سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        شور و شعور
        ارسال شده توسط

        علی احمدی (حادثه)

        در تاریخ : شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰ ۰۴:۳۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۷۳ | نظرات : ۴


             قسمتی از مقاله از آدمیّت تا انسانیّت به قلم بابک حادثه
        ************************
        بررسی جدول تناسبی شور و شعور
        شور کافی _ شعور = تعصّب
        شور کم  _ شعور =  تحجّر
        شور زیادی _ شعور = توحّش
        شعور کافی _ شور = تغیّر
        شعور کم _ شور = تزلزل
        شعور زیادی _ شور = تکبّر
        شور کافی + شعور کافی یا بالعکس = تمدّن
        و وجود بدون شور و شعور = تعفّن ( اموات)
        شور   و   شعور 

        1 :
        وقتی هیجان و بروز احساسات شخص به قدر کفایت باشد
        ولی بدون آگاهی و باری به هر جهت نتیجه آن
        جانب داری و خشک اندیشی است

        2 :
        وقتی هیجان و بروز احساسات شخص به قدر کفایت نباشد
        و بدون آگاهی و باری به هر جهت نتیجه آن
        جمود و تاریک اندیشی است چرا که نه شعوری به ماجرا دارد
        و نه حسّ و هیجانش آنقدر قوی است که آرامش یابد

        3 :
        و وقتی هیجان و بروز احساسات شخص زیاد باشد ( طغیان کند )
        بدون آگاهی و باری به هر جهت نتیجه  آن
        وحشی گری و ددمنشی می گردد چون هیجان و احساسات فاقد
        شعور و درایت که از کنترل شخص خارج گردد او را وادار به
        رفتار های غیر خردمندی خواهد کرد

        **********************************

        4 :
        اگردرهرامری شخص آگاهی و دانش کافی داشته باشد
        اما عاری از هرنوع احساسات ( خشک مزاجی ) نتیجه آن
        خشم توام با برافروختگی است

        5 :
        حالا اگر شخص در هر امری آگاهی و دانش کافی هم نداشته باشد
        وعاری از هر نوع احساسات ( خشک مزاجی) نیز باشد
        نتیجه آن دم دمی مزاج بودن و بی ثباتی در رای است

        6 :
        در واقع شعور چیزی نیست که زیاده باشد یا نیست یا کم است
        زیادی آن زمانی است که شخص دانش و آگاهی کافی در امری داشته باشد
        و در این دانسته هایش وسواس به خرج داده و آن را بی اندازه جدی بگیرد
        دچار شعور زیادی می گردد که خود کمبود و نقصی می باشد
        حالا با این وضع اگر فاقد شور و هیجان و عاری از احساسات باشد
        دچار کبر و نخوت و حتی خود پرستی می گردد

        7 :
        در نهایت اگر میزان شور و شعور در ما به قدر کفایت باشد
        ما به فرهنگ سازان جامعه بدل خواهیم گشت
        و اگر احیانا به تنها مدل ذکر نشده یعنی بی شوری و بی شعوری می اندیشید
        باید بگویم که این مدل فقط در آرامستان های اطراف شهر یافت می گردد

        ***********************************
        تالیف : بابک حادثه

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۱۸۱۵ در تاریخ شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰ ۰۴:۳۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        مهدي حسنلو
        شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰ ۱۰:۴۸
        سلام
        خندانک خندانک
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        يکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۴۶
        هزاران درود بیکران سرور ارجمند بنده نوازی فرمودین مهرتان افزون باد

        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حنانه الادا
        يکشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۰ ۲۰:۵۳
        بسیار زیبا بود
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        جمعه ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ ۰۴:۰۹
        عرض ادب بیکران سرور ارجمند و پوزش به سبب تاخیر در پاسخگویی

        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1