سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 30 مهر 1400
    17 ربيع الأول 1443
    • ميلاد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله، 53 سال قبل از هجرت، روز اخلاق و مهرورزي - ميلاد حضرت امام جعفر صادق عليه‌السلام مؤسس مذهب جعفري، 83 هـ ق
    Friday 22 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      جمعه ۳۰ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      مستند مین آخر
      ارسال شده توسط

      امیر سجادی

      در تاریخ : ۱۰ روز پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۸ | نظرات : ۰

      اوایل سال 1375 بود؛ چند سالی از پایان جنگ میان ایران و عراق گذشته بود و کم کم آرامش به مناطق جنگی یا جنگزده بر می گشت. در مناطق غربی کشور هم تحرکات نیروهای داخلی و مخالف حکومت، بسیار کم شده بود. دولت می خواست در روستاها «طرح هادی» را پیاده کند. من در آن زمان در یک سازمان نیروهای مسلح مستقر در استان کردستان مشغول به خدمت بودم برای همین به من و یک نفر از همکارانم بنام گروهبانیکم گلمرادی، ماموریت داده شدتا اطراف یک پاسگاه انتظامی را از وجود مین، پاکسازی نماییم. چند روزی طول کشید تا این ماموریت پایان یافت؛ اما در لحظه ی آخر برای من اتفاق بسیار عجیبی افتاد که شنیدن آن خالی از لطف نیست.
      ابتدا باید به عرض برسانم که طبق قاعده، دو ردیف مین به فاصله نیم متر و به صورت زیگ زاگ در اطراف پاسگاه وجود داشت که همه ی آنها را به جز مین آخر، کشف و خنثی نمودیم. پاسگاه کنار جاده اصلی و مین آخر در نبش سمت راست آن قرار داشت، این قسمت هم به دلیل ناهمواری زمین، مقداری از سطح جاده بالاتر بود. من شخصاً و به خاط اطمینان بیشتر تلاش زیادی کردم تا مین آخر را بیابم و با توجه به اینکه احتمال می دادم، عوامل طبیعی مثل برف و باران باعث جابجایی مین شده باشند؛ به شعاع یک و نیم متر اطراف آنرا کنده کاری و جستجو کردم ولی مین پیدا نشد. دست آخر قانع شدم که در طول این مدت ممکن است با توجه به نزدیک بودن به جاده، مین خنثی و یا اینکه در اثر جابجایی و عبور و مرور دام، منفجر شده باشد. سرانجام،دستور پایان کار صادر شد. ابزار کارمان را جمع آوری کرده و در حالی که محل را ترک می کردیم، پس از اینکه دو متر از محل آخرین مین دور شده بودیم، ناخودآگاه و بدون منظور؛ کلنگی را که به دست داشتم به زمین کوبیدم، وقتی آنرا کشیدم؛ رنگ و روی من و همه ی کسانی که در آن محل بودند، مثل گچ سید شد. چون کلنگ از بغل و در قسمت خالی بین دو بال مین فرو رفته و همین امر مانع از برخورد سوزن به چاشنی شده بود و بطور غیر منتظره و معجزه آسا از زیر خاک بیرون آمد و شانس با من و دیگر دوستانم یار بود و خدا عمری دوباره به من عطا فرمود.
      امیر سجادی
      نوزده مهر هزار و چهارصد 

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۱۶۵۱ در تاریخ ۱۰ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
      ۴ شاعر این مطلب را خوانده اند

      امیر سجادی

      ،

      مریم محبوب

      ،

      محمد قنبرپور(مازیار)

      ،

      سینا سجودی

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0