سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        نجوای ماندگار (فریدون مشیری)
        ارسال شده توسط

        خانم

        در تاریخ : چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۲ ۰۴:۰۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۱۰۳ | نظرات : ۲۳

         
         
        سلام خدمت تمام دوستان شعر ناب
        شعری از فریدون مشیری را به همه ی شما عزیزانم تقدیم میکنمnull
         
         
         
        اسير
        جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
        سر را به تازيانه او خم نميکنم
        افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
        زاری براين سراچه ماتم نمی کنم
        با تازيانه های گرانبار جانگداز
        پندارد آنکه روح مرا رام کرده است
        جان سختيم نگر که فريبم نداده است
        اين بندگی که زندگيش نام کرده است
        بيمی به دل ز مرگ ندارم که زندگی
        جز زهر غم نريخت شرابی به جام من
        گر به من تنگنای ملال آور حيات
        آسوده يک نفس زده باشم حرام من
        تا دل به زندگی نسپارم به صد فريب
        می پوشم از کرشمه هستی نگاه را
        هر صبح و شام چهره نهان ميکنم به اشک
        تا ننگرم تبسم خورشيد و ماه را
        ای سرنوشت از تو کجا می توان گريخت
        من راه آشيان خود از ياد برده ام
        يک دم مرا به گوشه راحت رها مکن
        با من تلاش کن که بدانم نمرده ام
        ای سرنوشت مرد نبردت منم بيا
        زخمی دگر بزن که نيفتاده ام هنوز
        شادم از اين شکنجه خدا را مکن دريغ
        روح مرا در آتش بيداد خود بسوز
        ای سرنوشت هستی من در نبرد تست
        بر من ببخش زندگی جاودانه را
        منشين که دست مرگ ز بندم رها کند
        محکم بزن به شانه من تازيانه را
         
         
        برای دریافت 5 کتاب فریدون مشیری به آدرس زیر مراجعه کنید
        nullnullnull
         
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۸۳۸ در تاریخ چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۲ ۰۴:۰۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        امارفا - آمارگیر رایگان سایت
        1
        در حال بارگذاری