سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        من یک درخت هستم ...
        ارسال شده توسط

        منوچهر مجاهدنیا

        در تاریخ : پنجشنبه ۵ تير ۱۳۹۳ ۱۱:۱۱
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۹۱ | نظرات : ۱۷

         
        نویسنده : اورحان پاموک
        مترجم : ایرج نوبخت
         
        من یک درختم ، سخت تنهایم ، باران که می بارد ،  می گریم به خاطر رضای خدا به آنچه که شرح       می دهم گوش کنید :
        قهوه هاتان را نوش جان کنید تا خوابتان بپرد و چشمانتان باز شود و هوشمندانه نگاه کنید تا بگویم که چرا این همه تنها هستم .
        1- می گویند برای این که پشت سر استاد نقال تصویر درختی بوده باشد ، شتاب زده بر روی کاغذی زمخت و بدون آهار نقاشی شده ام . در کنارم نه درختچه های دیگری است نه علف های هفت برگ کویر و نه صخره ای ، نه اشباح تیره و تاری که گاهی اوقات شبیه انسان و شیطان اند و نه در آسمان ابرهای پیچ واپیچ   ( نقاشی های ) چینی . تنها یک زمین ، یک آسمان ، یک من و یک خط افق . اما ماجرای من در هم و برهم تر از آن است .
        2- چون درخت هستم ، شرطش این نیست که جزئی از کتابی باشم .اما از این که به عنوان تصویر یک درخت در صفحه ای از کتابی جای نگرفته ام ناراحت می شوم . به نظرم می رسد که اگر در کتابی گویای چیزی نباشم ، پرستشم می کنند ، مثل کفار تصویرم را به دیوار می آویزند و به آن سجده می کنند . به گوش علمای ارض رومی نرسد ، از این بایت پنهانی فخر   می کنم و سپس با شرمساری به شدت می ترسم .
        3- سبب اصلی تنهای ام این است که نمی دانم جزیی از کدام داستان خواهم بود . گویا می بایست جزیی از داستانی می شدم ، اما مثل برگی از آن جدا شدم و افتادم .
         
        سپاس که خواندید . لطفأ نتیجه گیری خود را از این مطلب بفرمایید .

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۴۰۴۶ در تاریخ پنجشنبه ۵ تير ۱۳۹۳ ۱۱:۱۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1