سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 25 فروردين 1400
  • روز بزرگداشت عطار نيشابوري
3 رمضان 1442
    Wednesday 14 Apr 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      چهارشنبه ۲۵ فروردين

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      استقبالهای حافظ از سعدی...
      ارسال شده توسط

      فرهاد مهرابی

      در تاریخ : شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴ ۰۴:۰۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۷۹ | نظرات : ۵

       
       
      حافظسعدی
      در بخش اول شعرهایی را فهرست کرده‌ایم که در آنها حافظ مصرع یا بیتی از سعدی را عیناً نقل قول کرده است:
      1. ۱. 
        حافظ (بیت هفتم): جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب - که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را
        سعدی (بیت سوم): جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب - که مهربانی از آن طبع و خو نمی‌آید
         
      2. ۲. 
        حافظ (بیت دوم): چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان - همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
        سعدی (بیت سوم): دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست - با غمزه بگو تا دل مردم نستاند
         
      3. ۳. 
        حافظ (بیت آخر): سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست - کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست
        سعدی (بیت آغازین): کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست - یا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست
         
      4. ۴. 
        حافظ (بیت آخر): غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است - در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
        سعدی (بیت چهارم): در سراپای وجودت هنری نیست که نیست - عیبت آن است که بر بنده نمی‌بخشایی
         
      5. ۵. 
        حافظ (بیت دوم): حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست - که آشنا سخن آشنا نگه دارد
        سعدی (بیت آخر): حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست - یکی تمام بود مطلع بر اسرارم
         
      6. ۶. 
        حافظ (بیت هشتم): می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب - بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
        سعدی (بیت سوم): هفتاد زلت از نظر خلق در حجاب - بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم
         
      7. ۷. 
        حافظ (بیت دوم): اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد - به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
        سعدی (بیت آغازین): به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم - ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم
         
      8. ۸. 
        حافظ (بیت آخر): حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی - من از آن روز که دربند توام آزادم
        سعدی (بیت آغازین): من از آن روز که دربند توام آزادم - پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
         
      9. ۹. 
        حافظ (بیت ششم): من از بازوی خود دارم بسی شکر - که زور مردم آزاری ندارم
        سعدی (بیت آخر): کجا خود شکر این نعمت گزارم - که زور مردم آزاری ندارم
         
      10. ۱۰. 
        حافظ (بیت سوم): در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند - اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
        سعدی (بیت آخر): سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی - دعوی بندگی کن و اقرار چاکری
         
      11. ۱۱. 
        حافظ (بیت پنجم): خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است - اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
        سعدی (بیت آخر): سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد - اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
         
      12. ۱۲. 
        حافظ (بیت ششم): صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم - عاشقان را نبود چاره بجز مسکینی
        سعدی (بیت پنجم): صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم - همه دانند که در صحبت گل خاری هست
      خندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانک
      در بخش دوم مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروههای مجزا فهرست کرده‌ایم:
      « برگرفته از گنجور »
       
      خندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانکخندانک
      1. ۱. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴ : اگر تو فارغی از حال دوستان یارا - فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵ : شب فراق نخواهم دواج دیبا را - که شب دراز بود خوابگاه تنها را
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۳ : سپاس دار خدای لطیف دانا را - که لطف کرد و به هم برگماشت اعدا را
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۴ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است : سخن به ذکر تو آراستن مراد آنست - که پیش اهل هنر منصبی بود ما را
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۴ : صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را - که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را
      2. ۲. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۷ : مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا - گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۵ : دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را - دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
      3. ۳. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۷ : چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را - چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
        سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل ۳ : ای که انکار کنی عالم درویشان را - تو ندانی که چه سودا و سرست ایشان را
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۹ : رونق عهد شباب است دگر بستان را - می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
      4. ۴. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۱ : چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت - که یک دم از تو نظر بر نمی‌توان انداخت
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۶ : خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت - به قصد جان من زار ناتوان انداخت
      5. ۵. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۰ : چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست - که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
        سعدی » مواعظ » مراثی » ذکر وفات امیرفخرالدین ابی‌بکر طاب ثراه : وجود عاریتی دل درو نشاید بست - همانکه مرهم جان بود دل به نیش بخست
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۲ : چنین که هست نماند قرار دولت و ملک - که هر شبی را بی‌اختلاف روزی هست
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۳ : علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد - دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۵ : شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست - صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۸ : به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست - که مونس دم صبحم دعای دولت توست
      6. ۶. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۳ : اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست - مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۲ : چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست
      7. ۷. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵۰ : عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست - کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۱ : دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست - گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
      8. ۸. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۸۹ : بتا هلاک شود دوست در محبت دوست - که زندگانی او در هلاک بودن اوست
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۹۱ : سفر دراز نباشد به پای طالب دوست - که زنده ابدست آدمی که کشته اوست
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۵۸ : سر ارادت ما و آستان حضرت دوست - که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست
      9. ۹. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۱۵ : کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست - یا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۷۰ : مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست - دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست
      10. ۱۰. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۵۵ : زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد - از صورت بی طاقتیم پرده برافتاد
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۱۰ : پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد - وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد
      11. ۱۱. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۶۸ : کس این کند که دل از یار خویش بردارد - مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۱۶ : کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد - محقق است که او حاصل بصر دارد
      12. ۱۲. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۷۰ : غلام آن سبک روحم که با من سر گران دارد - جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۲۰ : بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد - بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
      13. ۱۳. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۱۷۴ : آن شکرخنده که پرنوش دهانی دارد - نه دل من که دل خلق جهانی دارد
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۱۲۵ : شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد - بنده طلعت آن باش که آنی دارد
      14. ۱۴. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۵۵ : تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود - گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود
        سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل ۲۵ : اگر خدای نباشد ز بنده‌ای خشنود - شفاعت همه پیغمبران ندارد سود
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۰۵ : امیر ما عسل از دست خلق می‌نخورد - که زهر در قدح انگبین تواند بود
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۰۶ : چه گنجها بنهادند و دیگری برداشت - چه رنجها بکشیدند و دیگری آسود
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۱۰ : هزار سال به امید تو توانم بود - اگر مراد برآید هنوز باشد زود
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۱۹ : کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود - بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
      15. ۱۵. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۵۶ : نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود - با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۰۳ : سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود - رونق میکده از درس و دعای ما بود
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۰۴ : یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود - رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
      16. ۱۶. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۶۱ : یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود - کو را به سر کشته هجران گذری بود
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۱۶ : آن یار کز او خانه ما جای پری بود - سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
      17. ۱۷. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۶۲ : عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود - مجنون از آستانه لیلی کجا رود
        سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل ۲۷ : بسیار سالها به سر خاک ما رود - کاین آب چشمه آید و باد صبا رود
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۲۰ : از دیده خون دل همه بر روی ما رود - بر روی ما ز دیده چه گویم چه‌ها رود
      18. ۱۸. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۶۵ : هر که را باغچه‌ای هست به بستان نرود - هر که مجموع نشستست پریشان نرود
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۲۳ : هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود - هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
      19. ۱۹. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۷۶ : به حسن دلبر من هیچ در نمی‌باید - جز این دقیقه که با دوستان نمی‌پاید
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۷۹ : فراق را دلی از سنگ سختتر باید - مرا دلیست که با شوق بر نمی‌آید
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۸۰ : مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید - گرت مشاهده خویش در خیال آید
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۲۰ : حقیقتیست که دانا سرای عاریتی - ز بهر هشتن و پرداختن نفرماید
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۳۰ : اگر به باده مشکین دلم کشد شاید - که بوی خیر ز زهد ریا نمی‌آید
      20. ۲۰. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۲۹ : خوشست درد که باشد امید درمانش - دراز نیست بیابان که هست پایانش
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۸۰ : چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش - به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
      21. ۲۱. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۳۳ : خطا کردی به قول دشمنان گوش - که عهد دوستان کردی فراموش
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۳۴ : قیامت باشد آن قامت در آغوش - شراب سلسبیل از چشمه نوش
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۳۵ : یکی را دست حسرت بر بناگوش - یکی با آن که می‌خواهد در آغوش
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۸۲ : ببرد از من قرار و طاقت و هوش - بت سنگین دل سیمین بناگوش
      22. ۲۲. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۳۷ : گر یکی از عشق برآرد خروش - بر سر آتش نه غریبست جوش
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۸۴ : هاتفی از گوشه میخانه دوش - گفت ببخشند گنه می بنوش
      23. ۲۳. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۳۸ : دلی که دید که غایب شدست از این درویش - گرفته از سر مستی و عاشقی سر خویش
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۹۰ : دلم رمیده شد و غافلم من درویش - که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
        حافظ » اشعار منتسب » شماره ۱۵ : به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش - به کردگار رها کرده به مصالح خویش
      24. ۲۴. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۴۳ : به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم - نخواند بر گل رویت چه جای بلبل باغ
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۲۹۵ : سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ - که تا چو بلبل بی‌دل کنم علاج دماغ
      25. ۲۵. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۴۷ : جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال - شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۵۸ : چنانکه مشرق و مغرب به هم نپیوندند - میان عالم و جاهل تألفست محال
        سعدی » مواعظ » قطعات » شماره ۱۶۰ : کسان که تلخی حاجت نیازمودستند - ترش کنند و بتابند روی از اهل سؤال
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۰۳ : شممت روح وداد و شمت برق وصال - بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال
      26. ۲۶. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۵۰ : من ایستاده‌ام اینک به خدمتت مشغول - مرا از آن چه که خدمت قبول یا نه قبول
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۵۱ : نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول - در سرای به هم کرده از خروج و دخول
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۰۶ : اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول - رسد به دولت وصل تو کار من به اصول
      27. ۲۷. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۶۵ : به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم - ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۱۵ : به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم - بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم
      28. ۲۸. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۶۷ : من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم - تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۱۴ : دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم - لیکن از لطف لبت صورت جان می‌بستم
      29. ۲۹. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۷۱ : من از آن روز که دربند توام آزادم - پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۱۶ : زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم - ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۱۷ : فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم - بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
      30. ۳۰. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۸۳ : می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم - خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۲۸ : من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم - لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم
      31. ۳۱. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۸۴ : نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم - برفت در همه عالم به بی دلی خبرم
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۸۵ : یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم - گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
        سعدی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شماره ۱۳ : مرا به صورت شاهد نظر حلال بود - که هرچه می‌نگرم شاهدست در نظرم
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۳۰ : تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم - تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سپرم
      32. ۳۲. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۹۷ : از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم - همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۹۸ : نظر از مدعیان بر تو نمی‌اندازم - تا نگویند که من با تو نظر می‌بازم
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۳۵ : در خرابات مغان گر گذر افتد بازم - حاصل خرقه و سجاده روان دربازم
      33. ۳۳. 
        سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۱۱ : گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم - اول کسی که لاف محبت زند منم
         
        حافظ » غزلیات » غزل شماره ۳۴۳ : چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم - کز چاکران پیر مغان کمترین منم
      34. ۳۴. 

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۵۶۱۶ در تاریخ شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۴ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0