و هر دو بی ثبات است
        *
        جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایع است
        جز سر عشق هر چه بگویی بطالت است
        *
        سعدی بشوی لوح دل از نقش غیر او
        علمی که ره به حق ننماید جهالت است
        *
        با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی
        ای دوست همچنان دل من مهربان توست
        *
        سعدی به قدر خویش تمنای وصل کن
        سیمرغ ما چه لایق زاغ آشیان توست
        *
        شب فراق که داند که تا سحر چند است
        مگر کسی که به زندان عشق دربند است
        *
        قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
        به خاک پای تو وان هم عظیم سوگند است
        که با شکستن پیمان و برگرفتن دل
        هنوز دیده به دیدارت آرزومند است
        *
        افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست
        یا دیده و بعد از تو به رویی نگریده‌ست
        *
        ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا
        حلوا به کسی ده که محبت نچشیده‌ست
        *
        پایان بخش دوم

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۳۱۳ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        رضا سلطان
        حدود ۱ ماه پیش
        با سلام و درود
        حضرت سعدی به حق که فرمانروای ملک سخن بوده و هستند و کمتر شاعر و ادیبی در تاریخ یافت میشه که در هر دو قالب نظر و نثر بدین حد قدرتمند قلم زده باشه چه از لحاظ مضمون چه از لحاظ ساختار

        سپاس از مطلب مفیدتون استفاده کرده و حض وافر بردیم خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0