سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 4 تير 1400
    16 ذو القعدة 1442
      Friday 25 Jun 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        جمعه ۴ تير

        ایمان مستودع

        شعری از

        ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )

        از دفتر کبوتر نامه (مجموعه قالب های مثنوی) نوع شعر غزل مثنوی

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۰۳ شماره ثبت ۹۸۰۷۹
          بازدید : ۵۷   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        آه ببین دور و برم نیستم
        آه بگو جان تو من کیستم
        در نفس حادثه ی انجماد
        گمشده ی وهم و خیالیستم
        محو در این قبله ی پر رمز و راز
        مات بر این کعبه ی خالیستم
        ترد و سبک چون پر پروانه ام
        زنجره ام شاپرکم چیستم
        پیش تو ای حضرت استاد عشق
        رتبه ی برتر شوم عالیستم
        طفل دبستانم و در مشق عشق
        بیست تر از بیست تر از بیستم

        حاج که نه پس تو بگو چیستم
        بنده ی چوب و گچ و بت نیستم
        مات منم لحظه ی میقات نور
        مست تمنای تو از دور دور
        لحظه ی قربان که به جای هوس
        می بُرم از پیکر حیوان نفس
        شور توئی در نفس سوخته
        مشعر ادراک بر افروخته
        روزه نگو تشنه ی دلدار من
        مست لب سفره ی افطار من
        وقت سحرگاه که حاجات من
        خیمه زده پای مناجات من
        مضحکه ی شعبده بازت منم
        گمشده پیدای نمازت منم
        قبله توئی آیه ی جاوید تو
        آن که بر این شب زده  تابید تو
        هوش توئی واله و مدهوش من
        مست خرابات و غزل نوش من
        شعر توئی من شب و خاموشیم
        من غزلستان فراموشیم
        ماه توئی عابر درگاه من
        گمشده ی راه شبانگاه من
        راه تو افسانه ی افسونگری است
        شیوه ی تو معرکه ی دلبری است
        یاد تو آرامش اعماق ها
        نیلی تو سلطنت طاق ها
        درک وجودت نفس روح ها
        معدن زر در قفس کوه ها
        هر چه که گفتند و نوشتیم ما
        نیست سزاوار تو ای آشنا
        هر که در این میکده خاموش تر
        تنگ وجودش پر و پر جوش تر
        یار که جویم ز تو محبوب تر
        پس تو بمان ای ز همه خوب تر

        خسته ام از صوفی نا صاف عشق
        تشنه ام ای جرعه ی شفاف عشق
        نیست هر آنکس که زند لاف عشق
        لایق ابریشم زرباف عشق
        وای که در محضر مهر وجود
        می گذریم از کف انصاف عشق
        مرغ گذر کرد و نکردیم ما
        از خم و پیچ و گذر قاف عشق
        عرصه ی سیمرغ کجا ما کجا
        ما که نشستیم در اوصاف عشق
        دست دعا در حرم آسمان
        بر کرم حضرت الطاف عشق
        خالص دل بخش که بی حاصلیم
        در وسط انجمن لاف عشق
        ۹
        اشتراک گذاری این شعر

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0