سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
وجه الله
ارسال شده توسط

سعید صادقی (بینا)

در تاریخ : پنجشنبه ۹ تير ۱۴۰۱ ۰۸:۱۸
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۷۳ | نظرات : ۲

بسم الله الرحمن الرحیم 
اللهم انی اسئلک فهم النبیین
 
از زبان مشیت تا زبان قلب تنزلی صورت میگیرد. از زبان قلب تا زبان مثالی تنزلی دیگر. همچنین از زبان مثالی انسان تا زبان بشری او. در معکوس این مراتب زمان خارج می شود و زبان با معنای حقیقی انسان یکسان می شود. در حقیقت عارف راه به زبان مشیت انسانها دارد که در آن زبان او همان حقیقت اوست. 
 
در این معناست که می خوانیم گاهی معصوم آینده کودکی را در کنار اصحاب بازگو می کند. در مرتبه ای بالاتر آینده ی جامعه ای را. 
 
در حقیقت امر، معصومین راه به مشیت انسانها دارند و برایشان گذشته حال و آینده فرقی نمی کند. کمال برای معصوم معنا ندارد. و در این معناست که مولا علی علیه السلام در حدیثی گهر بار فرمود: لو کشف الغطا مزدت یقینا. یعنی اگر همه ی پرده ها کنار برود به یقینم اضافه نمیشود.
 
امام وجه الله است.
خود خورشید عشق است.
 
والسلام علیکم 
۳۰ مرداد ۱۳۹۸

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۲۲۳۷ در تاریخ پنجشنبه ۹ تير ۱۴۰۱ ۰۸:۱۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
پنجشنبه ۹ تير ۱۴۰۱ ۱۶:۰۷
درود بر شما خندانک
هر چند زیاد درک نشد خندانک اما تا حدودی متوجه شدیم که چه شد خندانک

در پناه حق خندانک
سعید صادقی (بینا)
سعید صادقی (بینا)
جمعه ۱۰ تير ۱۴۰۱ ۲۱:۲۲
درود بر شما بانو خندانک خندانک
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
محمد حسنی

هر سوی پریدن است شعر که هدهد به سهراب وارد شد و از باران سپهری در جنگل بزرگ شعر او پرید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0