سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
آویزان نوری شاعر کرد عراقی
ارسال شده توسط

سعید فلاحی

در تاریخ : جمعه ۳۰ تير ۱۴۰۲ ۰۲:۵۰
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۰۰ | نظرات : ۳

بانو "آویزان نوری" (ئاوێزان نوری) شاعر کُرد عراقی، زاده‌ی سال ۱۹۸۱ میلادی، در کرکوک است. 
از او چند مجموعه شعر مستقل به چاپ رسیده است. وی دارای اشعاری روان و منسجم است، که در آنها رنج و آلام زنان روزگار خود را به تصویر می‌کشد. 

▪نمونه‌ی شعر:
 (۱)
اگر تو، درد عشقی، من عاشقی شیدایم 
اگر تو باده‌ی عشقی، من از ساغر نگاهت مست و رسوایم.
...
اگر تو، گلی، من پروانه‌ام 
می‌نوشم شهد شیرین تو را،
عشق و دلداریت را.
 ...
اگر تو، باغ خشک و زردی،
من باران اشک بر سرت می‌بارم، 
از برای سرسبزی‌ات.
...
اگر تو، بهشت برینی،
منم مفلس بی‌چیزی
اگر تو، جهنمی
منم چون گنه‌کاری، سراغت می‌آیم و می‌مانم 
و می‌سوزم در آتشت.
...
اگر تو، بادی، طوفانی،
بیا، و بگذر از خاک و باغ و تختم.
...
اگر تو، موجی، منم دریا
رقص زیبای زریان[۱] را
شعله‌ کن و در جانم، روشن و فروزان کن.
...
اگر تو، خاکی، مرده از بی‌بارانی 
منم شرشر باران، می‌ریزم بر جان و تن تو 
اگر تو، سرزمینی، اما بی‌نام و نشان
منم نام و نشان تو.
 ...
اگر تو، هم چون من عاشقی 
بیا تو هم، من شو
با رنگ و بویم بمان
بیا و هم آهنگ شو
اگر بوئی نبردی، تو از عشق و دلداری
بشنو صدای من را که آهنگ زندگی‌ست.

[۱] – زریان در زبان کُردی به معنی باد شمال است.

(۲)
افکارم، مشوش و مضطرب‌اند!
می‌بایست غروب‌گاهان، هر روز پیش از اذان مغرب
یک به یک‌شان را در آغوش بگیرم و 
از روی آتش بپرانم...
نسیمی می‌وزد و می‌گویدم:
- چه می‌کنی؟!
پاسخ می‌دهم: تشویش افکارم را از بین می‌برم...

(۳)
تو، می‌توانستی وطنم را مملو از آمدنت بکنی، 
اما دریغا که نکردی!
تو، می‌توانستی بهشت را برایم به یک واقعیت مبدل  سازی و 
جهنم را به یک وهم باطل، 
اما افسوس که نکردی!
آه،،، 
تو قلب سرزمینم را مملو از غربت کردی و 
آغوش مرا، لبریز از تنهایی.

(۴)
من چه می‌خواستم از تو، 
جز اندکی خیال و رویا و 
تابلوی‌ی نقاشی و 
تعدادی گل لبخند و چند پروانه، 
تا که بتوانند، پرواز را به من ارزانی دهند!

(۵)
هیچ چیز او، شبیه به من نیست!
چرا کە، او سخت‌تر از سنگ به سخن می‌آید 
از برای زدودن غبار نشسته بر رخسارم!
اویی که محکم‌تر از سنگ 
خود را به من می‌کوبد 
برای شرح رویاهای تە‌نشین شده‌‌اش 
در ژرفابی راکد 
و اوهام شن‌های کف دریا.

(۶)
اگر که مردم 
به یارم بگویید: خودش را برایت لوس کرده!
به دخترانم بگویید: نگران نباشید!
در حال چرتی زدن است!
به برادرهایم بگویید: به سفر رفته است.
به خواهرانم بگویید: رفته که آیینه‌ای تازه بخرد،
تا که در آن، پیری و کهولت سن‌ نمایان نشود!
ولی، لطفن، هیچ چیزی به مادرم نگویید،
نکند دل‌نگرانم بشود.

(۷)
برگرد!
پیش از آنکه غروبی آکنده از غم، مرا در گلوی روز فرو کشد و 
جانم را به ورطه‌ی هلاکت بکشاند،
روزها می‌گذرند و شنبه‌ها از دور و نزدیک نزد من می‌آیند و 
خطابم می‌کنند: تو که هنوز اینجایی!
-- آری، من اینجایم!
چشم‌انتظار، پهلوی آرزوهایم!
همچون درختی صنوبر که همیشه سبز می‌نماید 
اما از درون پوسیده‌ام.
آری، من کماکان اینجایم، 
با انبوهی از غصه و غم...
گوشه به گوشه‌ی خانه‌ی پر از تنهایی‌ام را  
برای یافتن اندکی، سر سوزنی خوشبختی می‌کاوم...
اما مأیوس و ناامیدی،
شیشه‌ی شراب حیات را سر می‌کشم  
تا که حداقل مدتی، 
تلخی این زندگانی را به فراموشی بسپارم 
و از دست جنجال و همهمه‌های بی‌پایان روحم 
پرچم سکوت را برافرایم 
و به تاوان رفتنت، 
به نماز و استغاثه ایستاده‌ام
که شاید آمدنت را استجابتی شود.
 
شعر: #آویزان_نوری
ترجمه: #زانا_کوردستانی 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۳۶۸۰ در تاریخ جمعه ۳۰ تير ۱۴۰۲ ۰۲:۵۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
عارف افشاری  (جاوید الف)
جمعه ۳۰ تير ۱۴۰۲ ۰۴:۰۹
خندانک
زهره دهقانی ( شادی)
جمعه ۳۰ تير ۱۴۰۲ ۱۱:۰۵
سلام و درود استاد بزرگوار
خسته نباشید افتخار آشنایی با شاعره بزرگی را با قلم شما داشتم💐💐💐💐💐💐💐💐

در پناه خالق جان
جواد کاظمی نیک
جمعه ۳۰ تير ۱۴۰۲ ۱۱:۰۵
- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ❤️❤️❤️❤️- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ❤️❤️❤️❤️- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ❤️❤️❤️❤️- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ❤️❤️❤️❤️- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ❤️❤️❤️❤️- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ❤️❤️❤️❤️
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0