سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 29 فروردين 1400
  • روز ارتش جمهوري اسلامي و نيروي زميني
7 رمضان 1442
    Sunday 18 Apr 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      يکشنبه ۲۹ فروردين

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      ادبیات انسان‌انگاری!!
      ارسال شده توسط

      سید حاج احمدی زاده(ملحق)

      در تاریخ : سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۴ ۱۷:۵۹
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۹۵ | نظرات : ۲


      استعاره ي انسان مدارانه يا تشخيص personification 
      نویسنده : اعظم بابایی 
      كلمات كليدي : بلاغت فارسي، بيان، استعاره، استعاره¬ي انسان مدارانه، تشخيص، انسان نگاري، ادبيات فارسي 
      استعاره­ي انسان‌مدارانه یا انسان‌انگاری یا تشخیص، معادل (personification) یعنی بخشیدن صفات و خصایص انسانی به اشیاء و مظاهر طبیعت و موجودات غیر ذی‌روح یا امور انتزاعی؛ به این معنی که شاعر، برای آنها خصوصیت انسانی تصور کند و صفت یا اعمال یا احساس‌های انسانی را به آنها نسبت دهد با این ترتیب به آنها حس و حرکت بخشد.[1] 
      یکی از زیباترین گونه­های صور خیال در شعر، تصرفی است که ذهن در اشیاء و عناصر بی‌جان طبیعت می­کند و از رهگذر نیروی تخیل خویش بدان‌ها حرکت و جنبش می‌بخشد و در نتیجه هنگامی که از دریچه­ي چشم او به طبیعت و اشیا می­نگریم همه چیز در برابر ما سرشار از زندگی و حرکت و حیات است و این مسئله­ي ویژه‌ی شعر نیست، در بسیاری از تعبیرات مردم عادی نیز می‌توان نشانه‌های این­گونه تصرف در طبیعت و اشیا را جستجو کرد. اما در هر کسی این استعداد حد و مرزی دارد. بسیاری از شاعران هستند که طبیعت را وصف 
      می­کنند، اما کمتر کسانی از آنها می­توانند این وصف را با حرکت و حیات همراه کنند، از جمله شاعرانی که از تشخیص بسیار بهره برده، منوچهری دامغانی (متوفی 432هجري. قمري) است.[2] 
      تشخیص که نوعی اسناد مجازی و از مباحث فن بیان است، در ادبیات فارسی و عربی، همچنان که در ادبیات سایر ملل، به فراوانی به کار می‌رود و در ادبیات غرب از دیر باز به آن پرداخته شده است. 
      در بلاغت غربی اصطلاح (personification) یا انسان­انگاری به­عنوان فصلی جداگانه همیشه مورد تحقیق و بررسی بوده است. اما در کتب بلاغی عربی و فارسی اصطلاح ویژه‌ای به­عنوان تشخیص یا انسان­مداری وجود نداشته است و واژه­ي «تشخیص» هم معادل واژه­ي اروپایی آن است که بعضی از ناقدان معاصر عرب در برابر آن نهاده­اند. با این حال بسیاری از خصوصیات این اصطلاح با تعریف‌هایی که قدمای بلاغت برای یکی از انواع استعاره، معروف به استعاره مکنیه داده‌اند، قابل تطبیق است.[3] 
      استعاره­ي مکنیٌه عبارت است از مشبه + یکی از ملائمات مشبه­به؛ مثل ترکیب (کنگره­ي عرش)، مشبه‌­به محذوف در این ترکیب قصر است که یکی از ملائمات آن یعنی کنگره آمده است. هرگاه در استعاره­ي مکنیه، مشبه‌به انسان باشد و به جای ذکر آن یکی از اعضا و یا متعلقات انسان ذکر شود ما با تشخیص مواجه‌ایم؛[4] مثل: 
      ناگهان گهواره‌ی بی‌جنبش شب را 
      دست گرم نغمه‌ای جنباند 
      نادر نادر‌پور 
      بنابراین نبودن اصطلاح «تشخیص» به معنای وجود نداشتن مصداق آن در ادبیات فارسی نیست و اگر به شواهد استعاره­ي مکنیٌه، در کتب بلاغی دقت کنیم درمی‌یابیم که در اغلب موارد منظور آنها از استعاره­ي مکنیه یا بالکنایه، تشخیص بوده است. 
      بین استعاره­ي مکنیٌه و تشخیص می‌توان چنین حکمی جاری کرد: هر تشخیصی استعاره­ي مکنیه است؛ اما هر استعاره‌ی ‌مکنیٌه‌ای، لزوما تشخیص نیست. اغلب استعاره‌های مکنیٌه به صورت اضافی به کار می‌روند که در دستور زبان به آنها «اضافه­ي استعاری» می‌گویند و ارزش بلاغی و زیبایی‌شناسی در آنها کم­رنگ‌تر است.[5]مثل: 
      چو راست کرد تو را گوشمال پنجه‌ی عشق 
      به زخمه‌ای که غمت می‌زند ز راه نرو 
      هوشنگ ابتهاج 
      از طرف دیگر تشخیص جزء ذات ادبیات است و در ادبیات فرقی میان جاندار و بی‌جان نیست. استفاده هنری از تشخیص به شعر حیات و پویایی می‌بخشد. اما این نوع استعاره به کلی با استعاره­ي مبتنی بر تشبیه تفاوت دارد، چون عبارت است از آفرینش و تشخص بخشیدن به عناصر طبیعت و انتقال دادن آنها به دنیای زنده و متحرک.[6] 
      نمونه­هایی از تشخیص[7] 
      باغ سلام می­کند، سرو قیام می­کند 
      سبزه پیاده می­رود، غنچه سوار می­رسد 
      مولوی 
      ***** 
      ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد 
      چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد 
      حافظ 
      ***** 
      بعد از تو ما به قبرستان روی آوردیم/ و مرگ، زیر چادر مادر بزرگ نفس 
      می­کشید/ و مرگ روی آن ضریح مقدس نشسته بود. 
      فروغ فرخزاد؛(ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد) 
       
       
      [1]- میرصادقی(ذوالقدر)، میمنت؛ واژه­نامه­ي هنر شاعری؛ تهران، کتاب مهناز، 1376، چاپ دوم، ص70. 
      [2] - شفیعی کدکنی، محمدرضا؛ صور خیال در شعر فارسی، تهران، آگاه، 1370، چاپ چهارم، ص151. 
      [3] - همان، ص150. 
      [4] - محمدی، محمدحسین؛ بلاغت، تهران، زوٌار، 1387، چاپ اول، ص 96. 
      [5] . گلی، احمد؛ بلاغت فارسی، تبریز، آیدین، 1387، چاپ اول، 163. 
      [6] . ضیف، شوقی؛ تاریخ تطور علوم بلاغت، ترجمه­ي محمدرضا ترکی، تهران، سمت، 1380، ص 172 
      [7] . شمیسا، سیروس؛ بیان، تهران، میترا، 1385، ویرایش سوم، صص 180-185 

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۶۱۴۰ در تاریخ سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۴ ۱۷:۵۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0