سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 10 اسفند 1399
    17 رجب 1442
      Sunday 28 Feb 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        يکشنبه ۱۰ اسفند

        قاب عکس

        شعری از

        آذر مهتدی

        از دفتر فریاد نوع شعر شعرناب

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹ ۰۱:۵۱ شماره ثبت ۹۲۱۲۴
          بازدید : ۱۴۸   |    نظرات : ۲۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

         عکس بابا روی دیوار اتاق
         من صدا بودم نمی دادم جواب
        هرچه قیل و قال می کردم ولی
        ساکت و ثابت نگاهش بی عتاب
        چند سال است رفته ای از پیش ما؟
        خوب و خوش آیا شد؟احوال شما
        دیگر آزارت نخواهیم داد ما
        بازگرد این خانه شد زندان ما
        آه بابا قدر آن دیدارها
        آن دو دست باز و آغوش  سخا
        سایه ات از سر چرا برداشتی
        ای عجب ازما تو رنجی داشتی
        ای پدر داد از دل تنهای مان
        خاک شد این خاطرات کهنه مان
        خانه سوت و کور و بی هم قصه شد
        کاش بودی زندگی پر  غصه شد
        با لب پر خنده ات جان می گرفت
        جان ما از غصه تاوان می گرفت
        آمدیم اما چه سود "جان"رفته بود
        از تنت روح و روان سان رفته بود
        اشک من دیگر نشد پنهان شود
        غربتم دور از نگاه آسان شود
        طرح لبخندم شکست بر روی زرد
        چهره پرچین و چروک از عمق درد
        بی پدر بودن غمی آسان نبود
        غصه ی دختر برای نان نبود
        چهره ی مردانه ات شد در نقاب
        چشم این دیوانه کم شد غرق آب
        کاش بودی دست سردت گرم بود
        سینه ات سرشار مهر؛ دلگرم بود
        خانه ی ما انقدر  ساکت نبود
        چهره ی مادر چنین صامت نبود
        بغض و اندوهش غبار اندود شد
        خانه ی قلبش زغم پر دود شد
        قلب مادر قاب عکست جا گرفت.
        باز لبخندت به رویم پا گرفت
        آخرین حرفی که داری در دلت
        گوش من باشد به فرمان دلت
        هر چه می خواهی بگو آرام دل
        می شوم همچون کنیزی ساده دل
        کاش چند خطی برایم می نوشت
        آن قلم با خط زیبای سرشک
        صد کتاب و دفترت خواندم ولی
        چه نوشتی جز حساب سرنوشت
        کاش یادی از چنین شبهای سرد
        روزهای تیره ی توفان درد
        خاطراتی که شوم  آرام من
        تا شوی هم چون اساطیر کهن
        قهرمان زندگی ام بوده ای
        تکیه گاه بچگی ام بوده ای
        پای کوچک، تو توانم بوده ای
        در بغل آرام جانم بوده ای
        خسته بودی بار من بر دوش تو
        خفت و خواری من سردوش تو
        پوشش هر اشتباهم بوده ای
        هر کجا رفتم گناهم دوش تو
        تکیه گاه خستگی هایم شدی
        رفتی و  راحت از این رنیا شدی
        حرف هایت ماند در گنجینه ات
        ساکتم دیگر بزن حرفی پدر
        بر لبت آمد ولی خاموش خفت
        .دیر شد دیگر تو خوابیدی پدر
        17آبان99
        آذر.م
         
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹ ۲۱:۴۴
        درود بانو
        امید که رب جلیل مرحوم ابوی حضرتعالی و پدر من عاصی را ببخشد و بیامرزد و قرین رحمت خویش سازد خندانک
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۲۸
        درود بر شما
        سپاس از طلب آمرزش برای پدرم ان شااله پدر شما هم خدا رحمت کنه و به نظر من تمام پدرانی که به نوعی به خانواده خدمت می کنند مجاهدند و حقشان بهشت برین است.
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۶:۴۲
        به به افرين خواهر جان
        دستمريزاد لذت بردم خندانک
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۷:۴۱
        درود بر شما برادر گرامی
        باعث افتخاره
        لطفتان مستدام
        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹ ۲۰:۱۵
        درود مهربانوی عزیزم
        روحشون شاد...
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۳۰
        درود بر شما مهربانوی خوش قلب و نازنین
        ممنون .خدا رفتگان شما را هم رحمت کند.
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹ ۲۲:۳۹
        جالب و زیبا بود .خسته نباشید.
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۳۱
        درود بر شما
        سپاس از نظر لطفتان
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۵:۴۴
        درودها مهربان و مهتدی عزیز و گرامی
        خیرمقدم میگم‌ نازنینم به جمع ناب خوش امدید
        روح پدر گرامیتان قرین رحمت الهی
        سپاس از شعر احساسی وزیباتون
        برقرار باشید خندانک خندانک
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۲:۱۵
        درودها بر شما مهربانو
        سپاسگزارم از محبتتان و خوشحالم که به این جمعزصمیمی پیوستم . مهرتان مستدام
        ارسال پاسخ
        آرمان پرناک
        جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۰۹
        درود بر بانو مهتدی گرامی
        سروده ای نسبتا طولانی والبته بسیار زیبا که مشخص است برای آن کم نگذاشتید و سفارشی دل بوده. انشالله خداوند روح ایشان را مورد رحمت واسعه خودش قرار بدهد. برای شما آرزوی سلامتی و شادکامی دارم
        بمانید و بسرایید به مهر خندانک خندانک خندانک
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹ ۰۲:۳۹
        شاعر گرانقدر درود وسپاس بیکران ممنون از اینکه همراه بودید و یار و تشکر و قدر دانی از دعای زیبایتان
        همیشه نامتان بلند و آثارتان مانا
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ ۰۲:۱۰
        درودها بر شما مهربانوی نازنین🧡
        روح همه عزیزان رفته شاد و قرین رحمت الهی🌹
        چقدر ناب سروده اید دلم تنگ باباییم شد و با شعر شما باریدم😔
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹ ۰۲:۴۳
        درود بر شما عزیز دل
        روح پدر تان شاد و قرین رحمت
        ممنون از دعای خیرتان
        قصد بارش ابر چشمانتان را نداشتم اما چشمی که برای عزیزی ببارد دل را جلا می دهد دلتان آرام . روحشان شاد
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹ ۰۲:۵۱
        راستی چقدر زود پدر عزیزتان را از دست دادید خدا به شما صبر جمیل عطاکند .
        می دانید فرزند ارشدم هم سن شما نازنین است. دلتان سرشار از عشق و امید و دعای پدر پشیبانتان
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ ۱۹:۵۶
        درود بانو ی گرامی مهتدی بزرگوار
        روح همه عزیزان شاد ودرقرین رحمت الهی
        بسیار خوب سرودید
        موفق باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹ ۰۲:۴۵
        درود جناب فتحی گرانقدر
        سپاس از تشویقتان و دعای خیرتان
        منت بر من گذاشته و خواندید. مرسی از نظر و نگاهتان
        ارسال پاسخ
        سیدحسن خزایی
        شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹ ۰۷:۵۶
        سلام و درود خداوند: روح پدر گرامی شما وهمه رفتگان را قرین رحمت بی کرانش نماید آمیین.
        سروده ای زیبا ودلی لذت بردم.
        با اجازه از این برادر کوچکتر ذکر دو نکته اینکه
        شعر وقتی طولانی میشه حوصله بر میشه و یکی از ابیات قافیه نداره و یه نکته منفی توی شعرتونه.
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ ۰۳:۳۳
        درود بر شما
        تشکر از توجهتان
        اشعارم همه یا اکثر که ارسال میشه همان موقع سروده ام فرصت تصحیح و ویرایش نداشتم اما چشم حتما به دو نکته ای که فرمودید توجه می کنم
        ارسال پاسخ
        جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۹ ۰۱:۴۰
        درود نازنینم
        دلت بی غم عزیز دلم
        روحشان شاد . خندانک
        آذر مهتدی
        آذر مهتدی
        چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹ ۰۲:۴۱
        درود بر شما نازنین بانو
        محبتتان همیشگی
        غم نبینید سپاس بیکران
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0