سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران

شنبه ۲۵ مرداد

صفحه رسمی شاعر نسرین علی وردی زاده


نسرین علی وردی زاده

نسرین علی وردی زاده



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۷۹

برج تولد:

برج قوس

جنسیت

:
زن

تاریخ عضویت

:
شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
ارومیه

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۱۳۸
تا کنون 22 کاربر 50 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱

نگاه

۲

رنگ صدا


اشعار ارسال شده


نِئجه سَنسیزلیق ایچینده یانمیشام، آغلامیشام ...
ثبت شده با شماره ۸۸۷۰۰ در تاریخ ۹ روز پیش    نظرات: ۱۲
تفسیر شعری از نسرین علی وردی زاده از دفتر نگاه نوع شعر غزل

صدایم رو به تفسیر است، غرورم بندِ این تقدیر ...
ثبت شده با شماره ۸۶۹۲۹ در تاریخ سه شنبه ۳ تير ۱۳۹۹ ۱۳:۲۱    نظرات: ۱۴

از من شِنو ای هم وطنم لطف بفرما ...
ثبت شده با شماره ۸۶۸۰۸ در تاریخ شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ ۱۲:۲۱    نظرات: ۱۲
وای از دل شعری از نسرین علی وردی زاده از دفتر نگاه نوع شعر سپید

اشک ها راه خود یافتند ...
ثبت شده با شماره ۸۶۶۱۱ در تاریخ دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۵۴    نظرات: ۲۴
غربت شعری از نسرین علی وردی زاده از دفتر رنگ صدا نوع شعر غزل

از غربت این منظره هر قدر که گویم ...
این شعر را ۱۴ شاعر ۵۴ بار خوانده اند.
نسرین علی وردی زاده ، فریبا غضنفری (آرام) ، محمد حسین اخباری ، عباسعلی استکی(چشمه) ، علی غلامی ، محمد باقر انصاری دزفولی ، محمد امیری و ۶شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۸۶۵۲۹ در تاریخ شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۴۲    نظرات: ۱۶

مجموع ۱۱ پست فعال در ۳ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر نسرین علی وردی زاده


   قسمت آخر:
   فهمیدم که بحث با نیما بی‌فایده است. خودم را به نیکی رساندم، دستش را گرفتم و گفتم:
   _ تو همین جا می‌مونی.
   نیما هم خ
۴ روز پیش    نظرات: ۲

قسمت دوم:
   خم شدم و از روی نرده‌ها نگاهی به پایین انداختم. کفش‌های قهوه‌ای مادام را می‌دیدم و جوراب‌های کرمی‌اش را! یک بار نشد، جوراب رنگ پا نپوشد. پاهای
۶ روز پیش    نظرات: ۴

قسمت اول:
زمان داشت می‌گذشت و من زل زده بودم به تست شمارهٔ سیزده شیمی. مغزم نمی‌کشید و سعی داشتم به زور ذهنم را متمرکز کنم. فکرم به هر جایی بود، جز به درس. تست را دوباره و سه‌باره
۸ روز پیش    نظرات: ۲

دیده‌اید گاهی یک سِری چیزها خیلی عادی‌اند؟ ولی وای از روزی  که پُر باشید. همین چیزهای عادی می‌شوند جرقهٔ یک انفجار بزرگ! و تو منفجر می‌شوی. می‌سوزی در آن انفجار و خاکسترت
۲ هفته پیش    نظرات: ۷

  امشب می خواهم کمی از روزمرگی های تکراری ام دور شوم. شده برای چند لحظه! شده با نوشتن های بی سر و ته ام! می خواهم خودم به خودم ثابت کنم که دنیا، رنگ دیگری نیز می تواند داشته باشد.
 &nbs
حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۶
مجموع ۱۴ پست فعال در ۳ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0