سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 دی 1399
    6 جمادى الثانية 1442
      Tuesday 19 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        تا زماني كه به قدرت نرسيده اي فرمانبردار باش و چون به آن رسيدي، فروتن. آناتول فرانس

        سه شنبه ۳۰ دی

        با خودت تکرار کن مال منی...

        شعری از

        بهروز بابارحمتی سکوت شب

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۴۰۳۰
          بازدید : ۵۰   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بهروز بابارحمتی سکوت شب

        بی هوا یک روز من می دزدمت...
        تا بفهمـــی که فقط مال مــــنی...
        قهوه را ســر میکشم، می‌بینمت...
        در تـــــه فنجان مــــن فال مـنی...
        دســـــت دور گردنم انداخـــتی...
        سوز می آید و تو شال مــــــنی...
        خستــه ام از روزهای بـی هدف...
        لااقل خـــوب است اقبال مــنی...
        ســر بزیر و ساده و سنگ صـبور...
        هفت سیــــن سفره ی سال مــنی...
        تــــو دلیل محــــکم و با منـــطق...
        روبراهــــی های احـــــوال مــــنی.‌..
        تا ابــــد می خواهمت، می دزدمت...
        با خــــودت تکرار کــن مال منـــی...
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        خاطره انگیز
        یادش بخیر
        آن روز هایی که خانواده معشوق نه میگفتند
        و عاشق همسر آینده اش را دزدیده نزد اقوام نزدیکش می برد خندانک
        بهروز بابارحمتی سکوت شب
        یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت معجز عیسویت در لب شکرخا بود یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت وین دل سوخته پروانه ناپروا بود یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب آن که او خنده مستانه زدی صهبا بود یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی در میان من و لعل تو حکایت‌ها بود یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود یاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راست نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود "حافظ شیرازی" B҉E҉H҉R҉O҉U҉Z҉ هزاران درووود بر شما عزیزِ دل... واژه هایم بوسه میزند حضورتان را...
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۲ هفته پیش
        با سلام وارادت
        بزرگوار
        غزلی نا ب بامعنا عاشقانه و عارفانه خواندم
        هزاران درودتان باد
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهروز بابارحمتی سکوت شب
        B҉E҉H҉R҉O҉U҉Z҉ هزاران درووود بر شما عزیزِ دل... واژه هایم بوسه میزند حضورتان را... بی شک مهربانید بزرگمهر... 🙏🙏🙏
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0