سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 1 شهريور 1398
  • روز پزشك - روز بزرگداشت ابوعلي سينا
23 ذو الحجة 1440
    Friday 23 Aug 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      جمعه ۱ شهريور

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      ارامش دلها
      ارسال شده توسط

      علی کارگر( پیرو)

      در تاریخ : پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ۰۳:۱۲
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۴۲ | نظرات : ۴

       
       
      می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود...
       
      فقط کافیست خوب گوش بسپاری! 
       
      و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن! 
       
       
      می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود. 
      همان دلهای بزرگی که جای من در آن است 
       
      آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم. 
       
      دلتنگی هایت را از خودت بپرس.و نگران هیچ چیز نباش! 
       
      هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! 
       
      هنوز روحت از جنس من است!
      اما من نمی خواهم تو همان باشی! 
      تو باید در هر زمان بهترین باشی. 
       
      نگران شکستن دلت نباش!
       
       
      میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
      و جنسش عوض نمی شود ...
      و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...و تو مرا داری ...برای همیشه! 
       
      چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ... 
       
      چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ... 
       
      چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام! 
       
      درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم! 
       
      دلم نمی خواهد غمت را ببینم ..می خواهم شاد باشی ...این را من می خواهم ...
       
      تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا... 
      من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم) 
      و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...
      نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی؟ 
      اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
      و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن...

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۴۲۹ در تاریخ پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ۰۳:۱۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ۱۴:۴۸
      درود بر شما چه حس خوبی داشت... خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ۱۴:۴۹
      چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

      چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

      چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

      درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

      دلم نمی خواهد غمت را ببینم ..می خواهم شاد باشی ...این را من می خواهم . خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      احمد خدادادی دهکردی
      شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۵۹
      عالی وقشنگ احسنت بر استادپیرو عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۳
      درود برشما استاد بزرگوار جناب پیرو جز احسنت چیزی ندارم بگم
      سلامت و پیروز و موفق بلشید ان شاءالله
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0