سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

چهارشنبه 30 خرداد 1403
  • انفجار در حرم حضرت امام رضا عليه السلام به دست ايادي آمريكا، 1373 هـ ش
13 ذو الحجة 1445
    Wednesday 19 Jun 2024
      مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

      چهارشنبه ۳۰ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      خمار فراموشی.
      ارسال شده توسط

      دانیال فریادی

      در تاریخ : ۲ هفته پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۸ | نظرات : ۲

      از ابتدای تولدش تا ازل اندوه ش را انگار لابلای این دیوار کاهگلی پنهان می کرد.
      در خواب و بیداری خودش هم نمی‌دانست پی چیست فقط می خواست اندوه ش را گاهی اوقات از درز اجر های خیس این زیر زمین سیمانی بردارد و زمانی که به کبوتران سرگردان دانه می‌ریخت جایی پنهان کند که دیگر نتواند پیدایش کند
      او خمار فراموشی بود...
      هر روز فال خودش را می‌گرفت.انگار کسی در کاسه ی چشمان او تصویری از یک جفت پروانه که بال‌هایش در اثر تابش نور شمع سوخته اند را دیده بود و گلی پژمرده که به صورت به زمین سیمانی افتاده بود...
      همیشه در دلش می گفت کاش میگفتم..
      کاش زمان به پشت سربر می گشت
      .کاش او با منو می دید..
      و زمان لنگر می انداخت تا من به او برسم 
      کاش می شد از ابتدا شروع کرد 
      از ابتدا چشید و درک کرد و نچشیده نمرد..
      او حرف هایش همیشه بیرون از دهانش تاول می زد پس همیشه سکوت می کرد..
      او خنده هایش رمز گاوصندوقی بود که اگر گشوده می شد زمین از حرکت می ایستد و فرونشست های پی در پی تمام گور های ناشناخته را می شکافت 
      او هر شب خواب سیمرغ را می دید که برای کمک به زایمان ش بال هایش را باز می کرد و پرهایش را می‌ریخت 
      او روز ها در تنهایی با هفت خان رستم یه قل دو قل بازی می کرد 
      او در تیمارستان ابرقو در بخش دو زنان بستری ست
      او هر شب در خواب سیگار می کشد ولی دودش را صبح ها در حیاط تیمارستان بیرون می دهد 
      و شماره کفش هایش هر هفته یک شماره کوچک تر می شود ولی به تعدادقرص هایش یک عدد اضافه می شود 
       
       
       
      با تشکر فراوان 
       
      دانیال فریادی 
       
       
      با نقد خویش راهگشا باشیم 
       
      باسلام و درود خدمت دوستان گرامی 
      این دلنوشته مختصری از مشکلاتی فراگیر بیماران فراموش شده می باشد که با بیماری شیزوفرنی در گیر هستند.. امیدوارم جامعه درک بیشتری از این افراد دردمند داشته باشیم...
      با سپاس

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۴۷۷۳ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      مریم عادلی
      ۲ هفته پیش
      بادرود به شما شاعرگرامی
      نوشته تان زیبا و غم بار بود
      سپاس ازشما
      💐🌸💐🌸
      دانیال فریادی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود خدمت شما بانوی گرامی


      ممنون از نظر لطف شما




      سپاسگزارم خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0