سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

دوشنبه 3 ارديبهشت 1403
  • روز ملي كارآفريني
  • روز بزرگداشت شيخ بهايي
14 شوال 1445
    Monday 22 Apr 2024
      به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

      دوشنبه ۳ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      *** زندان ***
      ارسال شده توسط

      سیدیحیی حسینی

      در تاریخ : پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱ ۰۵:۰۷
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۵۰ | نظرات : ۱۴

       *** زندانی ***
      اولی: توزندان همه چیزرایادمی گیری ..
      باهمه کس اشنامیشی.زندان یعنی دانشگاه
      سوال کردتوچرازندانی شدی..؟! 
      دومی: به یک شرط میگم که مسخره ام نکنی 
      یک روزتوخونه داشتم تلویزیون تماشامی کردم، 
      یک آگهی دیدم .
      مردی که ریش بلند ی داشت 
      یک چاقوتیزکن راتبلیغ میکرد. 
      میگفت سامورایی مکس هرچاقویی راتیزمی کند.
      چاقو چه صاف باشه چه کج ومعوج .. 
      به این چاقونگاه کنیدانقدرکُنده 
      که نمی تونه حتی یک اسفنج رو ببره. 
      اگربا"سامورایی مکس" تیز کنید میشود باهاش سخت ترین اجرام رانیز برید ..
      مثل این آجر...
      وراست هم میگفت..! آجررابرید..
      بعد چندتا زن خانه دارآمدن گفتند سامرایی مکس زندگی مونو تغییرداده... 
      ماهیچوقت نمی تونستیم گوجه فرنگی راببریم 
      موقع بریدن نان هم مشکل داشتیم. 
      همش اینومیگفتندکه
      سامورایی مکس زندگی مونو تغییرداده 
      راستش من هیچ وقت گوجه ای راپوست نمیکردم .
      نان راهم برش زده می خریدم. 
      لزومش رانمی دانم..!!! 
      ولی به فکرم افتاد که چرامن چاقو هایم راتیزنکنم.!! 
      باخودم گفتم شایدزندگی من به خاطر اینِ که چاقوهام تیزنیست .؟! افتضاحِ.. 
      رفتم وچاقوتیزکن راخریدم.
      بعدازاینکه خریدم دوباره همون آگهی رو
      توتلویزیون دیدم .. 
      همان مردریشو وهمان زنهای خانه دار رادیدم ..
      اینبارچاقویی راتبلیغ میکردند که حتی بابریدن آجر هم کُند نمی شد، 
      یعنی باهرباراستفاده ازاین چاقو خودش خودبخودتیزمیشه. 
      یک لحظه بفکرم افتاددارندمسخره ام میکنند 
      مشخص بودداشتن منودست مینداختند. 
      بخاطرچیزای کوچک دیگه صبرم لبزیزشد، 
      باعصبانیت تلویزیون رابرداشتم ازپنجره که چندطبقه ارتفاع داشت پرت کردم بیرون.. 
      افتادتوسریک مهاجرغیرقانونی که سوار دوچرخه بود،
       مُرد.. 
      حالا توبگو مقصرمنم 
      یااونا ..؟
      یااصلا اون مهاجرنبایداونجا میبود.؟! 
      حالا حکمی که دادندحق انتخاب داشتم، 
      بین بیمارستان روانی واینجا که چندسال ِ زندانیم. 
      ومن هم اینجارا انتخاب کردم. 
      ولی هیچکس به من نگفت اینجامدرک دانشگاهی میدند..

      اقتباس از(فیلم سینمایی پلتفرم)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۸۴۸ در تاریخ پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱ ۰۵:۰۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      سید هادی محمدی
      پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱ ۱۰:۲۰
      درود بر شماسید بزرگوار خندانک
      سیدیحیی حسینی
      سیدیحیی حسینی
      سه شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۱ ۰۰:۵۸
      سلام

      استادمعارف فخیم، شاعرفهیم جناب محمدی بسیارممنونم بزرگوار..
      🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
      ☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
      🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴
      🌴🌴🌴🌴🌴🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺💐💐💐💐💐🏵
      ارسال پاسخ
      فاطمه یاراحمدی ،روشنا
      پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱ ۱۱:۰۲
      درودها
      عمیق و قابل تأمل بود💐
      سیدیحیی حسینی
      سیدیحیی حسینی
      سه شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۱ ۰۱:۰۰
      سلام

      باامتنان ازتفقد
      بانوی محترمه فاطمه یاراحمدی
      شاعرمکرمه

      💮💮💮💮💮💮💮💮🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      محمد گلی ایوری
      پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱ ۱۲:۰۰
      سلام و درود و عرض ادب جناب حسینی بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک
      سیدیحیی حسینی
      سیدیحیی حسینی
      سه شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۱ ۰۱:۰۵
      باسلام


      درودها محمدگلی شاعر
      توانمندوادیب فهیم وفخیم
      ایوری نازنین
      ممنون ام وبسیارخرسندازنگاه گرمتان
      🌾🍄🍄🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🌴🌴🌴🪴🪴🪴🪴
      ارسال پاسخ
      ساسان مردوخی
      پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱ ۱۸:۴۸
      سلام ادب استاد حسینی عزیز
      ممنون بابت این پست خوب و عالی🌻🍁

      گاهی اوقات سری به تیمارستان های شهر می‌زنم
      نمی دانم چرا همیشه وقت برگشت فکر می کنم
      راز سعادت را آنجا خواهی یافت
      گاهی به نظر می رسد آنها فقط کسی را ندارند
      که حرف‌هایشان را باور کنه
      چه معلوم شاید رستگاری را آنجا یافت
      واینگونه دیگر سرگردان پی سعادتی مبهم نباشیم!!!
      🍁🍁
      سیدیحیی حسینی
      سیدیحیی حسینی
      يکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱ ۰۳:۲۷
      سلام

      استادادیب شاعرفهیم
      ساسان مردوخی

      ازحضوروزین و نگاه گرم و
      پرمهرتان استاددوست
      درتلمذم استاد: حقیرانه به دست بوس
      محفل مارا به نور مزین کرده اید..

      ارجمندم

      🙏🏼🙏🏼🙏🏼🥀
      آری...
      همان دارکوبم که صبورانه
      در بریدن تنه درخت افتاده
      در مسیر است!!
      همان کشاورزی که نمی داند خدا به
      گوش است یا نه...
      در پی جمع اشک لاله واژگون هاست
      آری منم
      همان زندانی حبس ابد
      به امید آزادی زمین را می‌کند
      آری تنها در مسیر تنهایی،به راه افتاده‌ام
      سنگریزه ها را کنار می‌زنم و جاده می‌سازم
      آری!!
      دیریست...
      نور را از خورشید گرفته ایم و
      در سایه درختان دراز
      کشیده‌ایم!!
      سبز بودن را از بهار گرفته ایم‌ و
      در انتظار روییدن گل‌قرمز
      نشسته ایم
      سبزه‌ ها‌ را گره زده‌ایم‌و
      در انتظار جهانی زیبا هستیم
      نمی دانم شما بگویید..
      کدامین پیامبر آورده
      که معجزه از جنس انتظار است!!!
      .

      .
      ✍🏻ساسان مردوخی
      ۱۰
      🌲🌲🌲🌲🌲🌲🌲🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      فروغ فرشیدفر
      پنجشنبه ۱ دی ۱۴۰۱ ۱۹:۴۴
      درود بر شما
      متن قابل تاملی بود، اگر تامل جرم نباشه خندانک
      سیدیحیی حسینی
      سیدیحیی حسینی
      يکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱ ۰۳:۳۵

      سلام

      شاعره معززبانوفرسیدفر
      استادوادیب فرزانه
      درود برشما حقیرانه رامنورکردی ارجمند
      گلهای زندگیتان رنگارنگ
      ورایحه اش متداوم.

      🌱🌱🌱
      وطن! جان من! حالت این روزها چطور است؟
      عزیز دلم ؛ بانو ایران من! حالت این روزها چطور است؟
      بمیرم برای دل خونِ خاکت
      ‌برای نمِ اشک بر روی ماهت
      سراب است از خشکی و خسّتِ این زمان
      رودهایت
      نفس تنگ شد از هجومِ غبارِ هوایت
      شدی پر ز ظلم و دروغ وسیاهی
      تنت پر ز زخم و هراسِ تباهی
      تن تشنه و زخمی ات خانه ی درد و غم شد
      زمین، مادر بی قرارت
      برآشفت از ناله ی داغدارت
      نوازش کرد چَشمِ پُر از انتظارت
      و با حُکم او،
      همدم و همره سالیانش ، "زمان" ، متّهم شد
      وطن! جان من
      خوب میدانم
      دلت پر زغم ، صورتت غرق خون است
      نگاه پراز مهرت این روزها
      غرق جنون است
      ولی آسمان را ببین
      ودر حجم آغوش مهرش گلِ امید را دانه دانه بچین
      ببین که دل آبی اش با تو همساز شد
      و در خلوتش با خدا
      صحبت از یک راز شد
      یقین دارم این بار
      که باران رحمت به راه و
      سرابت پر آب و
      غمت چون حُباب و
      سعادت برای رسیدن به این سرزمین در شتاب است.
      و
      پایان این قصّه ی تلخ و این روزگارِ عذاب است.
      وطن ، جان من!

      فروغ فرشیدفر
      زمستان ۱۴۰۱

      * تخصص وتبحری درسرودن شعرسپید و نیمایی ندارم وبیشتر حوزه فعالیتم خط خطی هایی در شعر کلاسیک هست . دوستان نابم اشکالات
      و کاستی هارو به بزرگواری خودشون ببخشند. نجوای دلی بود که بر صفحه جاری شد.

      ☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴
      💐💐💐💐💐💐💐💐


      ارسال پاسخ
      سید محمد حسین شرافت مولا
      جمعه ۲ دی ۱۴۰۱ ۱۱:۳۲
      درود بر شما بزرگوار
      سیدیحیی حسینی
      سیدیحیی حسینی
      يکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱ ۰۳:۳۷
      سلام گرم
      استادوادیب فرزانه محمدحسین شرافت مولا
      درود برشما
      ازحضوروزین ونگاه گرمتان
      خرسندومحظوظم
      ارجمندم


      🙏🏼🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌹🌹🌹🌹🌹🌹💐🌹💐💐💐💐💐💐🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۴۷
      دوردبرشما زیبابود استاد عزیز جناب حسینی عزیز
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      سیدیحیی حسینی
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۰۹
      باسپاس


      🍁🍁🍁🍁🍁🍁
      🪴🪴🪴🪴🪴
      🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0