سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        نماز
        ارسال شده توسط

        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        در تاریخ : جمعه ۱۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۲۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۲۶ | نظرات : ۰

        يُقال أن قيس بن الملوح
        رأى كلب ليلى فأسرع خلفه
        حتى يدله على مكان محبوبته
        فمرَّ في طريقه على قوم يصلَّون
        و لما رجع مرّ بهم
        ‏فسألوه : لماذا عندما مررت بنا
        ونحنُ نصلَّي لم تصلِّ معنا؟
        ‏قال : والله ما رأيتكم
        و والله لو كنتم تُحبّون اللهَ..
        كما أحب ليلى لما رأيتموني
        أنتم كنتم بين يدي الله و رأيتموني
        و أنا كنت بين يدي كلبها و لم أركم
         
        ترجمه ی فارسی :
        چنین روایت می شود که روزی قیس بن ملوح(قیس بنی عامر = مجنون)، سگِ کوی لیلی را دید و به دنبالِ او شتافت تا بلکه اورا به مکان معشوقش راهنمایی کند. به طور اتفاقی بر سرِ راهَش به عدّه ای که در حالِ  نمازخواندن بودند ؛ گذرکرد و وقتی برگشت باز هم به آنان رسید. نمازخوان ها به مجنون گفتند : تو چراوقتی از نزدِ ما گذشتی؛ به ما برخوردی  و حال آنکه ما در حالِ نماز بودیم !  
        قیس پاسخ گفت: به خدا سوگند که من شما را ندیدم و به خداقسم اگر شما حقیقتاً خدا را دوست می داشتید - همان اندازه ای که  لیلی را من دوست می دارم -  شما هم از روءیتِ آن کس که دوستش دارید ؛ هرگز متوجّهِ من نمی شدید و من را هرگز  نمی دیدید.
        شما بااینکه در محضرِ خدا بودید مرا هم دیدید ! در حالی که من در حضورِ سگِ کوی لیلی بودم و از شوق ،  شما را هیچ ندیدم.

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۱۹۶۰ در تاریخ جمعه ۱۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۲۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1