سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 دی 1399
    6 جمادى الثانية 1442
      Tuesday 19 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        سه شنبه ۳۰ دی

        باد

        شعری از

        نسترن کوشکی(پاییزی)

        از دفتر شعرناب نوع شعر نثر و انواع آن

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۱۴ شماره ثبت ۷۸۱۵۹
          بازدید : ۴۲۱   |    نظرات : ۲۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر نسترن کوشکی(پاییزی)
        آخرین اشعار ناب نسترن کوشکی(پاییزی)

        و من در بستر سوزناک آمیختن
        خودم را به نوازش های دست باد
        میسپردم
        و شعله ای میسوخت درون چشم من
        درون قلب من
        صدای ناله ام به دور ها میرفت
        چه کس میدانست
        چه میگذرد اینجا
        میان باد
        میان من
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ۲۲:۱۷
        درود بانو
        غمگین و زیبا بود خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۴۸
        ممنونم خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ ۱۸:۳۴
        اول عذر میخواهم از همه یِ اعضا ( چنانچه در این شعر و ارسال اشعار مشابه و غیره که در واکاوی ام اینجا ارائه میدهم _ شاید موضوعات سانسور گونه ای باشند ولی گریزی نیست و در مورد نقد و کارهای تحقیقی و غیره نباید راهشان را بست و صورت وضعیت را پاک نمود).
        عارضم که شاید قدیمی های سایت در جریان باشند که سه چهار سال پیش تحقیقی در مورد آوردن مسائل جنسی در شعر شعرای پیشین و آن موضوعات در این سایت نگاشتم که یکی دو نفر ( اندیشه خشک) یقه پاره کردند که وا دینا، وا اجتماعا، وا سایتا، اینکه اینجا عضو جوان داریم و نباید اینگونه موارد واگویه گردد که نهایتا ظرف یکی دوساعت آن مقاله و تحقیق و منابع مورد استنادم به حاشیه رفت و حذف شد و...
        امیدوارم امروز این موضوع به حاشیه نرود.( البته آن معلوم الحالان فکر کنم گردن خورد کرده اند و از این سایت خوب رفته اند).
        عارضم که ادبیاتِ اروتیک یا مُجُون یا سکسوالیته( جنسی و شهوانی که بیشتر جنبه ی پند و نقد جامعه و در سیطره یِ هجویات هستند همواره چه در اشعار شعرای قدیم و معاصر،جزوِ خلل ناپذیرِ ادبیاتِ ملل و خصوصا کشور خودمان بوده و خواهند بود)
        اشخاصی چون: سعدی،عبید زاکانی،مولوی،ایرج افشار، اخوان ثالث و فروغ( کمتر البته) و دیگران را بایست ستونِ ادبیاتِ هجوی اروتیک در ایران دانست که با مثالها و پندها و تعلیمات و نظم هایی در خور،مشکلاتِ اجتماع و فرهنگِ عامه ی برهه هایِ خویش را شناسانده اند.
        اگر این نوع گفتمان را بکوبیم و نفی نماییم ( بایست شعرِ سعدی و عبید و ایرج افشار و انوری و کتاب الفیه و شلفیه و حتی هفت پیکر نظامی) را مُرده فرض نمود.
        اینها و این موارد جزوِ انکارناپذیرِ ادبیات میباشند.


        و من در بستر سوزناک آمیختن



        جایی مهدی اخوان ثالث میگوید:


        چون میهمان به سفرهٔ پر ناز و نعمتی
        خواندی مرا به بستر وصل خودی، پری
        هر جا دلم بخواهد من دست می‌برم
        دیگر مگو: ببین به کجا دست می‌بری
        با میهمان مگوی: بنوش این، منوش آن
        ای میزبان که پر گل ناز است بسترت
        بگذار مست مست بیفتم کنار تو
        بگذار هر چه هست بنوشم ز ساغرت
        هر جا دلم بخواهد، آری، چنین خوش است
        باید درید هر چه شود بین ما حجاب
        باید شکست هر چه شود سد راه وصل
        دیوانه بود باید و مست و خوش و خراب
        گه می‌چرم چو آهوی مستی، به دست و لب
        در دشت گیسوی تو که صاف است و بی شکن
        گه می‌پرم چو بلبل سرگشته با نگاه
        بر گرد آن دو نو گل پنهان به پیرهن
        هر جا دلم بخواهد، آری به شرم و شوق
        دستم خزد به جانب پستان نرم تو
        واندر دلم شکفته شود صد گل از غرور
        چون به بنم آن دو گونهٔ گلگون ز شرم تو
        تو خنده زن چو کبک، گریزنده چون غزال
        من در پیت چو در پی آهو پلنگ مست
        وانگه ترا بگیرم و دستان من روند
        هر جا دلم بخواهد آری چنین خوش است
        چشمان شاد گرسنه مستم دود حریص
        بر پیکر برهنهٔ پر نور و صاف تو
        بر مرمر ملایم جاندار و گرم تو
        بر روی و ران و گردن و پستان و ناف تو
        کم کم به شوق دست نوازش کشم بر آن
        گلدیس پاک و پردگی نازپرورت
        هر جا دلم بخواهد من دست می‌برم
        ای میزبان که پر گل ناز است بسترت
        تو شوخ پندگوی، به خشم و به ناز خوش
        من مست پند نشنو، بی رحم، بی قرار
        و آنگه دگر تو دانی و من، وین شب شگفت
        وین کنج دنج و بستر خاموش و رازدار



        شعر این بانو، مرزِ میانِ عشق و سکسوالیته،عطوفت و رنجِ زنانه گیست که در ابدیتِ دستها به نوازشهایِ باد پناه برده شده.( البته به وضوح در این شعر مرزشان هویدا نگردیده و درد و مسائلِ فمنیستی بیشتر چربیده است ولی از همین بـــــــسترهایِ خموش و خفته:
        سخنهاست
        تأمل هاست

        چه کس میدانست
        چه میگذرد اینجا
        میان باد
        میان من
        میانِ ما


        ✍️ عیسی نصراللهی



        مصطفی صفری (همان هیچم)
        چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۰۴
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۴۸
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        وهب رنجبرکلیبی
        چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ۱۹:۱۱
        بسیارزیبابوددست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۴۹
        تشکر خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد ترکمان(پژواره)
        چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ۲۱:۰۵
        ... و من
        در بستر سوزناک آمیختن
        خود را به نوازش دست باد
        می سپردم و
        شعله ای درون چشم من
        ولوله ای میان قلب من
        و صدای ناله ام
        به دوردست ها می رفت
        چه کس می دانست
        چه می گذرد اینجا
        میان باد
        میان من

        ... سلام حسش قوی است و چیدمان من نیز شخصی...
        احسنت
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۴۹
        یک دنیا تشکر خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ ۱۵:۴۹

        سلام

        در حنجره ی خلق ستمدیده اسیرم
        نشنید کسی بانگ غزلهای من ای دوست
        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مسعود م
        بسیار عالی...
        درودبر شما ....... خندانک
        دعوتید به بامن بمان
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۵۰
        ممنونم بزرگوار خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد خسروی فرد
        پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸ ۲۱:۱۷
        درود بر شما
        زیباست
        خندانک خندانک خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۵۰
        تشکر بی پایان خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        علیرضا رستمیان (راموز)
        جمعه ۳ آبان ۱۳۹۸ ۱۲:۴۸
        "ای سراپایت سبز
        دستهایت را چون خاطره‌ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
        و لبانت را چون حسی گرم از هستی
        به نوازش‌های لبهای عاشق من بسپار
        باد ما را با خود خواهد برد
        باد ما را با خود خواهد برد" ... (فروغ فرخزاد)

        درود خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۵۱
        یه دنیا تشکر خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد  مسعود م
        شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ ۰۱:۵۶
        سلام

        نه کسی منتظر است،
        نه کسی چشم به راه،
        نه خیال گذر از کوچه‌ی ما دارد ماه!
        بین عاشق شدن و مرگ مگر
        فرقی هست؟
        وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه...!

        👤 فریدون مشیری

        امروز سوم آبان ماه سالروز درگذشت فریدون مشیری
        شاعر شعرهای ناب است.

        روحش شاد و یادش گرامی
        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸ ۱۷:۵۲
        بسیار بسیار زیبا،یه دنیا سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مرتضی قربان نژاد(واپسین)
        شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ ۲۲:۳۵
        درود بر شما
        زیبا سرودید خندانک خندانک
        حمیدرضا حمیدی
        يکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ ۱۰:۵۲
        ♥️
        علیرضا بنایی
        دوشنبه ۹ تير ۱۳۹۹ ۱۱:۳۳
        درود بر شما
        خندانک خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۳:۵۲
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۰۹
        سلام
        ودرودها
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و تشکر خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        نسرین تیموربخش
        چهارشنبه ۵ شهريور ۱۳۹۹ ۲۲:۳۹
        بسیار عالی خندانک
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        نسترن کوشکی(پاییزی)
        حدود ۱ ماه پیش
        ممنونم مهربون خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0