سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

چهارشنبه ۲۰ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
لوطی و بازرگان(سه)
ارسال شده توسط

حسن نوروزنیا

در تاریخ : چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۰۳:۴۲
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۸۲ | نظرات : ۱

قصه لوطی و بازرگان(سه)


ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ
هر چه را تحریم کنند با بانگ چنگ
ای جفای تو ز دولت مرگ ما
و انتقام تو ز جان و برگ ما

حال من اینست حالت چون بود
فقر من دیدی سورت چون بود
این سبوییت که دارد جور تو
وز لطافت کس نیابد سور تو

نالم و شاید که او باور کند
وز کرم آن جور را کمتر کند
داد آزادی و احقاق بشر
آفریده جان مردم را به شر

من اگر یک خار در بستان شوم
همچو بلبل زین سبب نالان شوم
تا که این لوطی  بگشاید دهان
 آتش تحریم زدند بر گلستان

این نه آمریکا  نهنگ آتشیست
جمله ناخوشها ز تحریم خوشیست
عاشق پول است و خود زوراست او
عاشق خویشست و دائم ظلم ‌جو

 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۰۵۲۰ در تاریخ چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ ۰۳:۴۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
قربانعلی فتحی  (تختی)
جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۴۰
درود فراوان جناب نوروز نیا
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
شاهزاده خانوم

در آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن ااا اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن ااا حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن ااا از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن
بهروز چارقدچی (مجنون)

روم به شهر خود و شهریار خود باشم اااا با صفا باشید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0