سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 28 شهريور 1398
    21 محرم 1441
      Thursday 19 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        پنجشنبه ۲۸ شهريور

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        باباطاهر همدانی در دوبیتی های عرفانی
        ارسال شده توسط

        سید محمد حسین شرافت مولا

        در تاریخ : پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷ ۰۴:۳۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۹۴ | نظرات : ۲

         
        بسمه تعالی
         
         
           باباطاهر همدانی در دوبیتی های عرفانی
         
         
         
         
        مقدمه :

        بابا طاهر همدانی از شعرا و عرفای قرن پنجم هجری گشته است . بابا طاهر همدانی را با دوبیتی های ساده , روان و سرشار از معانی ناب ِ عاشقانه و عارفانه خواهیم شناخت . در ذیل به بررسی اشعار عرفان اسلامی ِ باباطاهر , این موج بلند عرفان اسلامی خواهیم پرداخت .

        متن:

        خوشا آنان که پا از سر ندانند
        مثال شعله , خشک و تر ندانند
        کنشت و کعبه و بتخانه و دِیر
        سرایی خالی از دلبر ندانند

        در هر زمان , عشق حضرت توحید را بایست در قلب پرورش داد و از تمام ظواهر بایست گذشت و تنها سیمای نورانی حضرت یزدان را بایست نِگریست
        در هر زمان , عشق حضرت توحید را بایست در قلب پرورش داد و در هر زمان و مکان , تنها سیمای نورانی حضرت یزدان را بایست نِگریست

        تو که ناخوانده ای علم سماوات
        تو که نابرده ای ره در خرابات
        تو که سود و زیان خود ندانی
        به یاران کی رسی هیهات هیهات

        بایست در زندگانی خویشتن , سود و زیان حقیقی را دانست و در مستی عشق حضرت توحید , گام زد . تا به وصال یار خویشتن یعنی حضرت خدا , خواهی رسید .

        غمم غم بی و همراز دلم غم
        غمم همصحبت و همراز و همدم
        غمم نهله که من تنها نشینم
        مریزا ! بارک الله ! مرحبا غم

        آری غم ِ قلبی , راه لقاء عشق خواهد گشت

        اگر مستان مستیم از تویی مان
        اگر بی پا و دستیم از تویی مان
        اگر گبریم و ترسا ور مسلمان
        به هر ملّت که هستیم از تویی مان

        چه مسلمان , چه غیر مسلمان , در ازل , ما زاده ی حضرت توحید بوده ایم. و چشم انتظار ِ رحمت الهی گشته ایم .

        مه آن اسپیده بازم سینه سوهان
        چرا گاه مه بی سر بشن کوهان
        همه تیغی به سوهان می کرن تیز
        مه آن تیغم که یزدان کرده سوهان

        آری , قلب بایست در طریقت عشق الهی , دلسوخته , صیقلی و نورانی گردد

        خداوندا ! به فریاد دلم رس
        تو یار بی کسان مه مانده بی کس
        همه گویند طاهر کس ندارد
        خدا یار منه , چه حاجت کس !

        تنها حضرت توحید , یاری گر ماسوا الله گشته است و غیر از حضرت یزدان در برابر اراده و تصمیم حضرت خداوند , زبون و مطیع خواهد بود .

        الهی ار نواجم ور بواجم
        تو دانی حاجتم را من چه واجم
        اگر بنوازی ام , حاجت روا بی
        وگر محروم سازی , مَه چه ساجم ؟

        باباطاهر همدانی با حضرت توحید , مناجات ِ سرشار از نیاز و عشق خواهد کرد و سعادت و تیره روزی بندگان را تنها در زِمام و خواست حضرت ایزد خواهد دانست .

        مَه از قالوا بلی تشویش دارم
        گنه از برگ و باران بیش دارم
        اگر لاتقنِطوا دستم نگیرد
        مَه از یاویلنا اندیش دارم

        باباطاهر به درگاه الهی , تنها داشته ی زندگانی پر از خطاهای بندگی دنیوی را به استناد آیه ی قرآنی ِ : " لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ " , امید به رحمت و بخشش حضرت توحید در روز قیامت خواهد دانست .

        کجا بی جای ِ تو ای بر همه شاه !
        که من آیم بدان جا از همه راه
        همه جا جای تو , من کور باطن
        غلط گفتم , غلط استغفرالله !

        آری , عاشق حضرت توحید همه ی زمان ها و مکان ها را به عشق توحید , خواهد گذراند و در هر مکان از عشق حضرت خداوند , غفلت نخواهد کرد و ظاهربین و کور باطن نخواهد گشت .

        عاشق آن به که دایم در بلا بی
        ایوب آسا به کرمان مبتلا بی
        حسن آسا به دستش کاسه ی زهر
        حسین آسا به دشت کربلا بی

        عشق الهی با امتحان الهی و سختی همراه خواهد بود . باباطاهر همدانی خواهد سُرود :
        هر چه امتحان الهی سخت تر گردد و همچون بلایای ِ صبر حضرت ایوب (ع) یا شهادت زهر آگین امام مجتبی (ع) و یا شهادت سیدالشهدا امام حسین (ع) در دشت خونین کربلا , افزون تر گردد , عشق حضرت توحید در قلب عاشق , بیشتر خواهد شکفت .

        خدایی که مکانش لا مکان بی
        صفا بخش جمال گلرخان بی
        پدید آرنده ی روز و شب خلق
        که بر هر بنده او روزی رسان بی

        آری , عشق خداوند در تمام هستی حضور خواهد داشت . و اوست که آفریننده ی زیبایی هاست . همچنین روزی موجودات زنده به دست تدبیر و رحمت او خواهد بود .

        به دام دلبری دل مبتلا بی
        که هجرانش بلا , وصلش بلا بی
        در این ویرانه دل جُز خون ندیدم
        نه دل , گویی که دشت کربلا بی

        کربلا , آئینه ی سختی های راه عشق حضرت توحید گشته است . و شهدای نینوا از هجران حضرت توحید , راه وصال ِ شهادت در دشت خونین نینوا را خواهند برگزید .

        به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
        به دریا بنگرم دریا تو بینم
        به هر جا بنگرم کوه و دَر و دشت
        نشان روی زیبای تو بینم

        آری عاشق حضرت توحید هر زیبائی را که خواهد نِگریست , تنها به یاد ِ جمال حضرت یزدان خواهد افتاد .

        نتیجه :

        باباطاهر همدانی از دلسوختگان و عارفان حضرت توحید خواهد بود و عشق ساده و بی پیرایش خویشتن را با مفاهیم قرآنی و کلیات عرفان اسلامی آمیخته است . این عارف توحیدی , در دوبیتی های ماندگار خویشتن چون شوریدگان , خویش را سرزنش ها کرده است و غفلت از عشق حضرت یزدان را موجب دور افتادگی از وصال حضرت حق خواهد دانست .

        منبع :

        دوبیتی های بابا طاهر عریان _ تصحیح : کاظم عابدینی مطلق _ انتشارات محراب دانش _ چاپ چهارم_ 1392 .
         
         
         
        نویسنده :
         
        سید محمد حسین شرافت مولا
         
         
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۹۸۱ در تاریخ پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷ ۰۴:۳۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        علی رفیعی
        پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷ ۱۱:۴۱
        سلام و درود سید بزرگوار جناب شرافت مولا
        پیروز باشید و سربلند
        در پناه خدا خندانک
        سید محمد حسین شرافت مولا
        پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۹۷ ۱۲:۴۸
        با سلام و احترام
        سپاس از حضور سبزتان
        سلامت باشید
        موفق باشید
        التماس دعا
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) مرامی دارد این سنیه پر از عشق و محبت او ااااا به رسم عشق می خواند نه در فکر خیانت او
        ترانه ماندگار تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی کن از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
        مسعود میناآباد ( مسعود م ) تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) رهایی خواهد این سینه ولی افسوس یاری نیست ااا به زیرِ تیغم و پردرد خدایا رستگاری چیست
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) تو شعرت را بگو شاعر وَ روزت هم گرامی باد من از گیراییِ شعرت هماره می‌شوم دلشاد زلالِ سینه‌ی تو ارج دلرد چون به زیبایی کنی حقّ و عدالت را در امواج دلت فریاد فراموشی نگیری از بیان جوششِ احساس تو را باشد به پیوسته صفای شور دل در یاد نکو حال و نکو سیرت تویی تو چون که آتش‌وار بسوزانی تو با شعرت سرای ظالم از بنیاد سرود مهر را می‌خوانَد احساست به وقتِ خود سرودی که از اعماق دل و اندیشه‌ی تو زاد درودی را سرودم بهر تو من با تمام دل به پایان باز هم می‌گویم این روزت گرامی باد زهرا حکیمی بافقی بداهه در مشاعره گروهی سایت ادبی شعر ناب یست و هفت شهریورماه نودوهشت روز شعر و شاعری گرامی باد سپاسگزارم از استاد فکری ارجمند برای تشکیل این سایت ادب پرور

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0