سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 15 آذر 1398
    10 ربيع الثاني 1441
    • وفات حضرت معصومه سلام الله عليها، 201 هـ ق
    Friday 6 Dec 2019
      مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

      جمعه ۱۵ آذر

      خدنگ

      شعری از

      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      از دفتر بی رمز و راز نوع شعر رباعی

      ارسال شده در تاریخ ۴ روز پیش شماره ثبت ۷۹۲۴۶
        بازدید : ۱۱۶   |    نظرات : ۱۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر طاهره حسین زاده (کوهواره)
      آخرین اشعار ناب طاهره حسین زاده (کوهواره)

       
      هرگز که نمیرم ز خنجر و تیغ و تفنگ
      روزی  بِکُشَد  هزاربارَم    " دلِ تنگ " ...
       
      افزونش کن    شَماتَتِ  اَعدا را  
      این قاتلِ آشنانما   "تیرِ خدنگ" ...
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      ۳ روز پیش
      سلام و درود دارم استاد عزیز شما زنده باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سلام عزیز استاد خندانک

      چقدر روز خوبی ست امروز
      الحمدلله خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      ۳ روز پیش
      خدنگ
      از لغت‌نامه ی استاد علی اکبردهخدا
      خدنگ . [ خ َ دَ ] (اِ) درختی است بسیار سخت که از چوب آن نیزه و تیر و زین اسب سازند و تیر خدنگ و زین خدنگ به این اعتبار گویند. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). درختی است که چوب آن نهایت محکم و صاف و راست باشد چون اکثر از چوب آن تیر می سازند. لهذا مجازاً اسم تیر شده . (غیاث اللغات ). نام درختی است که از چوب آن حنای زین و تیر سازند و بعضی گویند گز است و چون بیشتر از آن چوب تیر می سازند بمجاز بمعنی تیر شهرت گرفته خدنگان جمع و گاهی تیر خدنگ به اضافه استعمال کنند. بهر تقدیر «جگردوز» و «جگر اوباز» از صفات اوست و با لفظ «زدن » و «کشیدن » و «نشستن » مستعمل است . (آنندراج ). جنسی از تیر چوبین که همواره سخت باشد و جناق زین نیز از او سازند. (شرفنامه ٔ منیری ). نام درختی است محکم که از چوب آن تیر و جناق زین سازند و نوعی از درخت گز است و چوب آن براستی موصوف . (از انجمن آرای ناصری ). درختی است نیک سخت که از چوب آن تیر و نیزه سازند و معرب آن خَلَنج . (از منتهی الارب ). سَندَر قاین آغاجی . پوست درخت خدنگ را توز گویندو در آن می نوشته اند، چنانکه کتبی که درجی اصفهان پیدا شده بر توز نوشته بودند، مرحوم دهخدا رنگ آن را «تار و تیره » تشخیص داده اند و مؤید آن این قول است : و در این ناحیت مشک بسیار افتد [ یعنی در ناحیت خرخیز ] و مویهای بسیار و چوب خدنگ و چوب خنج و دسته ٔ کارد ختو. (حدود العالم چ سیدجلال تهرانی ).
      ازین هریکی پنبه بردی بسنگ
      یکی دو کدانی ز چوب خدنگ .
      فردوسی .


      وز دژم روی ابر پنداری
      کآسمان آسمانه ایست خدنگ
      فرخی .


      اختار و الها من المکاتب اصبرها علی الاحداث ...
      ...لحاء شجر الخدنگ و لحاؤه یسمی التوز.
      (ابومعشر از الندیم ).


      بجای دگر دید دو بیشه تنگ
      ازین سو طبرخون وز آن سو خدنگ .
      اسدی (گرشاسب نامه ).


      شه از بهر آن سرو شمشادرنگ
      چنان سوخت کز تاب آتش خدنگ .
      نظامی .


      درخزیده بجویباری تنگ
      زیر شمشاد و سرو و بید و خدنگ .
      نظامی .


      چوبی است که تیر از او سازند و درختی بزرگ است . (نزهت القلوب ).
      - تیر خدنگ ؛ تیر که از چوب درخت خدنگ سازند :
      کمان را بمالیدجنگی بچنگ
      بزد بر کمر چار تیر خدنگ .
      فردوسی .


      کمانهای چاچی و تیر خدنگ
      سپرهای چینی و ژوبین جنگ .
      فردوسی .


      گرفته کمان کیانی بچنگ
      یکی تیر پولاد پیکان خدنگ .
      فردوسی .


      بوقت صلح دل من خلد بتیرمژه
      بوقت جنگ دل دشمنان بتیر خدنگ .
      فرخی .


      همی کشید بنام رسول سخت کمان
      همی گشاد بنام خدای تیر خدنگ .
      فرخی .


      ای مژه تیر و کمان ابر و تیرت بچه کار
      تیر مژگان تو دلدوزتر از تیر خدنگ .
      فرخی .


      قمری بمژه درون کشد شعری را
      هدهد بسر اندرون زند تیر خدنگ .
      منوچهری .


      سرا پرده و خیمه و ساز جنگ
      همان جوشن و تیرهای خدنگ .
      اسدی (گرشاسب نامه ).


      ور جهان پر شد از مگس ، منداز
      بر مگس خیره خیره تیر خدنگ .
      ناصرخسرو (دیوان ص 369).


      - زین خدنگ ؛ زینی که حَنّا یا جناق آن از چوب خدنگ ساخته شود :
      چنان برگرفتش ز زین خدنگ
      که گفتی یکی پشه دارد بچنگ .
      فردوسی .


      که اندرگشادم در کین و جنگ
      ورا برگرفتم ز زین خدنگ .
      فردوسی .


      چنان برگرفتم ز زین خدنگ
      که گفتی ندارم به یک پشه سنگ .
      فردوسی .


      بر اسبان نهادند زین خدنگ
      همه جنگ را ساخته تیزچنگ .
      فردوسی .


      خدنگی رسته از زین خدنگش
      که شمشاد آب گشت از آب و رنگش .
      نظامی .


      || مطلق تیر. تیر که در کمان بندند و بیفکنند. تیر که از کمان جهانند، بمناسبت آنکه از چوب درخت خدنگ که نیک سخت است ساخته شود :
      خدنگش بیشه بر شیران قفص کرد
      کمندش دشت بر گوران خباکا.
      دقیقی .


      خدنگی گزین کرد پیکان چو آب
      نهاده بر او چار پرّ عقاب .
      فردوسی .


      خدنگی که پیکان او ده ستیر
      ز ترکش برآورد گرد دلیر.
      فردوسی .


      خدنگی که پیکانش بد بید برگ
      فرودوخت بر تارک ترک ترگ .
      فردوسی .


      به یک خدنگ دژآهنگ جنگ دادی تنگ
      تو بر پلنگ شخ و بر نهنگ دریابار.
      عنصری .


      گردد از زخم خدنگ او چو بردارد کمان
      گردد از نوک سنان او چو بگشاید کمین
      مهره چون زنبورخانه در سر مار شکنج
      زهره چون الماس ریزه در تن شیر عرین .
      عبدالواسع جبلی .


      از نشاط وصال چشم عدوت
      چون بپرد خدنگ تو ز کمان .
      عبدالواسع جبلی .


      پرنده خدنگ گشت بی جان
      هر روز بقصد جان دیگر.
      سوزنی .


      از بیم چرخ خویش برآیند بر هوا
      با کرکسان چرخ پر کرکس و خدنگ .
      سوزنی .


      چو گشادتیر غمزه ز خم کمان ابرو
      گذرد ز سنگ خارا سر ناوک خدنگش .
      خاقانی .


      دام ماهی شود ز زخم خدنگ
      گر بسد سکندر اندازد.
      خاقانی .


      دل ندارم ورنه بر صید آمدی
      هر خدنگی کز کمان افشاندمی .
      خاقانی .


      پر خدنگ تو هست شهیر روح القدس
      پرچم رخش تو هست ناصیه ٔ حور عین .
      خاقانی .


      عقابان خدنگت خون سرشته
      برات کرکسان بر پر نبشته .
      نظامی .


      خدنگی رسته از زین خدنگش
      که شمشاد آب گشت از آب و رنگش .
      نظامی .


      از میان دو شاخهای خدنگ
      جست مقراضه ٔ فراخ آهنگ .
      نظامی .


      چو در شصت اوفتادش زندگانی
      خدنگ افتادش از شست جوانی .
      نظامی .


      جمله ادراکات بر خرهای لنگ
      او سوار بادپایان چون خدنگ .
      مولوی .


      از ایرا کارگر نامد خدنگم
      که بر بازو کمان سام دارم .
      بوطاهر.


      جوان دیدم از گردش چرخ پیر
      خدنگش کمان ارغوانش زریر.
      سعدی (بوستان ).


      خدنگهای شهاب اندران شب شبه گون
      روان چو نور خرد در روان اهریمن .
      (لغت نامه ٔ اوبهی ).


      بود ز دود مژه شعله ٔ نگه را بال
      خدنگ ناز تو تا پر بدل نشست مرا.
      ؟ (از آنندراج ).


      بر کمان می کشد آن غمزه خدنگی که مپرس
      ای خوشا سینه ٔ وحشی که نشان است امروز.
      ملا وحشی (از آنندراج ).




      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سلام خوشحالم و شاکر حق برای حضور امروز و دیدار مدیر عزیزسایت بین المللی شعرناب استاد سید احمدی زاده عزیز


      (( دلتنگی تنها عابری ست
      که از کوچه ی من می گذرد ..... شعر از استاد سید فکری احمدی زاده ))




      یقیناً دردناک ترین بخش شاهنامه ی فردوسی در ماجرای بسیاربسیار تامل مدارِ دستان و استفاده از خدنگ است ..... هیچ نمی گویم ازین قصه و هنر فردوسی تا انگیزه ی جستجو و خواندن این بخش کتاب شاهنامه باشد برای اعضای سایت شعرناب .گرچه میدانم اکثریت قبل ازمن خوانده اند و حس کرده اند با دل و جان و تاریشه و استخوان این ژرفای آه را ... خندانک
      علی نوری
      ۳ روز پیش
      زیبا بود خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      متشکرم
      نظر لطف شماست
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۳ روز پیش
      با سلام وارادت
      لذت وبهره بردم
      درود..درود..
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      درود واحترام
      به لطف خواندید سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سلام الهه بانو خندانک

      سپاس گزارم از لطف بیکران و مهر گل افشانی خندانک خندانک
      سید محمد حسین شرافت مولا
      ۳ روز پیش
      سلام علیکم
      استاد گرامی
      زیبا سروده اید
      سپاس از شما
      التماس دعا
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0