سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 4 اسفند 1402
    15 شعبان 1445
    • ولادت حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه، 255 هـ ق
    • روز جهاني مستضعفان
    Friday 23 Feb 2024
      به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

      جمعه ۴ اسفند

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      عیسی دورقی شاعر اهوازی
      ارسال شده توسط

      سعید فلاحی

      در تاریخ : ۱۱ روز پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۷ | نظرات : ۰

      آقای "عیسی دورقی" شاعر و مترجم عرب خوزستانی، زاده‌ی ۱۶ فروردين ماه ۱۳۶۴ خورشیدی، در شهرستان اهواز است.
      کتاب «کلید هیچ خیابانی در جیبم نیست» مجموعه‌ای  حاوی ۷۶ شعر سپید از اوست. 
      همچنین کتاب "دلاویز همچون فراق" اثر "احلام مستغانمی" با ترجمه‌ی عیسی دورقی در انتشارات هرمز در سال ۱۴۰۱ چاپ و منتشر شده است.  

      ▪نمونه‌ی شعر عربی:
      (۱)
      للمرة الاخیرة 
      اتحدیی 
      الجنة بجمال عینیک 
      و الحیاة فی ابتسامتک 
      ولکن لا عیناک بقیا معی‌‌ 
      و لا ابتسامتک 
      مجرد ذکری مریرة 
      من اصعب اللحظات 
      بقیت فی الذاکره 
      تدور و تدور 
      ◇ برگردان فارسی: 
      برای آخرین بار
      به چالش می‌کشانم 
      بهشت را به زیبایی چشمانت 
      و زندگی را در لبخندت 
      اما نه چشمانت مانده‌اند 
      نه لبخندت
      فقط خاطره‌ای تلخ 
      از سخت‌ترین لحظات 
      که در ذهنم 
      می‌چرخد و می‌چرخد.

      ▪نمونه‌ی شعر فارسی:
      (۱)
      تمام چمدان‌ها 
      خمیازه می‌کشند 
      فقط با شعر 
      ایستگاه را لبخند می‌زنم 
      با سایه‌ای سرکش 
      که دیوارها را می‌پوشید و
      لب‌های فرصت‌طلب 
      بوسه سرخ 
      سوغات می‌گرفت 
      بی‌آنکه نگاهت 
      بگذرد از انتظارم
      اصلا می‌دانی 
      کلید هیچ خیابانی در جیبم نیست.

      (۲)
      با صدای بلند 
      شعر می‌گفتم از تو 
      وقتی آزادی معنا داشت!
      هم چون کبوتری
      پرواز می‌کردم
      در آسمان‌ات
      کرکس‌ها 
      حسودی کردند 
      به عاشقانه‌هایمان 
      بین ما دیوار کشیدند 
      خفه کردند شعر را 
      به تبعید رفت قلم 
      تحریم شد کلمه 
      ما به اجبار،
      در شبی که بی‌خواب بودیم 
      چشم بستیم...!

      (۳)
      بغضِ آخرِ پاییز 
      یلدای پر اندوه
      هدیه‌ی تلخِ تو 
      دفتر سفید خاطرات!
      اولین روز دیدار
      گل رزِ خشکیده
      منحنی لبخند تو 
      روزهای پس از آن
      رژِ سرخِ لب‌هایت 
      بوسه‌ی گرمِ تو 
      آخر دفتر اما،
      نقشِ قطره‌ی اشک 
      برگ زردِ پاییز 
      نوشته‌ای کم رنگ،
      زیباترین اتفاق بودی
      عشق یکطرفه‌ی من!
       
      گردآوری و نگارش:
      #زانا_کوردستانی 

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۴۵۱۴ در تاریخ ۱۱ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
      ۱ شاعر این مطلب را خوانده اند

      مریم کاسیانی

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0