سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 10 مهر 1399
    14 صفر 1442
      Thursday 1 Oct 2020
      • روز جهاني سالمندان
      دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

      پنجشنبه ۱۰ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      اشعار و ابیات ناب میرزا محسن تأثیر تبریزی(قسمت سوم)
      ارسال شده توسط

      دکتر رجب توحیدیان آغ اسماعیلی(سالک)

      در تاریخ : جمعه ۲۷ فروردين ۱۳۹۵ ۰۱:۲۵
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۸۴ | نظرات : ۶

      اشعار و ابیات ناب میرزا محسن تأثیر تبریزی( قسمت سوم)
      دکتر رجب توحیدیان
      استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سلماس
      1-با بصیرت غم از اقبال جهان بیش خورد
      شمع آن لحظه که روشن نبود گریان نیست
      2-راه یکرنگی اگر نیست چو لبها به میان
      آشنایی دو همجنس به هم چسبان نیست
      3-آب از سلسله ی موج مقید نشود
      دل اگر صاف بود تفرقه اش زندان نیست
      آب از سلسله ی موج مقید نشود
      دل اگر صاف شود تفرقه زندانش نیست
      4-کمی از رشته ی گلدسته ندارد «تأثیر»
      خویش را بسته به نیکان اگر از نیکان نیست
      5-اکسیر عشق گونه ی زر می دهد مرا
      عاشق شدن به مذهب ما کیمیا گری است
      6-چشم تا باز است مردم را نصیب از خواب نیست
      راحت اهل نظر، چشم از جهان پوشیدن است
      7-نابرازی هاست لازم در بروز عیب خلق
      خلعت زیبنده عیب این و آن پوشیدن است
      8-سلطنت دادن به خار دشت غم تبخال را
       در طریق عشق، پاپوش شهان پوشیدن است
      9-عشاق ز بس جان به ره عشق تو دارند
      در راه تو هر سنگ نشان سنگ مزار است
      10-ظلمتی کآن راست لازم روشنی چون آب خضر
      در به روی خویشتن از مردمان پوشیدن است
      11-چنین که از پی دنیا کنند یاری هم
      همه محبت یاران عداوت آلود است
      12-ز منتی که لئیمان نهند در احسان
      اگر کنند کرم، باز خست آلود است
      13-مانع ظلم ستم پیشه نگردد پیری
      خم شود گر قد خنجر به مثل شمشیر است
      14-مایل رتبت دنیا نشود مرد خرد
      گل این بادیه خاری است که دامنگیر است
      15-در عشق پیشه ساز خموشی که عاقبت
      پروانه را امید ز بلبل رواتر است
      از بلبل است مطلب پروانه بیشتر
      خاموش عاشقی است که پر مدعاتر است
      16-دل را در الفت او بیش شد فغان
      بر سنگ شیشه ای که خورد پر صدا تر است
      17-افزون کند جدایی مردم کمال را
      بالد فزون چو نخل ز نخلی جدا تر است
      18-ز نقطه نقطه ی باران رحمت عامت
      به هر چه می نگرم انتخاب کرده ی توست
      19-یکرنگی بی شبهه توقع نتوان داشت
      زین عالم پر شور که جز روز و شبی نیست
      20-کسی که شد سفر او به خویش گردیدن
      به رنگ قبله نما حج کننده در وطن است
      21-به فکر خویش فتادم ز عیب جویی خصم
      کسی که دشمن من شد ز دوستان من است
      22-چون صبح هر سخنور کز صدق کامیاب است
      دیباچه ی بیاضش دیبای آفتاب است
      23- عیبم ز خاکساری سر دفتر هنرهاست
      هر موی چینی من شیرازه ی کتاب است
      24-می کشان باک ز دمسردی ناصح نکنند
      آتش باده اگر هست زمستان گرم است
      25-بزم را گرم کند صحبت روشن گهران
      محفل جسم به همصحبتی جان گرم است
      26-مرد کوته امل آلوده ی دنیا نشود
      می خورد کی به زمین جامه اگر کوتاه است؟
      27-هر چه گفتیم و شنیدیم به جایی نرسید
      ما همه بیخبرانیم خدا آگاه است
      28-هرگز آسوده نشد شیفته ی طول امل
      گر به منزل برسد جاده همان در راه است
      29-آخر به کف گرفت فلک کاسه ی سپند
      از بس به کینه اختر اهل کمال سوخت
      30-از وفا رنگی نمی دارد گلستان جهان
      طرف از این گلزار گلچین از نچیدن بسته است
      31-گریه ی افسرده ی زهاد مقصد جوی نیست
      قطره ی این ناودان یخ در چکیدن بسته است
      32-قدر روشن گهر از دست تهی کم نشود
      صورت کون و مکان در صدف نقاش است
      33-آن را که گشاید به چمن دیده ی توحید
      هر جا که خزانی است در آغوش بهاری است
      34-بر چشم دل ار نیک کشی سرمه ی تحقیق
      عکسی که در آیینه فتد آینه داری است
      35-افتاده اگر تنگ نظر خلقت سوزن
      ردش نکند اهل نظر کار گزاری است
      36-بی کار نشستن نبود شیوه ی انصاف
      چون جمله ی اجزای جهان از پی کاری است
      37-غیبت ارباب معنی می کند کار حضور
      حاضر است آن کس که می گویند فکرش برده است
      38-خامه و صفحه مسطر زده می گوید فاش
      که ره و رسم هنر جاده اهل سخن است
      39-حسن گلشن خبر از نکهت گلشن دارد
      روی نیکو همه جا شاهد خلق حَسَن است
      40-هست پایین دست هر خط منزل خط نگین
      آن که دارد ننگ و عاری در تلاش نام نیست
      41-صحبت پیرو جوان چسبان نمی آید به هم
      التیامی از ازل مابین صبح و شام نیست
      صائب تبریزی- استاد محسن تأثیر تبریزی در عرصه ی مضمون یابی و خیال پردازی- قبل از تأثیر تبریزی،  با استفاده از تمثیلی غیر از تمثیل شعر تأثیر تبریزی، چنین سروده است:
      در نگیرد صحبت پیر و جوان با یکدگر
      با کمان یکدم مدارا تیر نتوانست کرد
      42-سرکشان را نیست ممکن رونق افتادگان
      هست فرشی در زمین خانه کاندر بام نیست
      43-نصرت مرد خدا غیر پشیمانی نیست
      کز سرانگشت ندامت عَلَم مردان است
      44-بقای صورت شیرین به خضر می گوید
      که آب تیشه ز آب حیات کمتر نیست
      45-چون ریشه، طلبکار تو در عالم خاکی
      چندان که دویده است به جائی نرسیده است
      46-در صید گه پر خطر کنه جمالت
      صیدی که در آید به نظر رنگ پریده است
      47-در عشق تو عشاق تو را دامن وصلی
      گر آمده در دست گریبان دریده است
      48-روش بود آن ذات و تصور نتوان کرد
      از روز کسی عکس در آیینه ندیده است
      49-کرم آن است که در کیسه نماند چیزی
      هر چه را بخشی و منت نگذاری کرم است
      50-می رود هر که نه با یاد تو در خانه ی فکر
      سخنی نیست که شعرش همه بیت الصنم است
      51-قدر صد بدره ی زر نیست به مقدار کرم
      کسیه خالی چو شود دست به جای درم است
      52-نقص عقل است زیاد از همه خود را دیدن
      بیش اینجاست که صد مرتبه کمتر ز کم است
      53- شد فلک خالی ز نیکان از گزند روزگار
      گویی این برج کبوتر مار پیدا کرده است
      54-ما نه از بی حاصلی دست از جهان برداشتیم
      تندی ادراک ما قطع علایق کرده است
      55-دلیل راه حقیقت مجاز می باشد
      اسیر عشق کسی شود که بوالهوس است
      56-فریب گریه ی بی اعتبار مخور
      قنات دیده ی اهل هوس هوا بین است
      57-سخن چو مغز لب بسته را در آغوش است
      کمند فکر سخنور زبان خاموش است
      58-کسی ز کشمکش روزگار فارغ نیست
      کمان کند چه فراغت که خانه بر دوش است؟
      59- گره به کار هنر پیشه را هم ز هنر است
      همیشه دست صدف بسته از ره گهر است
      60- مبال این همه ظالم! به زور بازوی خویش
      که همچو تیر کمان تو زود پی سپر است
      61- ز نخل تازه و تر می شود ثمر شیرین
      سعادت پسران از سعادت پدر است
      62-چو مرد طاعت لایق نه ای مشو غمگین
      که شرمساری طاعت عبادت دگر است
      63-بس این دلیل ترقی ز چرخ بی هنران را
      که صدر بزم ز هر نسخه جای جلد کتاب است
      64-تا زلیخا مهر یوسف یافت ایمان نیز یافت
      هر که را در دل محبت نیست ایمان نیست نیست
      65-دیده را با مژه از کون و مکان دوخته ایم
      رشته ی حبل متین زیر سر سوزن ماست
      66-نیش و نوش این چمن دست ارادت داده اند
      خار در پیراهن است آن را که گل در دامن است
      67-از همان چیزی که در رنجی به راحت می رسی
      کوری و بینایی یعقوب از پیراهن است
      68-می کشد گردن به هنگام اذان گفتن خروس
      سربلندی لازمِ در ذکر یزدان بودن است
      69-هر که از اهل سخن شد چون ورق های کتاب
       گر به دامن می کشد پا، باز در گردیدن است
      70-گر نباشد لازم غربت سرافرازی چرا
      نیست در سر جای گل تا پای بست گلشن است؟
      71-خفّت آرد از فلک چشم توقع داشتن
      دیدن بالای سر از سرکلاه افکندن است
      72-مظهر یک شمع باشد هر نهال این چمن
      برگ هر نخلی که می بینی پر پروانه است
      73-زآفتاب شدی ذره بین و غافل از این
      که هیچ ذره از آن آفتاب خالی نیست
      74-اشک چشم عندلیبان را به چشم کم مبین
      آبروی سبزه و گل از وجود شبنم است
      75-دل سیاهی ها که من می بینم از از خلق جهان
      هر که در دلها کند جا، در سواد اعظم است
      76-زنگ ساعت شیونی گر می کند حیرت مکن
      از برای فوت وقت خویشتن در ماتم است
      از زنگ وقت ساعتم این شیوه شد پسند
      کآن را ز فوت وقت شب و روز شیون است
      77-کم بصیرت غفلتش ذاتی است از اسباب نیست
      خواب اعور کم نگردد چشم اعور گر کم است
      78-نیشی به دل ز شعر مکرر خلیده نیست
      تکرار شعر خوب، چو حرف شنیده نیست
      79-بر اهل دید دیدن دنیا مصیبت است
      چشمی ندیده ام که گریبان دریده نیست
      80-دشوار جور پیشه کمر راست می کند
      یک لحظه نیست قامت گردون خمیده نیست
      81-روشن چراغ پاک گهر از تجرد است
      کی هست یک ستاره که فرد و جریده نیست
      82-پرده پوشی تیغ چوبین را نباشد چون غلاف
      در پناه پاس دم بی جوهری معلوم نیست
      83-عیب ها هنگام دولت آشکارا می شود
      ماه را نقص کلف در لاغری معلوم نیست
      84-بلرزد شعله تا سوزد فتیله
      بلای دل به تحریک زبان است
      85-هوس به خاطر روشندلان ندارد راه
      چو کوزه پر شود از آب، از هوا خالی است
      86-عالی گهر بری بود از ظلمت و کجی
      مژگان و دیده کی هنر چشم روزن است؟
      87-ز کان چو لعل برآید اسیر حکّاک است
      رسد به خاطر اهل هنر همیشه شکست
      88-ثمر مدار توقع ز اهل دولت و جاه
      که باد نخوت این نخل را ز ریشه شکست
      89-صدای رعد شود کم به ریزش باران
      دهان هرزه درایان توان به احسان بست
      90- ز کوی یار بریدم به حیله پای رقیب
      که گفته راه اجل را به سعی نتوان بست؟
      91-کم ساز علایق به ره دوست که سوزن
      کوته سفرش از ره کوتاهی رشته است
      92-در کارها به یاری خلق احتیاج نیست
      نیّت چو خالص است معاون خدا بس است
      93-بیستون را کند و جان کند و دل از جانان نکند
      عشق را تعلیم از فرهاد می باید گرفت
      94- دست آویزی اگر از بهر غفران بایدت
      دست هر کس را ز پا افتاد می باید گرفت
      95-غیر از شکستگی مطلب زیر آسمان
      گندم چرا خیال کند آسیا خوش است
      96-کو کثرتی که آن را توحید ترجمان نیست
      یک خانه نیست کآنجا خورشید میهمان نیست
      97-دست تهی است حاصل از ظلم ظالمان را
      کز آب و نان نشانی در خانه ی کمان نیست
      98- در تیره دل نباشد دست و دل گشاده
      هنگام ظلمت شب بی تخته یک دکان نیست
      99- باید حذر نمودن از دشمن لباسی
      گرگ کمین نشین را پروای از شبان نیست
      100-خوارند سر بلندان بی رسم خاکساری
      پست است در حقیقت صدری که آستان نیست
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۶۸۹۵ در تاریخ جمعه ۲۷ فروردين ۱۳۹۵ ۰۱:۲۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0