سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
غلامعلی رئیس‌الذاکرین شاعر سیستانی
ارسال شده توسط

سعید فلاحی

در تاریخ : شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲ ۰۵:۲۳
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۳۹ | نظرات : ۲

زنده‌یاد "غلامعلی رئیس‌الذاکرین دهبانی" شاعر سیستان و بلوچستانی، زاده‌ی ۱۰ فروردین ماه ۱۳۱۸ خورشیدی، در زابل بود.
وی که کارشناس زیست‌شناسی بود، آغازگر سرایش شعر به گویش سیستانی بود. این استاد را چهره‌های نامی ادبیات، برترین بومی‌سرای ایران می‌دانند بطوری که تمامی آثار استاد رئیس‌الذاکرین که برخی‌ها را نیز با صدای خودش خوانده‌ است به زبان سیستانی نوشته و چاپ شده‌ است. 
وی نخستین کتاب شعرش را به گویش سیستانی در سال ۱۳۵۵ با نام "کورنامه نیمروز" منتشر نمود.
همچنین انتشار کتبی با عناوین عیدوک جمازه سوار شب رو، پنج ارغن، کندو، زاد سروان سیستان، غزلیات عبرت سیستانی، خال َکجَک، آسوکَه، اشعار مقبولی، فرهنگ منظوم دهبانی، صد پند صد حبه قند، اسناد تاریخی سیستان، کاکُلَک، هفت خوان یعقوب، زیر بادگیر بلور، یک شهر در آتش سه بار، گج واگج، نغمه آرچنگ، سرود بیگاهان، پرده آخر را نیز در کارنامه خود دارد.
شماری از اشعار وی چند دهه‌ است که به واسطه‌ی پخش در رادیو محلی شهرستان زابل و همچنین شبکه‌ی استانی سیستان و بلوچستان، در میان مردم  سیستان سینه به سینه انتقال می‌یابد.
پنج اَرغَن، افسانه‌های منظوم سیستانی کتاب شعری است از ایشان که به گویش سیستانی سروده شده‌ است. این کتاب سهم به سزائی در پیشبرد ادبیات سیستان داشته‌ است و تاکنون از جدی‌ترین تألیفات ادبی موجود به گویش سیستانی می‌باشد. سبک ادبی این کتاب فابل بوده و از زبان حیوانات سروده می‌شود. این کتاب به نوعی کلیله و دمنه سیستان می‌باشد.
سرانجام وی پس‌ از تحمل یک دوره بیماری، در ۱ مهر ۱۴۰۰ در بیمارستانی در مشهد درگذشت.
همسر ایشان "زهرا ناروئی" نام داشت و حاصل ازدواجشان هفت فرزند به اسامی، فلورا، مژگان، مرجان، مهدی، فیروزه، هادی و پریان بود.

▪نمونه‌ی شعر سیستانی:
(۱)
[مِه زابلَه دوس دارو] 
مِه مَسکه پر از عطر دس ماگله دوس دارو
تو وِ بَه رُتِ سیه تو وِ شاگُله دوس دارو
قطاره شَخِ سورخواپِش مه وشمارنکنی 
که از تَبِ دل کَرمَک زابله دوس دارو
مه از کتوکِ کله پوتکِ جناور که دُشمه 
وَتگِّ بونی رُستن کاکُله دوس دارو
ورشکادی یِ دیدِ دشمه که کورونمه بینه 
سرتیزی یِ مثلِ دوک چنگُله دوس دارو 
ودنبالِ خاکستر آرزوهای سوخته 
مه پال پالِ خارمی دَنِ دُمبلَه دوس د ارو
وَ یادِ خوشِ ونیکِ دورونِ وَرنائیِ خوا
سرِ شَخلِه عُناب و گُل بلبله دوس دارو
از او روزِ که بیفتیدَک رخش در کُرغِ شقاد
وَ امیدِ رخش دگَره دُلدُله دوس دارو
اِز اَره که نیم جونو نو رفته از مِه رَمَقا 
وَامیدِ وَر گَشت یو جُلجُلَه دوس دارو
اَنوزه اَگه پَرسی اَلوونِ کُنجِ دِلِ منَه 
اِز ارلی بُگو زابلَه زابلَه دوس دارو.

(۲)
[عُنابِ لبِ تو] 
عُناب لبِ تو خودِ عُنابِ لبِ نوبرِباغَه 
ره رفتن تو کوکِ دَری میونِ گَلَه کَفتَرِ تاقَه 
اَربارِ که خیره پشَه یی وَر دیدنِ رومه دلِ خواهو 
مودیدنو عکسِ خواکه شازادِه وَ پیشونِ رَواقه 
ای لنگِ قناری نپَری از دَر قفس طلایی یِ دلِ مه 
که از چپ و چارسو وسرِ کمینِ تو یَک گربه بُراغه 
مثلِ پیشَکِ نرمِ مِمالی سرودِمّه پسِ پومه 
از کَکّی یِ رونازِ تو کَنگِ جگرِ مه یکسره ناقه 
که مفمه که درمون و دوای دل دهبانی وغربت 
یک کَمکِه اووو کَمکِه خوو ونونِ جوو و کَمکِه سماقه.

(۳)
آدم بی چاره وه جز موشت خاک 
کی بوده در جومن کرباس خه 
تا که وه ام گشته که خه جا خوش کنه 
دیده لقه مال و پر اوء تاس خه 
از گوچگی باد کلونی وه سر 
دشته وه دل دیدن ورناس خه 
عمره بودو پلپتک و سگ دووی 
عاقبته مردو و تلواس خه 
عمر بشر، عمر چراغ موال 
دل خه مده دجگ وه پلاس خه.

گردآوری و نگارش:
#زانا_کوردستانی

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۳۳۸۴ در تاریخ شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲ ۰۵:۲۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
عارف افشاری  (جاوید الف)
شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲ ۰۸:۵۰
خندانک
جواد کاظمی نیک
شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲ ۱۲:۱۹
درودبرشما 🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻
💙💙💙💙💙💙💙💙
🩵🩵🩵🩵🩵🩵🩵
💐💐💐💐💐💐
🌼🌼🌼🌼
💟💟💟
❤️❤️
❤️
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0