سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 10 مهر 1399
    14 صفر 1442
      Thursday 1 Oct 2020
      • روز جهاني سالمندان
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      پنجشنبه ۱۰ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      فلسفه ی تکمیل گریز جریانات, جدید
      ارسال شده توسط

      عیسی نصراللهی( تیرداد)

      در تاریخ : شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ۰۴:۰۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۹۶ | نظرات : ۴

      / تاملی بین فلسفه و منطق / دیشب تا دمدمه های صبح خوابم نبرد . مطمئن بودم که اینبار فکر و ذهن و تاملم دست خالی به خواب نمیروند ...کشف کردم که : عمل و کنش ناقص ابدا وجود ندارد...برایشان انتهاییست/ مثلا: اگر دوسال پیش یا سالها پیش و یا چند وقت و حتا چند ساعت قبل اتفاقی افتاده و من رویت کرده ام....باید منتظر باقی مراحلشان باشم تا به حد نهایی برسند والا ابتر ماندن قضایا بی معناست و هیچ امکانی متصور نیست که که راهشان تداوم نداشته باشد.مانند آبی که از جویی میگذرد و با خود بطری خالی حمل میکند...بطری کشان کشان کشیده گاهی می ایستد" جبر " ...گاهی به راه می افتد و مجددا می ماند.( آیا سرانجامش را همان بدانیم که ایستاده است و طومارش را تمام شده بدانیم؟) یا سرنوشت دیگری در انتظارش است ؟ ...یقینا ایستا نمی ماند و بر مرکب ناایستای خویش سوار میشود و نهایتا با ورود در مامن واقعی اش ...کارش تمام میشود" همه ی اموراتمان چنین است" آنچه که میبینیم و حس میکنیم و انگار بازیچه ای هستند...در حقیقت هدف نهایی و غایتی را میجویند. اگر امروز ظهر از طریق رسانه، خبری کوتاه و به ظاهر بی اهمیت در خصوص جفت گیری مرغ عشق در آفریقا واگویه شد و " من" آن را شنیدم.....سالها بعد رسالتی هست که تکمیل موضوع" خبر عمر پرندگان" را با جفت چشمانم ببینم و بشنوم( این عمل و عکس العمل و بعد تدریجی آن ...عین هدفی است که سرنوشت برایم تدارک دیده که هیچ گریزی از آن نیست) ...همه ی اینها تا ساعت 5 صبح مورخه ی 95/5/14 همراهم بودند و تحریر یافتند ..... من این تاملات را با رنج فراوانی دریافتم: اینکه چهار روز پیش که زنبیل پیرزنی ناشناس را از دستش گرفتم و به قصد یاری اش فرسنگها با خودم حمل نمودم....را سالها بعد با خواندن فاتحه ای...تقدیم گلی.. یا عبوری کاملا اتفاقی بر مزارش ، تکمیل خواهم نمود( این اتفاقات و کنکشها را عمیقا درک کرده و به آنها اعتقاد راسخ دارم) و نامش را فلسفه ی " تکمیل گریز جریانات " مینهم / عیسی نصراللهی95/5/14

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۲۵۶ در تاریخ شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      سمانه هروی
      شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ۰۸:۳۷
      خندانک
      سلام
      خیلی جالب بود
      برای من هم اتفاق افتاده زیاااااااد
      مثلا بک فردی را میبینم در راه باید دوباره حتما در مسیر ببینمش در یک مکان دیگر وگرنه این پروسه تکمیل نخواهد شد

      اما نمیدانم چرا نسبت به یک فرد خاص که مدنظر من هست اینگونه نیست!!!!
      عیسی نصراللهی( تیرداد)
      شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۰:۱۲
      / تاملی بین فلسفه و منطق /


      دیشب تا دمدمه های صبح خوابم نبرد . مطمئن بودم که اینبار فکر و ذهن و تاملم دست خالی به خواب نمیروند ...کشف کردم که :
      عمل و کنش ناقص ابدا وجود ندارد...برایشان انتهاییست/ مثلا: اگر دوسال پیش یا سالها پیش و یا چند وقت و حتا چند ساعت قبل اتفاقی افتاده و من رویت کرده ام....باید منتظر باقی مراحلشان باشم تا به حد نهایی برسند والا ابتر ماندن قضایا بی معناست و هیچ امکانی متصور نیست که که راهشان تداوم نداشته باشد.مانند آبی که از جویی میگذرد و با خود بطری خالی حمل میکند...بطری کشان کشان کشیده گاهی می ایستد" جبر " ...گاهی به راه می افتد و مجددا می ماند.( آیا سرانجامش را همان بدانیم که ایستاده است و طومارش را تمام شده بدانیم؟) یا سرنوشت دیگری در انتظارش است ؟ ...یقینا ایستا نمی ماند و بر مرکب ناایستای خویش سوار میشود و نهایتا با ورود در مامن واقعی اش ...کارش تمام میشود" همه ی اموراتمان چنین است" آنچه که میبینیم و حس میکنیم و انگار بازیچه ای هستند...در حقیقت هدف نهایی و غایتی را میجویند.
      اگر امروز ظهر از طریق رسانه، خبری کوتاه و به ظاهر بی اهمیت در خصوص جفت گیری مرغ عشق در آفریقا واگویه شد و " من" آن را شنیدم.....سالها بعد رسالتی هست که تکمیل موضوع" خبر عمر پرندگان" را با جفت چشمانم ببینم و بشنوم( این عمل و عکس العمل و بعد تدریجی آن ...عین هدفی است که سرنوشت برایم تدارک دیده که هیچ گریزی از آن نیست) ...همه ی اینها تا ساعت 5 صبح مورخه ی 95/5/14 همراهم بودند و تحریر یافتند .....
      من این تاملات را با رنج فراوانی دریافتم:
      اینکه چهار روز پیش که زنبیل پیرزنی ناشناس را از دستش گرفتم و به قصد یاری اش فرسنگها با خودم حمل نمودم....را سالها بعد با خواندن فاتحه ای...تقدیم گلی.. یا عبوری کاملا اتفاقی بر مزارش ، تکمیل خواهم نمود( این اتفاقات و کنکشها را عمیقا درک کرده و به آنها اعتقاد راسخ دارم)
      و نامش را فلسفه ی " تکمیل گریز جریانات " مینهم /


      عیسی نصراللهی95/5/14
      نیره ناصری نسب
      شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۷:۲۰
      درود بر شما

      نوشته قابل تاملی است
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۷:۴۰
      سلام ودرود
      فلسفه ی زیبایی ست واقعا که برای همه اتفاق می افتد
      همه ی کاینات و چیزهایی که وجود دارند به دنبال هدفی از پیش تعین شده هستند ....
      درود بسیار قابل تامل خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0