سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 1 مهر 1399
    5 صفر 1442
      Tuesday 22 Sep 2020
        دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

        سه شنبه ۱ مهر

        زنی که از باغ های سپیده دم می آمد و...

        شعری از

        برهنه در بارانِ دره ی کومایی

        از دفتر برهنه در بارانِ درّهٔ کومایی نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۵۲ شماره ثبت ۸۸۹۳۹
          بازدید : ۱۲۲   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر برهنه در بارانِ دره ی کومایی
        آخرین اشعار ناب برهنه در بارانِ دره ی کومایی

        به:زنان و دخترانِ سرزمینم 
         
         
        "زنی که از باغ هایِ صبح می آمد و سرِ دیوِ شبِ ستم در دستانش بود !"
         
         
         
        ستایش می کنم تو را.
        ستایش می کنم تو را.
        نه به خاطرِ سرخیِ دشنه ی لبانت،
        آن لبانی که اندوه را
        به دورترین قله ها تبعید می کند،
        آن لبانی که آتش را 
        در تاریک ترین زندان ها هم
        روشن و خنک نگه می دارد.
        دوستت دارم.
         
         
        ستایش می کنم تو را.
        نه برای تیرگیِ گیسوانِ نوازشگرت،
        آن گیسوانی که از نردبانِ آن من
        به جامِ ملکوت هبوط می کنم.
        دوستت دارم.
         
         
        شب در چشم ها می دوید،
        فریاد می کشید و عَربَده.
        شب در چشم ها سکوت می کاشت
        و آب را به تنگ ترین کوچه ها
        تبعید کرده بود.
        شب در چشم ها
        عُصاره ی سنگ را پاشیده بود.
        شب در اوجِ اِعتِلا بود.
         
         
        شب در رویاها پرواز می کرد
        و آسمان را به چالِش طلبیده
        "هَل من مَزید" می خواند.
        تو می توانستی در خوابِ چشمانت
        آرام گیری.
        می توانستی آوازِ سوگوارِ لبانت را اِغماض کنی،می توانستی
        -و این کارِ گله ی مردمان است-.
        می توانستی زَنگیِ شب را
        به گیسوانت هدیه دهی.
        سوگند می خورم می توانستی.
         
        اما تو،
        شب را نیاشامیدی
        با مردمکانِ طوفانت.
        تو شب را نیاشامیدی
        در اوجِ فرودت.
        تو آوازِ خاموش بودی.
        تو شب را
        به سِلولِ دیدگانت راه ندادی.
        ستایش می کنم طوفانِ خاموشِ لبانت را.
        ستایش می کنم به پاخیزیِ دشنه ی لبانت را.
        تو شب را به گیسوانت راه ندادی.
        ستایش می کنم تو را.
        دوستت دارم!
         
         
         
        (برهنه در بارانِ دره یِ کومایی)
         
        فخرالدین ساعدموچشی
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۱۴
        به شعر ناب خوش آمدید خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۴۶
        خندانک
        درودبرشما
        خوش آاامدید به جمع ما خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک





        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ستایش می کنم طوفانِ خاموشِ لبانت را.
        درودبرشما
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        این شعرتون واقعا بی نقصه
        احسنت خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
         برهنه در بارانِ دره ی کومایی
        سلامت را کردم من سرودی
        لبانت را کرده ام آرام رودی
        کنون من زنده ام ای یار جانی
        با درودی با درودی با درودی

        پیشکش به شما
        نخست سروده ی بالا را در پاسخ سلام دختر خالویم نوشتم.

        جسارت نباشد.
        ارسال پاسخ
        محمد حسین اخباری
        پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ ۰۷:۰۴
        بسیار زیباست
        موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۴۰
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
        دو صد آفرین بر سرودهای تو
        که من عاشقم بر شعرهای تو
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        دانیال شریفی ( دادار تکست )
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک با آرزوی بهترین ها برای شما خندانک خندانک

        لایک شد شعرتون👍🌹
         برهنه در بارانِ دره ی کومایی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر همگی.
        هنگام تان به سربلندی، شادی و پیروزی.
        سپاسگزارم
        اکبرامرایی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود قشنگ بود خندانک
        مهدیس رحمانی
        ۲ هفته پیش
        درودها استاد گرامیم خندانک
        رقص قلمتان مانا و قلب کلامتان تپنده باد خندانک خندانک خندانک
        باشید و بسرایید
        در پناه حق خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0