سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        سمیرا زمانی منفرد شاعر کوهدشتی
        ارسال شده توسط

        لیلا طیبی (صحرا)

        در تاریخ : پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳ ۰۵:۲۰
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۸ | نظرات : ۰

        بانو "سمیرا زمانی‌ منفرد" شاعر و نویسنده‌ی لرستانی، زاده‌ی تیر ماه ۱۳۶۷ خورشیدی، در کوهدشت است.
        وی که جامعه‌شناسی خوانده است، از ۱۶ سالگی، ساکن کرمانشاه شده است.
        وی در سال ۱۳۹۸ در جشنواره‌ی منطقه‌ای پرژه کامیاران، در بخش شعر عنوان سوم مشترک را به دست آورد.
        کتاب «بەلۆێی گ زوور نیاشتێ» نخستین کتاب اوست که داستانی‌ست کودکانه به زبان لکی که در فروردین ۱۴۰۱ توسط نشر باشور چاپ و منتشر شد.

        ◇ نمونه‌ی شعر لکی:
        (۱)
        قیامت ئَر دلم مَن 
        ئِه آیلی مه گوری گَنِم چیا بیم 
        ئَه جوره عاشق تو تنیا بیم 
        مَپِل و هومیون کتَنَر ئَه دوُیره
        چوی بووی بیکس ئَر در مال حسوُیره
        پَراو و بیستوین بینه رفیقم 
        بورن بوشن ارا حالیم مه تیقِم؟
        اژ ئَه روژا گه ئَژ گَنِم جیا بیم 
        وَه ظاهر ژِن،وَه باطن چوُی پیابیم 
        مه بالابرز انارلُو چَم رنگینم 
        ئَرا چَمَه اگر روژی تو نُوینِم؟
        دلم باور نکردویتی ژیاینی 
        چم ئَرسر ری که تو چینه نیاینی 
        دلم طاقت ناوردی ئی لاوارَه
        پریشون بو شُوه کی تا ایواره
        تو که داخت منیشت ئَر سر دلِ مه 
        پژاره ت چوُی بیَه سَه منزل مِه 
        خَوَر دَسگیرونیت تا بیستوُین هَت 
        دلم ئَژ ئَه کَت وکُتیژه دی کَت 
        خداحافظ تون و دسگیرونت بو 
        بیلا دل مِه هموُیشَه ویرونت بو 
        خدا وِژ پی وَه راز دل مه بِردی
        ئَه وَختَه هَت خَوشی بارِ تو کِردی
        مَزونستی خُوَشیت هِرَنگ دِلِمَه 
        خَنَه تو سو چراخِ منزلمه.

        ◇ نمونه‌ی شعر فارسی:
        (۱)
        نرگس 
        نام کوچکی بود که شهر 
        چند تکه شب را
        زیر پلک‌هایش 
        لای موهایش 
        گم می‌کرد
        نرگس 
        آنقدر گرسنه بود
        که کودکان از شقیقه‌ها 
        تا گوشه‌ی لبش قد می‌کشیدند 
        و هر بار که خورشید به تن شهر دست می‌کشید 
        بیشتر دل مردمش تنگ می‌شد 
        زنان آبستن 
        کمی بیشتر درد می‌کشیدند 
        و کودکان ابلهانه‌ایی از لای ران‌هایشان
        به شهر سرایت می‌کرد
        نرگس 
        نام گلی بود که در گلفروشی‌های شهر 
        علاف چند مشتری می‌شد 
        گاهی 
        می‌خشکید زیر نگاه‌های آفتاب ندیده
        و گاهی می‌خندید 
        زیر رطوبت باران‌های مصنوعی 
        نرگس 
        گاهی زنی می‌شد 
        که مرد از گلویش می‌رفت پایین 
        و با هر طلوع 
        عق می‌زدش توی توالت‌های اوین.

        (۲)
        بغضی به جا مانده از
        آخرین باران
        می‌فشارد
        گلوی باغ را
        حک بر دیواره‌ی غار
        تا از میان سایه‌ها 
        یک دل

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۵۳۸۸ در تاریخ پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳ ۰۵:۲۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1