سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 1 مهر 1399
    5 صفر 1442
      Tuesday 22 Sep 2020
        دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

        سه شنبه ۱ مهر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        به یاری خدا
        ارسال شده توسط

        علی برهانی(ودود)

        در تاریخ : ۱۰ روز پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۱ | نظرات : ۰

        حمید با موتور تازه تعمیرش امد در خونه ی ما ، طبق عادت دو تا بوق زد و من در حال بستن دکمه پیراهن ،پریدم بیرون . یهو دیدم پرچم محرمی که نصب کرده بودیم به دیوار خونمون ، یک طرفش ول شده و باد داره پرچم رو به غنیمت میبره ، رفتم سمت پرچم و از جاش کندمش . در خونه رو باز کردم که پرچم رو بزارم تو خونه ، یهو چشمم افتاد به دسته ی جارو . دسته ی جارو رو از قسمت جارو جدا کردم و دیدم عجب چوب بلندی شد . جون میداد برای بستن پرچم بهش . پرچم رو بستم به چوب و بردمش سمت حمید . حمید گفت میخاهیم بریم باغ ، اینو چرا اوردی ؟ بهش گفتم بپر اسپیکر شارژی ساخت ایرانت رو بیار تا یک دسته ی دو نفری تشکیل بدیم و تو کوچه ها صدای مداحی پخش کنیم و پرچم محرم رو سوار بر موتور به اهتزاز در بیاریم . حمید گفت اخه دو نفری؟ گفتم آره چه اشکالی داره . حمید گفت من تو روستا روم نمیشه ولی تو صحرا ها اشکال نداره . حمید رفت و اسپیکر پنج ملیون روپیه ای خودشو اورد و خاست گوشی مبایلشو با بلوتوث بهش وصل کنه که گفتم؛ اجازه بده من وصل بشم . حمید گفت ؛ لابد میخای دکلمه بزاری ؟ ولمون کن تو رو خدا با این صدات . من با بلوتوث به اسپیکر وصل شدم و رفتیم تو صحرا ها و پرچم و اسپیکر دست من بود و حمید راننده . من یدونه کار برای محرم نخونده بودم ، فقط نمیدونم چی شده بود که پارسال ، توفیق پیدا کرده بودم ، چند تا کار برای شهادت حضرت زهرا بخونم . یدونش رو انتخاب کردم و گذاشتم رو تکرار . شعرش از خانم محقق بود . چند دور زدم تو صحرا ها و صاحبان باغ ویلا ها رو به فیض رسوندیم . خدا رو شکر ویلا داران روستای ما امسال حرمت نگه داشتند و دهه ی اول محرم رو با جلسات شادی و پر انرژیشون بی حرمت نکردند . حمید جو گیر شد و خاست هر شب این کارو انجام بدیم ، ولی من با همون چند تا دوری که زدیم ، کلی خاطره ی خوب برام زنده شد . یاد نوزده سالگیم افتادم که سوار بر موتور تو هوای سرد ، میرفتیم پایگاه بسیج تا تو جلسات روضه شرکت کنیم . داداشم سرباز نیروی هوایی بود ، یه کلاه پلیسی داشت که خیلی من دوست داشتم بزارم سرم . یه بار که برا مرخصی امده بود خونه ، کلاهشو کش رفتم و تو پیراهنم قایم کردم و روش کاپشن پوشیدم و رفتم دنبال پسر عموم تا بریم پایگاه بسیج . میخاستم اونجا کلاه رو بزارم سرم ولی روم نشد حتی از زیر لباسم درش بیارم ، کلاه چروکیده و له شده بود ، وقتی برگشتم . یواشکی گذاشتمش روی لباس های سربازی داداشم و صبح صدای داداشم رفت هوا خخخ . یه خاطره ی دیگه هم با همون دور زدن با پرچم و اسپیکر با موتور برام زنده شد ، یاد اون روزایی افتادم که با همین حمید از روستا با موتور تو سرما میزدیم میرفتیم گلزار شهدای اصفهان و تا صبح کنار قبر شهدا تنها با یک زیر انداز میگرفتیم میخابیدیم . اونجا هر کسی با یک شهید رفیق بود ، منم با شهید زرین . تک تیرانداز برتر جهان اسلام و صیاد خمینی . گردان تک نفره ای که عکس گوش تیر خوردش در اینترنت با سرچ نام شهید زرین به راحتی پیدا میشه یک لر با غیرتی که اگه الان زنده بود ، تک تک اختلاص گرا رو با یه تیر خلاص میکرد . راستش اینهمه روضه خوندم تا بگم بعد از اتفاقی که برای مادربزرگم افتاد و من قسم خوردم دیگه کار میکس نکنم . با شنیدن اون دکلمه ی مذهبی که برای حضرت زهرا خانده بودم ، یک استثنا و تبصره به قسمی که خورده بودم اضافه کردم که تنها کارهای مذهبی با صدای خودم رو میکس کنم ، اخه همیشه یک عذاب وجدانی هرزچند گاهی به خاطر کار با موسیقی ، و حرام بودن موسیقی ، تو ذهنم بود که با این تبصره ، یک جورایی سره خودم کلاه گذاشتم . با توکل به خدا و دوستی با شهید زرین که صیاد خمینی بود و گردان تک نفره ، میخام صیادصدا های مذهبی باشم و تک و تنها پادکست های مذهبی بسازم، البته به یاری خدا

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۳۴۳ در تاریخ ۱۰ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0