سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 12 خرداد 1399
    10 شوال 1441
      Monday 1 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        دوشنبه ۱۲ خرداد

        غزل خون

        شعری از

        پژمان صفری

        از دفتر کتاب غزل خون نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۸۴۷۲۶
          بازدید : ۳۲   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر پژمان صفری

         
        شکل ابری که مسیر گریه را گم می کند
        بغض گاهی با دو تا "چشمم" تفاهم می کند
        مثل این دیوانه های توی کوچه گاه گاه
        حین گریه آینه بر من تبسم می کند
        چون جوانی که به درد عاشقی افتاده است
        حال و اوضاع مرا چشمم تکلم می کند
        مانده ام با چشم حرافم چگونه سر کنم
        چشمهایی که مرا رسوای مردم می کند
        عشق دستم را گرفت و رفت آرامم ز دست
        سنگ گاهی برکه ای را پر تلاطم می کند
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        شورانگیز و زیبا بود خندانک خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        شعرزیبایی بود
        همیشه برقرارباشید
        شاعر گرامی
        خندانک خندانک خندانک
         صادقي(آپو)
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها شاعر ارجمند خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        زیبا و دلنشین خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک دستمریزاد و خدا قوت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        زینب بویری (خزان)
        حدود ۱ ماه پیش
        درودشاعرتوانا خندانک
        بسیارزیباقلم میزنید خندانک
        خیلی دلنشین بودلذت بردم ازاحساس نابتون خندانک
        مثل این دیوانه های توی کوچه گاه گاه
        حین گریه آینه بر من تبسم می کند خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        عشق دستم را گرفت و رفت آرامم ز دست
        سنگ گاهی برکه ای را پر تلاطم می کند خندانک خندانک
        پژمان صفری

        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0