سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 دی 1399
    6 جمادى الثانية 1442
      Tuesday 19 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        سه شنبه ۳۰ دی

        فراموشی

        شعری از

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        از دفتر در سوک باران نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۵۹ شماره ثبت ۹۳۰۶۳
          بازدید : ۷۲   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر موسی ظهوری آرام(آرام)
        آخرین اشعار ناب موسی ظهوری آرام(آرام)

        وقتی 
        تداوم زندگی
        از نفسی می آید
        که چون برآید
        یک نفس به مرگ
        نزدیکترم می کند
        چه لذتی دارد
        بی خبری
        چه آرامشی
        فراموشی
         
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۱۷
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و آموزنده بود خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        سه شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۹ ۲۲:۳۹
        درود برشما
        جناب ظهوری عزیز
        ---------------------- خندانک خندانک خندانک
        -------------
        روزها فکر من این است و همه شب سخنم
        که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

        مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا
        یا چه بودست مراد وی از این ساختنم

        از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود
        به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
        -----------------------------------------مولوی
        ترکیب پیاله ای که در هم پیوست
        بشکستن آن روا نمی دارد مست

        چندین قد سرو نازنین و سر و دست
        از بهر چه ساخت وز برای چه شکست ؟

        جامی است که عقل آفرین می زندش
        صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش

        این کوزه گرد هر چنین جام لطیف
        می سازد و باز بر زمین می زندش

        دارنده که ترکیب طبایع آراست
        از بهر چه افکند و را در کم و کاست ؟

        گر نیک آمد ، شکستن از بهر چه بود ؟
        ور نیک نیامد این صور ، عیب که راست ؟

        گر آمدنم به خود بدی نامدمی
        ور نیز شدن به من بدی کی شدمی

        به زآن نبدی که اندرین دیر خراب
        نه آمدمی نه شدمی نه بدمی

        چون حاصل آدمی در این شورستان
        جز خوردن غصه نیست تا کندن جان

        خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
        و آسوده کسی که خود نیامد به جهان

        بر شاخ امید اگر بری یافتمی
        هم رشته خویش را سری یافتمی

        تا چند به تنگنای زندان وجود
        ای کاش سوی عدم رهی یافتمی
        -------------------------------------خیام
        از جمادی مردم و نامی شدم
        وز نما مردم به حیوان سر زدم

        مردم از حیوانی و آدم شدم
        پس چه ترسم کی زمردن کم شدم ؟

        حمله دیگر بمیرم از بشر
        تا بر آرم از ملائک بال و پر

        وز ملک هم بایدم جستن ز جو
        کل شی ء هالک الا وجهه
        -------------------------------- مولوی
        بهروز عسکرزاده
        چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۹ ۰۰:۰۵
        آدمی سپری است
        و از آغاز زایش به سوی مرگ می‌دود
        اگرچه می‌بالد!

        سلام
        باشید و بیافرینید.
        خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۹ ۱۰:۱۵
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
        استادعزیز
        گرشراب ناب خواهم
        ساغرم را پر نکن
        با شراب شعرتو
        پیمانه می‎خواهم چه کار
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0