سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 17 اسفند 1399
    24 رجب 1442
      Sunday 7 Mar 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        يکشنبه ۱۷ اسفند

        سیمرغ

        شعری از

        حسن مصطفایی دهنوی

        از دفتر دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۳۹ شماره ثبت ۹۱۹۷۲
          بازدید : ۷۹   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسن مصطفایی دهنوی
        آخرین اشعار ناب حسن مصطفایی دهنوی

        « سيمرغ »
        يكي   اسم  سيمرغ  ، معيار    بود            
        كه  در  منطق  الطير1  عطار   بود
        كسي  جسم سيمرغ  اصلاً    نديد            
        كز   آن  مرد   دانا  به  گفتار   بود
        همان  منطق  الطير  را  او   نوشت           
        كه  راه   هدايت   بر  اغيار2   بود
        عقيده اش   بر  اين  بود  تا    آدمي            
        به   راه  خداونـد   هوشيـار     بود
        كز اين گفتگوهاي سيمرغ و مرغ            
        ره   آدمـي   رو   به    غفّار3   بود
        به علم  و به  دانش  نظر  داشت او            
        كه  بر علم  و دانش ، نگهدار  بود
        مَثَلهاي آن  بي جهت نيست،نيست           
        مَثَلهـا   به   معنـاي    بسيـار     بود
        همان  بُعد4  مرغان   و سيمرغ   را            
        مَثَل   زد ، زِ  ما  تا  به   ستّار   بود
        كه   مي ديد  آن  مردم ،  آن  زمان           
         به  علمت  هدايت ، به  انكار  بود
        همه  كارشان   بود  ،  عصيانگري            
        ره  جهلشان  ، جمله   رفتار    بود
        كه  هُدهد    به   سيمرغ    گفت :          
         براي   بشر  ،  ذوق    انهار5    بود
        از  آن   مردم   آن    زمان     الامان            
        جهان  قلزم6 جهل  و  پيكار   بود
        هر آنكس به هركس كه دستش رسيد            
        به  هـر    ناتوانـي ،  ستمكار    بود
        چو  عطار  ، آن  جهل  مردم  بديد          
        كه  بر  دور  مردم ، چو ديوار  بود
        همه  فكر مردم،  در  آن   روزگار            
        به  زور  و  زر  و پول و  دينار  بود
        در  آن روز  از   فكر   بي  معنـوي            
        ره  معنوي ، سخت  و دشوار  بود
        سخنهـاي    عطار    با      معنـوي            
        به  دانا  دلان  ، نـور  انـوار     بود
        تصـوّر   زِ   عطار    آمـد   به   جـا            
        كه  آن  نام  سيمرغ  ، معيـار  بود
        حسن  چون  تصور  زِ عطار خواند           
        كز  آن  هم  تصور ،به  اشعار  بود
        ٭٭٭
          1- يكي از آثارعطار نيشابوري  2- بيگانگان 3- خداوند   4- دوري   5- به نيكويي  رسيدن-رودها    6- فرومايه
        حسن مصطفایی دهنوی
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        سعید صادقی (بیدل)
        شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۵۱
        بسیار زیبا بود
        جناب مصطفایی
        درودها خندانک خندانک
        حسن  مصطفایی دهنوی
        حسن مصطفایی دهنوی
        دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۰۶
        هزاران درود
        نظر لطف شماست
        سربلند باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        يکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۳۶
        درودها بر شما جناب مصطفایی همچنین روح مرحوم پدرتان شاد باد. الحق اشعار خوب و باوقار از ایشان مانده است اگر بشود در اشعارشان نکاتی تصحیح شود و اشعار شسته رفته باشند در چاپ بعد که بهتر است مانند اینکه می فرماید «با معنوی بی معنوی» به جای بی معنی و با معنی، که اینها از نظر معنی دچار اشکال است مثلن بگویید«سخنهای عطار با مغز بود/به دریا دلان پر از انوار بود» .
        ملاحظه می کنید هم از نظر معنی هم از نظر روانی زبان این بیت به این راحتی به روز شد.
        و نور انوار خود حشو است نور علی نور با نور انوار فرق دارد همچنین «ز» به جای «از »که از نشانه های سبک خراسانی است حتی الامکان استفاده نشود که خیلی بهتر است؛ مگر اینکه وزن شعر راه بر شاعر ببندد.
        یا در جای دیگر «عقیده اش بر این بود...»
        که در اینجا عقیده اش از وزن بیرون است و اگر از خوانش بگوییم عقیدش باز غلط است ولی میشه به این طور تصحیح کرد« بر این معتقد بود تا آدمی»
        ملاحظه می کنید این هم درست شد و از اینگونه اشکالات وجود دارد .
        گرامی به نوبت خود از چناب عالی فرزند خلف آن مرحوم با معرفت قدردانی می کنم.امید است مرا عفو فرمایید
        خندانک
        حسن  مصطفایی دهنوی
        حسن مصطفایی دهنوی
        دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۱۰
        هزاران درود استاد حکیم
        نظر لطف شماست
        سربلند باشید
        چشم بازنگری و تصحیح می شود
        تشکر فراوان از راهنمایی شما
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        معصومه خدابنده
        يکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۴۱
        سلام و ارادت استاد گرامی
        درودهایم تقدیمتان
        لایک شدید
        🌹🌷🌹
        حسن  مصطفایی دهنوی
        حسن مصطفایی دهنوی
        دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۱۱
        هزاران درود بانو
        نظر لطف شماست
        سربلند باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۱۱
        درود استاد
        عالی خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        منطق الطیر عطار واقعا یه شاهکاره افسانه اییه
        حسن  مصطفایی دهنوی
        حسن مصطفایی دهنوی
        دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۰۶
        هزاران درود بانو
        نظر لطف شماست
        سربلند باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0