سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 30 شهريور 1399
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
3 صفر 1442
  • ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 57 هـ ق
Sunday 20 Sep 2020
    سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

    يکشنبه ۳۰ شهريور

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    راهی با پایان
    ارسال شده توسط

    محمد حسن ایوبی

    در تاریخ : دوشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۵ ۱۱:۴۹
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۱۴ | نظرات : ۱۰

    باز هم امشب پرسه میزنم در راه آینده. . . این بار تصویر مبهم تری از قبل روبه رویم میبینم. . . این بار دستم به نخ بادبادک آرزوها به سختی میرسد. . . این بار انگاری کسی نیست من را از اینجا بلند کند و با خود به سرزمین آرزوها ببرد. . . راستی!اینجا فقط باید روبه رویت را را نگاه کنی. . . اینجا پشت سری نیست که بشود گاهی نگاهش کرد. . . اینجا حتی اگر نخ بادبادک را هم بگیری،فقط بالا و پایین میرود. . . نه به پشت سر. . . و نه به جلو. . . باید امید نداشت! . . .به بادبادک باید خود،بالا برویم. . . باید خود به جلو برویم. . . باید راه برویم. . . گاهی هم بدویم! آنوقت دیگر بادبادک ها هستند که به دنبالمان می آیند. . . . . .پشت سر؛دنیای بچگی؛نگاه کردنی که نیست. . . اما میشود که مرور کرد وبه خاطر آورد. . . پشت سر گاه لبخند آفرین. . . وگاه غم انگیز است. . . پشت سر حسرت است. . . و حسرت یک مانع! مانعی برای پیمودن. . . مانعی که هرگز فراموش نمیشود. . . اما برداشته میشود. . . مانع را بردار. . .! تو راه میروی. . . آینده همچنان مبهم است. . . میدوی. . .! رشد میکنی اما!مشکلات هم با تو رشد میکنند. . . انگیزه ات برای رفتن کم. . .اما مشکلات همچنان زیادتر میشوند. . . انگیزه ات برای رفتن کم میشود در حالی که آینده همچنان تیرگی و ابهام خود را حفظ کرده است. . .! با این همه. . . باز میروی. . . روزنه ای ضعیف روبه رویت میبینی. . . کسی جلو می آید. . .کلیدی به تو میدهد. . . کمی جلو تر دری است. . . در را باز میکنی. . . اتاقی میبینی که مانند قفس راه خروج و پریدن ندارد. . . در اتاق چندین اسکناس میبینی. . . اسکناس ها جوانی فروخته شده ی کسانی است که برای هدف خود و به امید رهایی به اینجا آمده بودند. . . کسانی که به ناچار فروختند زندگی خود را. . . آنها برای هدفشان آمده بودند نه برای اتاقی که در آن جوانیشان را به حراج بگذارند و اسکناس بگیرند. . . آنان زندگی کرده بودند اما جوانی هرگز. . . رشد نکردند. . .زنده ماندند اما تا همیشه پژمرده. . . آنان به ناچار به اتاقی تاریک برای کسب در آمد بسنده کرده بودند. . . تو هم به ناچار میفروشی. . . رویا هایت را. . . جوانیت را. . . همه چیزت را. . . .

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۷۲۹۷ در تاریخ دوشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۵ ۱۱:۴۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    دوشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۵ ۱۵:۵۳
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    درود
    استفاده کردم از قلم خوبتون خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    نیره ناصری نسب
    دوشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۵ ۱۱:۰۵
    درود بر شما بزرگوار

    مطلب آموزنده ای بود

    دستتان تندرست خندانک خندانک خندانک
    حسین فریدونی
    جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۹۵ ۱۱:۲۸
    درود خندانک خندانک خندانک
    لمیا سبتی پور (صحرا)
    شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۵ ۲۱:۰۴
    درود
    🌷🌷🌷🌷
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و تحلیل شعر شاعران

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0