« حكيم »
همان خداي توانا ،كه قادر است و حكيم1
نظام ملك سليمان ، بـبنددش به نگيم2
خداي فرد توانا ، كه رزق خلق دهـد
نظام خوردن آن را ،دهد به دست حكيم
بشركه هرچه بخواهد ،خورد به رغبت خود
طراز سود و زيانش ، بُوَد به دست حكيم
خدا كه خالق رزق است و خالق بشر است
رموز درد بشر را دهد به دست حكيم
نظام حكمت حق را ، به دقت اَر نگريم
بُوَد ز حكمت حق،دركلام و دست حكيم
نظام هر دو جهان را ، به جستجو درياب
نظام ملك فنا ، بر بقاء بـبست حكيم
بشر تو رمز مداواي خود نـمي داني
تو رمز مداواي درد ، بجو زِ دست حكيم
عجب زِ ديده ي عبرت، چه حكمتي ديدم
كه درد و درمان و بهبوديَش به دست حكيم
عجب تر آنكه دواي مرا ،زِ حكمت حق
نهاده حق ، به گياه زمين و دست حكيم
عجب طراوت و حُسني بُوَد به هر دو جهان
نظام هر دو جهان،بسته شد به دست حكيم
حسن تو حكمت حق را ،كجا توان جويي
يك نكته اش بُوَد ،جسته اي زِ دست حكيم
٭٭٭
1- نام خدا – پزشك - دانا 2- نگين حضرت سليمان(ع)
شعری زیبا به اشتراک گذاشتید
چه دایره ی لغات وسیعی داشتند استاد
روحشون قرین رحمت حق باشه