سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        چند بیت از استاد شهریار......
        ارسال شده توسط

        سجاد کرد (کرد)

        در تاریخ : دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۸۲ | نظرات : ۱۹


        سلام دوستان:


        هر بار که این چند بیت رو از استاد شهریار میخونم یه حس خاصی بهم دست میده که اصلا قابل وصف نیست میخوام بدونم با خوندن این غزل چه احساسی به شما دست میده لطفا فقط از احساستون بگین......


        شهریار


         







        آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ 



        بى وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟







        نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی 



        سنگدل این زودتر مى خواستی، حالا چرا؟







        عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست



        من که یک امروز مهمان تو ام، فردا چرا؟







        نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم 



        دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟







        وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار



        اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟







        شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود



        ای لب ِشیرین، جواب تلخ سر بالا چرا؟







        ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت



        این قدر با بخت خواب آلود من، لالا چرا؟







        آسمان چون شمع مشتاقان پریشان می‌کند 



        در شگفتم من، نمى پاشد ز هم دنیا چرا؟







        در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین



        خامُشی شرط وفاداری بُود، غوغا چرا؟







        شهریارا» بی حبیب خود نمى کردی سفر»



        این سفر راه قیامت مى روی تنها چرا
                                          


         


          ((شهریار))




         


        سجاد کرد 92/6/4

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۲۱۳۳ در تاریخ دوشنبه ۴ شهريور ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        امارفا - آمارگیر رایگان سایت
        1
        در حال بارگذاری