سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        سرنوشت قاتلان امام حسین(ع)
        ارسال شده توسط

        رضا محمدی (شب افروز)

        در تاریخ : پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳ ۰۰:۲۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۰۶ | نظرات : ۳

        نام،     نقش وی در کربلا، سرانجام و چگونگی مرگ

        شمر بن ذی‌الجوشن،  نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا،   صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش،   دستگیری توسط مختار ثقفی،  گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ

        محمد بن اشعث بن قیس،  نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا،  فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند،  روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد

        عبید الله بن زیاد، در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت،     چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد.

        یزید بن معاویه، چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع)    هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد.

        سنان بن انس، نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(ع) داشت    زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری هلاک شد.

        عمر بن سعد،  مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت    به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد.

        حرملة بن کاهل، پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع)    مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند.

        حصین بن نُمیر، فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)    ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد.

        مالک بن نُسیر کِندی، فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع)، قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند.

        زرعه دامی، از قاتلان امام(ع)    هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید.

        محمد بن اشعث، هتک حرمت امام حسین(ع)، توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد.

        عبدالله بن حَوزه، تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع)، قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت.

        شبث بن ربعی،  با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد    ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند.

        ابحر بن کعب، برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان، ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد.

        شرحبیل،     از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد،     مختار او را با آتش سوزاند.

        عمروبن حجاج،  در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست،  امام(ع) را خارج شده از دین نامید، و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود    به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد.

        احبش بن مرثد(اخنس)، با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد،  پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد.

        عبدالله بن ابی حُصین،     آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری، به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد.

        بَجدل بن سُلیم، انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید، مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد.

        اسحاق بن حَیوه حضرمی، داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد    با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد، و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید.
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۴۶۴۲ در تاریخ پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳ ۰۰:۲۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        امارفا - آمارگیر رایگان سایت
        1
        در حال بارگذاری