سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        اشعار دفتر شعرِ رَدِ پای احساس شاعر بهرام معینی (داریان)

        بهرام معینی (داریان)

        غم ات رابا من در میان بگذار و شادی ومهربانیت را با کودکان کار
        ۳۲۲ بازدید     ۶۰ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        مادرم تو بخت وافبال منی پس بمان باقی تا ابد همراهمان
        ۳۰۷ بازدید     ۵۲ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        کودک درونم پا در تنهاییم می گذارد مرا رها نمی کند
        ۲۸۰ بازدید     ۴۳ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        بر خیز ‌راهت را در پیش گیر راهی ناشناخته وپر پیچ وخم ونا هموار
        ۲۶۳ بازدید     ۴۵ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        که می ریز.د با مهر وبا شوق وبا شادی بسیار با وزش ونسیم صبح گاهی وهمراه با نغمه مرغان ذوق زده ا
        ۲۷۱ بازدید     ۴۷ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        شاید مرا باز دارد از سرودن وفریاد زدن پیش از انکه باز بماند از جوش وخروش
        ۲۴۲ بازدید     ۱۵ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        جمعه ای نیست نگوییم از تو تو‌کجایی ؟ بگیری دستم !
        ۲۳۶ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        چشم ودل هم کور گردیده در غم فرو رفته جان وتنم !
        ۲۲۳ بازدید     ۴۵ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        خوشه های زرد وطلایی گندم چه نمایی دارد زیر تابش خورشید وانوار زرین وطلایی رنگش !
        ۲۶۷ بازدید     ۴۳ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        چه کس می پنداشت منجمد گشته این همه درد در دل این ادمک برفی بی احساس
        ۲۹۸ بازدید     ۴۲ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        سر نهم با غرور بروی دامانت چونکه پر کرده ای زمهر تن وجانم !
        ۳۵۵ بازدید     ۶۰ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        پس فرا بگیریم غریضی با هم بودن ومحبت وعشق و
        ۲۶۳ بازدید     ۳۱ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        تو ببین جزدل خویش ندارد این چنین همسفری همراه با خاطراتی می جوید اندوه تُرد وشکننده
        ۲۸۵ بازدید     ۳۳ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        من از بوسه های سرد در آغوشی بخواب رفته وبظاهر گرم که پاره می کند فکر وروحم را گریزانم
        ۲۹۶ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        دل داده ای در این دیار بگو شیدای کیستی
        ۳۱۷ بازدید     ۳۸ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        در سکوت دست در دست تنهاییم می گذارم هر دو با هم شال وکلاه می کنیم
        ۵۱۲ بازدید     ۳۷ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        می توان ساعت عمرِ خود را جور دیگر کوک کرد
        ۳۷۴ بازدید     ۳۳ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        بشکسته وصد پاره بشد این دل در بدر واواره کویت همراه من است
        ۲۴۴ بازدید     ۲۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        بیا با من به باغ ودشت بساط عیش وشادی را کنیم بر پا
        ۲۷۱ بازدید     ۴۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        بی تو ارام ولی در خلوت دل راز ونیازی دارم
        ۲۱۸ بازدید     ۲۱ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        بگو ای جان شیرینم تو با من که جز مهر وصفا از من چه دیدی
        ۲۶۲ بازدید     ۲۸ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        در مکتب ومرام وجود خویش چون شمع قطره قطره اب شده نابود گشته ام !
        ۲۹۴ بازدید     ۴۸ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        غم روزگاران نگیرم بدل دگر در حریمی که شادم هنوز
        ۲۹۱ بازدید     ۲۶ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        چرا ؟ این گونه ساکت و آرامی چرا. ؟ با ما نمی مانی چرا ؟
        ۲۴۱ بازدید     ۳۷ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        تا نباشد عشق لبخندی نشیند روی لب یا که قلبی پر نگردد از مهر وصفا
        ۲۹۳ بازدید     ۱۸ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        گربه ای هم از پنجره بالا پرید تا بحال من کمی زاری کند یا من تب کرده را یاری کند
        ۲۲۹ بازدید     ۲۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        گم گشته ایم در میان این همه مردم که بی خیال از خود اند و بی خبر از خوییشتن اند
        ۲۳۲ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        زمستانی که شاید سرد وپر برف است و بارانی پر از خیر وبرکت در فصل های آتی
        ۲۲۸ بازدید     ۲۷ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        از ترس جدایی از منِ خود بر خیز وبشناس درون خود را
        ۲۳۰ بازدید     ۳۷ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        گِردند حریفان در این جمع بوقت سحر در خلوص صبح
        ۲۵۰ بازدید     ۴۱ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        افتاب نهان شد وماه سر زده از گوشه دیگر
        ۲۸۰ بازدید     ۴۹ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        به ستون فقراتم وروشنایی ونور چشمانم ودم وباز دم نفسهایم وتو وتنهاییم بیاندیشم !
        ۳۰۷ بازدید     ۳۵ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        نریزد شرابی به پیمانه ام زاندوه وحرمان در فراق رخت !
        ۳۴۲ بازدید     ۳۷ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        از همان روزهای دور در لوح خاطره ام نقش بسته
        ۱۹۸ بازدید     ۱۹ نظر

        ادامه شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        5