سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 6 ارديبهشت 1403
    17 شوال 1445
      Thursday 25 Apr 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        پنجشنبه ۶ ارديبهشت

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بیان ابراهیم شاعر سلیمانیه‌ای
        ارسال شده توسط

        سعید فلاحی

        در تاریخ : پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ ۰۴:۳۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۶ | نظرات : ۲

        بانو "بیان ابراهیم" (به کُردی: بەیان ئیبراھیم)، شاعر و نویسندە‌ی کُرد، زاده‌ی ۲۲ ژوئن ۱۹۷۰ میلادی و ساکن سلیمانیه است.
        وی عضو سندیکای روزنامه‌نگاران کردستان و کارمند وزارت تربیت اقلیم کردستان است.
         ■□■
         

        (۱)
        با باران، اندام بانویی را خواهم ساخت،
        سبزینگی را از بهار می‌ستانم و 
        به چشمان آن زن هدیه خواهم داد.
        قصیده را به بیابان تبعید می‌کنم و 
        تمام زیبایی‌ها را از شعر خواهم گرفت 
        آن زیبایی‌هایی که دزدکی از زندگی گرفته است.
        این‌بار خون سرخ را مبدل به پیراهنی خواهم کرد و
        بر تن، قصیده می‌پوشانم 
        گریه‌ها بر سر و روی مردانگی قصیده‌ای مردانه خواهم کرد 
        تا دوباره مبدل به خودم بشوم و 
        به قصیده می‌گویم:
        برو و انکار کن آن درختان مانفیستی که برگ‌هایشان را به آتش می‌سپارند 
        انکار کن آن گنجشککانی را که 
        صدای جیک‌جیکشان را در خاک دفن می‌کنند 
        انکار کن آن دلفین‌هایی را که دریا را رها کرده‌اند و 
        از میان آتش حلقه‌ها می‌پرند 
        انکار کن آن آهوانی را که پیمان دوستی با پلنگ بسته‌اند 
        انکار کن آن نوزادان تازه متولد شده را 
        که همراه با گریه‌هایشان، اشک‌ مرگ از چشمانشان می‌چکد.

        (۲)
        زمانی که می‌میری،
        به ناگاه همگان دوستت خواهند داشت!
        معشوقه‌ات به سویت خواهد آمد بی‌هر بهانه‌ای،
        دوستانت از با تو بودن، سخن می‌رانند،
        و همگی اعلام می‌کنند که چه انسان شریفی بودی!
        البته در وقت مردنت...

        (۳)
        تهران، موی و یال اسب آزادی‌ست و 
        با هیچ قدرتی رام نمی‌شود!
        تهران، دریای طوفانی خشم است،
        گیسوان کوچه‌هایش را می‌دهد و 
        به هیچ سنگلاخی، زیبایی‌اش کم نمی‌شود.

        (۴)
        از جهالتم، سوءاستفاده کردی و
        مرا وطنم، صدا می‌زدی.
        نمی‌دانستم که سرزمین‌ها غارت می‌شوند!.
         
        (۵)
        من بی‌تو نیمه‌ای ناقصم!
        ای نیمه‌ی دیگر زندگی‌ام،
        بیا و پرواز کن در میان زندگی من،
        تا حصار را بگشایم برای پروازت،
        تا که پر و بالت بشوم،
        و تو هم آسمانم...

        گردآوری و نگارش و ترجمه‌ی اشعار: 
        #زانا_کوردستانی 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۴۵۵۲ در تاریخ پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ ۰۴:۳۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        فرامرز عبداله پور
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ ۲۳:۴۹
        درود
        زیباست
        🙏⚘🌺❤
        ابراهیم کریمی (ایبو)
        شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ ۲۰:۲۵
        درود آقا زانا
        برای شناساندن شاعران
        ولی فکر کنم یک بار هم اشاره کردم یکی دو شعر از شاعران کرد را به زبان اصلی بگذار و یکی دو تا را هم برای نمونه ترجمه کن...
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0